سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
در ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — گشتی در پارک
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: محوطهٔ پیکنیک, گلستان, دکه.
تا حالا 20 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ن — نیمکت · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Jimena در راستترین ستون بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 4 از 20.
Jimena در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 1 از 20.
Ofelia در ستون 3 بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 5 از 20.
Ofelia در ردیف 2 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 1 از 20.
Paloma در پایینترین ردیف بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 4 از 20.
Paloma در دکه بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 3 از 20.
Estela در چپترین ستون بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Paloma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Paloma هنوز برایش باز است — 3 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Xavier فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در دکه (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Estela، در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 4، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Estela با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · د — درختچه · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ی — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ruben در ستون 3 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 4 از 20.
Ruben در چمن بود. 2 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 2 از 20.
Estela در پایینترین ردیف بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 5 از 20.
Estela در ستون 4 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 1 از 20.
Jonas در قایقخانه بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 4 از 20.
Nadia در سکوی موسیقی بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 4 از 20.
خانههایی را که برای Ruben مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ruben هنوز برایش باز است — 2 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ruben فقط میتواند در چمن (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jonas فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zaida فقط میتواند در چمن (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در سکوی موسیقی (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ruben، در چمن (ردیف 3، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ruben با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د1 — درخت · د2 — درختچه · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ن — نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Vivienne در چمن بود. 8 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 8 از 30.
Alistair کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 1 از 30.
Kurt کنار پنجره بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 1 از 30.
Clara کنار درخت بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 2 از 30.
Ruben در ردیف 2 بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 6 از 30.
Ruben در ستون 4 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 1 از 30.
خانههایی را که برای Clara مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Clara هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Vivienne فقط میتواند در چمن (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Clara فقط میتواند در چمن (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ruben، در برکهٔ اردک (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ruben با قرمز حلقه خورده است.
آسان · مسابقه با زمان — گشتی در پارک
شبکهای 6×6 در 4 اتاق: چمن, محوطهٔ پیکنیک, قایقخانه, پیادهراه.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تختهسنگ · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ن — نیمکت · ی — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rufus کنار درخت بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 3 از 29.
Rufus کنار بوتهٔ گل بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 1 از 29.
Helena کنار فرش بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 1 از 29.
Bruno در محوطهٔ پیکنیک بود. 15 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Vera در ردیف 3 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 5 از 29.
Vera در محوطهٔ پیکنیک بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 29.
Zaida در ردیف 4 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 6 از 29.
Zaida در راستترین ستون بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Vera مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vera هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Bruno فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Helena، در قایقخانه (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Helena با قرمز حلقه خورده است.
متوسط · مسابقه با زمان — گشتی در پارک
شبکهای 7×7 در 5 اتاق: دکه, چمن, برکهٔ اردک, قایقخانه, زمین بازی.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ن — نیمکت · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Tesa کنار نیمکت بود. اگر راست باشد، 2 از 41 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 2 از 41.
Tesa با Gaspar در یک اتاق بود.
Victor در ردیف 2 بود. اگر راست باشد، 6 از 41 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 6 از 41.
Victor به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 1 از 41 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 41.
Jimena جایی در شمال Victor بود.
Nora کنار تختهسنگ بود. اگر راست باشد، 1 از 41 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 1 از 41.
Gaspar کنار یک درختچه بود. اگر راست باشد، 3 از 41 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 3 از 41.
Quentin جایی در شرق Jimena بود.
Quentin با نیمکت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 37 از 41 را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tesa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tesa هنوز برایش باز است — 2 از 41.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Tesa آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Victor آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Jimena آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
2 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Quentin از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Quentin در واقع به تو گفته است:
Quentin در شرق Jimena نبود.
Quentin با نیمکت در یک ردیف نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tesa فقط میتواند در چمن (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در دکه (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gaspar فقط میتواند در چمن (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 37 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در برکهٔ اردک (ردیف 2، ستون 7). Quentin از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
متوسط — گشتی در پارک
شبکهای 8×7 در 5 اتاق: محوطهٔ پیکنیک, برکهٔ اردک, چمن, زمین بازی, گلستان.
تا حالا 16 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · د — درخت · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک درختچه · ی3 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ignacio کنار یک بوتهٔ گل بود. 5 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 5 از 48.
Enzo با پزشک در یک اتاق بود.
Enzo جایی در شرق Lorenzo بود.
Enzo جایی در شرق شعبدهباز بود.
Enzo با درخت در یک ستون بود. 5 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 5 از 48.
Dante جایی در شمال Ofelia بود.
Dante با Ofelia در یک اتاق بود.
Lorenzo با یک درختچه در یک ستون بود. 9 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 9 از 48.
Ofelia در ستون 2 بود. 7 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 7 از 48.
Ofelia با یک نیمکت در یک ردیف بود. 2 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 2 از 48.
Julian جایی در شمال سرهنگ بود.
Julian با تختهسنگ در یک ردیف بود. 7 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 7 از 48.
هیچکس در زمین بازی نبود.
خانههایی را که برای Ofelia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ofelia هنوز برایش باز است — 2 از 48.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ignacio فقط میتواند در چمن (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در گلستان (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dante فقط میتواند در گلستان (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 48 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ursula فقط میتواند در چمن (ردیف 3، ستون 8) باشد — از 48 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ofelia فقط میتواند در گلستان (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ignacio، در چمن (ردیف 4، ستون 7).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ignacio با قرمز حلقه خورده است.
سخت — گشتی در پارک
شبکهای 9×8 در 6 اتاق: دکه, پیادهراه, زمین بازی, محوطهٔ پیکنیک, قایقخانه, برکهٔ اردک.
