کتابچهٔ راهنمای شهادت‌ها

هر پروندهٔ Kludoku با شهادت‌ها حل می‌شود — اظهارات کوتاهی از مظنونان دربارهٔ اینکه خودشان و دیگران کجا ایستاده بودند. نوزده نوع از آن‌ها وجود دارد و تک‌تکشان محدودیتی هستند که می‌توانید بر اساس آن عمل کنید. این کتابچهٔ راهنمای کامل است: هر اظهارنظر چه چیزی را اثبات می‌کند، بی‌سر‌و‌صدا چه مواردی را رد می‌کند، و — از آنجا که پرونده‌های دشوارتر حاوی یک همدست هستند — وقتی اظهارنظری یک دروغ باشد چه معنایی دارد. عبارات زیر نمونه‌های واقعی بازی هستند، که نام شخصیت‌های پرونده همان‌طور که در بازی می‌آید در آن‌ها پر شده است.

یک ستون شهادت از یک پروندهٔ واقعی در سطح پیشرفته: یک کارت برای هر مظنون، اظهارات مکانی و خطوط انگیزه با علامت قطرهٔ خون
ستون شهادت‌های یک پروندهٔ واقعی. هر کارت متعلق به یک مظنون است؛ روی یک خط ضربه بزنید تا روی تخته مشخص شود. یک پروندهٔ سطح پیشرفته در The Bunker — اندازهٔ ۹×۹، ۹ مظنون، همراه با یک دروغگو و انگیزه‌هایی برای اثبات.

لنگرها — اظهاراتی دربارهٔ یک مظنون و نقشه

«دلیا در آشپزخانه بود.» (شهادت اتاق) — قوی‌ترین اظهارنظر تکی در بازی. خانه‌های احتمالی مظنون به یک اتاق محدود می‌شود. همیشه این‌ها را اول بازی کنید.

«دلیا در آشپزخانه یا در باغ بود.» — شهادت اتاق دوتایی. به تنهایی ضعیف‌تر است، اما با یک اظهارنظر ردیف یا ستون که فقط با یکی از دو اتاق تلاقی دارد، به شکل شگفت‌انگیزی ترکیب می‌شود.

«نادیا در ردیف ۳ بود.» / «نادیا در ستون ۵ بود.» — شهادت خطی. قوانین آهنین این سبک را به یاد داشته باشید: دقیقاً یک نفر در هر ردیف، و هرگز دو نفر در یک ستون (صحنه‌ای که عرضش بیشتر از ارتفاعش باشد، صرفاً یک ستون خالی خواهد داشت). شهادت خطی نه تنها جایگاه فرد را مشخص می‌کند — بلکه بقیه را از آن خط بیرون می‌اندازد.

«ویکتور دیوار بیرونی را لمس می‌کرد.» و حالت منفی آن — شهادت لبه. در یک تختهٔ بزرگ «لمس دیوار» هنوز یک حلقهٔ بزرگ باقی می‌گذارد، اما «دیوار بیرونی را لمس نمی‌کرد» در یک تختهٔ کوچک اظهارنظر قدرتمندی است: بخش داخلی یک صحنهٔ ۵×۵ تنها نه خانه است.

«ویکتور در نیمهٔ شمالی صحنه بود.» — شهادت نیمه. نیمه‌ها در تخته‌هایی با ابعاد فرد همپوشانی دارند (ردیف وسط به هر دو تعلق دارد)، بنابراین پردهٔ تاریک‌شده را بخوانید، نه فرضیات خودتان را.

روابط — اظهاراتی که دو مظنون را به هم پیوند می‌دهند

«دلیا با زنو در یک اتاق بود.» — جفت کلاسیک. جای هیچ‌کدام مشخص نمی‌شود، اما اتاق‌های کاندیدای آن‌ها با هم تلاقی می‌کنند: هر اتاقی که نتواند هر دو را در خود جای دهد، برای هر دو از روی نقشه حذف می‌شود.

«دلیا و زنو در اتاق‌های متفاوتی بودند.» — به تنهایی ضعیف است، اما در اواخر بازی تعیین‌کننده است. وقتی فقط دو اتاق باز باقی مانده باشد، آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

«نادیا درست کنار ویکتور، در همان اتاق بود.» — مجاورت همراه با شرط اتاق. زنجیره‌های کنار هم (الف کنار ب، ب کنار ج) خطوط ممتد بلندی را تحمیل می‌کنند که در جاهای بسیار کمی جا می‌شوند.

«نادیا در جایی در شمال ویکتور بود.» — شهادت جهت، و شکل دقیق آن: «نادیا دقیقاً ۲ ردیف در شمال ویکتور بود». شکل تقریبی دو ردیف را مرتب می‌کند؛ شکل دقیق یک فاصلهٔ ثابت است که می‌توانید آن را مانند یک قطعهٔ یکپارچه روی تخته جابه‌جا کنید.

«زنو در یک اتاق کاملاً تنها بود.» — اظهارنظر اشغال دربارهٔ همه: هر اتاقی که این مظنون را در خود جای دهد، هیچ‌کس دیگری را در خود جای نمی‌دهد. و «زنو و دلیا با هم در یک اتاق تنها بودند» — نسخهٔ دونفره. به یاد داشته باشید هدف بازی چیست: هر کس با قربانی تنها بوده، قاتل است. یک شهادتِ تنهایی که نام قربانی در آن برده شود، به منزلهٔ تحویل دادن قاتل به شما در پرونده است.

وسایل — اظهاراتی دربارهٔ اشیای صحنه

«ویکتور کنار پیانو بود.» و «ویکتور کنار پیانو نبود» — مجاورت شیء. هشت خانهٔ اطراف هر نمونه از آن شیء (ممکن است بیش از یکی وجود داشته باشد!) حلقهٔ کاندیدا هستند؛ حالت منفی آن حلقه را کم می‌کند.

«دلیا در همان ردیف مجسمه بود.» / «در همان ستون صندوقچه بود» — هم‌راستایی با شیء. مانند شهادت خطی است، اما ابتدا باید تمام نسخه‌های آن شیء را پیدا کرده و اجتماع ردیف‌ها یا ستون‌های آن‌ها را در نظر بگیرید.

«زنو روی مبل نشسته بود.» / «روی تخت دراز کشیده بود» / «روی فرش بود» — شهادت‌های اشغال. وسایل قابل اشغال (فهرست سبز در پرونده) دقیقاً جاهایی هستند که یک مظنون می‌تواند بایستد؛ این اظهارات آن‌ها را به یک دسته یا یک شیء خاص مقید می‌کند. حالت‌های منفی — «روی هیچ‌چیزی ننشسته بود»، «روی هیچ تختی دراز نکشیده بود» — کل آن دسته را حذف می‌کنند.

سرشماری اتاق‌ها — اظهاراتی دربارهٔ اتاق‌ها، نه افراد

«هیچ‌کس در گاوصندوق نبود.» — شهادت اتاق خالی. تمام مظنونان آن خانه‌ها را به طور همزمان از دست می‌دهند؛ در تخته‌های پر از اتاق، این صریح‌ترین اظهارنظر در پرونده است.

«دقیقاً ۲ نفر در باغ بودند.» — شمارش اتاق. حساب‌داری است، نه هندسه: همان‌طور که باغ به سمت تکمیل ظرفیتش پر می‌شود، سایر افراد کنار گذاشته می‌شوند؛ اگر دیگر نتوان با مظنونان باقی‌مانده به آن تعداد رسید، فردی که در حال حاضر جای دیگری است باید وارد آن شود.

«نادیا در اتاق مطالعه نبود.» — شهادت منفی اتاق. ثبتش کنید و بگذرید؛ وظیفهٔ آن شکستن بن‌بستی است که دو اظهارنظر مثبت به جا می‌گذارند.

وقتی اظهارنظر یک دروغ است

در پرونده‌های دارای همدست، تمام اظهارات دقیقاً یک مظنون نادرست است — و نادرست معنای دقیقی دارد: نقیض منطقی. «من در آشپزخانه بودم» تبدیل می‌شود به «من در آشپزخانه نبودم». «ما در اتاق‌های متفاوتی بودیم» تبدیل می‌شود به «ما در همان اتاق بودیم». «دقیقاً دو نفر در باغ بودند» تبدیل می‌شود به «تعداد دیگری از افراد در باغ بودند». در طول بازی یک مظنون را به عنوان مظنون به همدستی علامت بزنید تا بازی کارت او را برای شما معکوس کند — برای نحوهٔ به دام انداختن دروغگو، راهنمای تکنیک همدست را ببینید.

تخته پوشیده شده و تنها چند خانه که شهادت یک مظنون هنوز اجازه می‌دهد باقی مانده است
پایان تمام اظهارات بالا یکسان است: خانه‌هایی که از پردهٔ احتمالات حذف می‌شوند. یک مظنون را انتخاب کنید تا تخته محاسبات را برایتان انجام دهد. یک پروندهٔ سطح پیشرفته در The Bunker — اندازهٔ ۹×۹، ۹ مظنون، همراه با یک دروغگو و انگیزه‌هایی برای اثبات.

تمام نوزده نوع با هم ترکیب می‌شوند: یک سرشماری اتاق به علاوهٔ هم‌اتاقی بودن، یک جهت به علاوهٔ یک هم‌راستایی. مهارت اصلی در انتخاب این است که ابتدا کدام دو مورد را تلاقی دهید — راهنمای تکنیک‌ها دقیقاً کتابچهٔ تمرین همین کار است.

بازی رایگان · قوانین · حل اولین پروندهٔ شما

رایگان بازی کن — بدون دانلود

این صفحه را به زبان دیگری بخوان: العربية · Asturianu · Català · Deutsch · English · Castellano · Euskara · Français · Galego · हिन्दी · Italiano · 日本語 · 한국어 · Nederlands · Português · Русский · Valencià · 中文