تا حالا 8 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ج — جعبهٔ چوبی · د — درختچه · ف1 — فرش (خانه آزاد میماند) · ف2 — فواره · ن — نیمکت · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تختهسنگ · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک درخت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Clara با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 15 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 15 از 61.
Victor دقیقاً 1 ردیف در شمال پیشخدمت بود.
Victor با نیمکت در یک ستون بود. 6 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 6 از 61.
Victor دقیقاً 3 ستون در شرق Clara بود.
Gilda با درختچه در یک ستون بود. 7 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 7 از 61.
Gilda تنهای تنها در یک اتاق بود.
Marco دقیقاً 1 ستون در غرب Frida بود.
Marco در ردیف 7 بود. 7 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 7 از 61.
Jimena دقیقاً 2 ستون در شرق Victor بود.
Jimena تنهای تنها در یک اتاق بود.
Frida به دیوار بیرونی چسبیده بود. 27 خانه از 61 خانه را باقی میگذارد
Elias با فرش در یک ردیف بود. 9 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 9 از 61.
Elias با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 1 خانه از 61 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 1 از 61.
خانههایی را که برای Victor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Victor هنوز برایش باز است — 6 از 61.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Victor فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 31 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Clara در برکهٔ اردک (ردیف 7، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Marco نمیماند. پس آنجا نه.
Simon را در قایقخانه (ردیف 3، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Gilda در زمین بازی (ردیف 4، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
Marco را در برکهٔ اردک (ردیف 7، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Clara روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Marco نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
27 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Frida، در دکه (ردیف 8، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Frida با قرمز حلقه خورده است.
سخت · مسابقه با زمان — گشتی در پارک
شبکهای 10×8 در 6 اتاق: محوطهٔ پیکنیک, قایقخانه, برکهٔ اردک, پیادهراه, زمین بازی, دکه.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تختهسنگ · د1 — درخت · د2 — درختچه · ف — فواره · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک فرش (خانه آزاد میماند) · ی6 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kurt با Horacio در یک اتاق بود.
Kurt دقیقاً 2 ستون در شرق پزشک بود.
Bianca با درختچه در یک ستون بود. 6 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 6 از 68.
Paloma جایی در غرب Vivienne بود.
Paloma با درخت در یک ردیف بود. 7 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 7 از 68.
Vivienne دقیقاً 4 ردیف در جنوب Horacio بود.
Elena تنهای تنها در یک اتاق بود.
Simon با یک فرش در یک ستون بود. 29 خانه از 68 خانه را باقی میگذارد
Horacio در ستون 2 بود. 6 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 6 از 68.
Horacio دقیقاً 3 ردیف در شمال پزشک بود.
هیچکس در محوطهٔ پیکنیک نبود.
خانههایی را که برای Bianca مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Bianca هنوز برایش باز است — 6 از 68.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Horacio فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 48 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Kurt در قایقخانه (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Paloma نمیماند. پس آنجا نه.
Bianca را در قایقخانه (ردیف 3، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Paloma در قایقخانه (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kurt نمیماند. پس آنجا نه.
Abel را در قایقخانه (ردیف 2، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Kurt روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Paloma نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
44 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Bianca فقط میتواند در زمین بازی (ردیف 8، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Horacio میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Paloma میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Elena میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Bianca، در زمین بازی (ردیف 8، ستون 4).
تنها انگیزهای که برای Bianca سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Bianca با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای — گشتی در پارک
شبکهای 10×9 در 8 اتاق: برکهٔ اردک, زمین بازی, گلستان, سکوی موسیقی, چمن, قایقخانه, پیادهراه, دکه.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 7 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ج — جعبهٔ چوبی · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک تختهسنگ · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک درخت · ی6 — یک درختچه · ی7 — یک فواره · ی8 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wanda و Milo در یک اتاق تنها بودند.
Wanda دقیقاً 2 ردیف در شمال سرآشپز بود.
Lidia دقیقاً 2 ردیف در جنوب Bianca بود.
Oscar دقیقاً 2 ردیف در جنوب Lidia بود.
Milo دقیقاً 7 ردیف در شمال پیشخدمت بود.
Milo دقیقاً 5 ردیف در شمال سرآشپز بود.
Elias تنهای تنها در یک اتاق بود.
Celeste دقیقاً 8 ستون در شرق Elias بود.
Nora تنهای تنها در یک اتاق بود.
Nora دقیقاً 3 ستون در غرب سرآشپز بود.
Nora دقیقاً 6 ستون در شرق Milo بود.
Nora دقیقاً 3 ستون در شرق Lidia بود.
Bianca تنهای تنها در یک اتاق بود.
دقیقاً 2 نفر در چمن بودند.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Wanda فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 75 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Milo فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 75 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در دکه (ردیف 8، ستون 2) باشد — از 75 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در قایقخانه (ردیف 6، ستون 10) باشد — از 75 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 25 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Sol در گلستان (ردیف 3، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nora نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Lidia در زمین بازی (ردیف 7، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Oscar نمیماند. پس آنجا نه.
Oscar را در قایقخانه (ردیف 7، ستون 9) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Nora را در سکوی موسیقی (ردیف 5، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Sol روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nora نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
21 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Wanda میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Milo میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Nora میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Elias میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Celeste میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
انگیزهٔ Oscar، بدهی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Oscar، در چمن (ردیف 7، ستون 8).
تنها انگیزهای که برای Oscar سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Oscar با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای · مسابقه با زمان — گشتی در پارک
شبکهای 9×9 در 8 اتاق: سکوی موسیقی, پیادهراه, قایقخانه, دکه, چمن, محوطهٔ پیکنیک, گلستان, زمین بازی.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک تختهسنگ · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک درخت · ی5 — یک درختچه · ی6 — یک فواره · ی7 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Cesar دقیقاً 3 ردیف در شمال وارث بود.
Gaspar و Quentin در یک اتاق تنها بودند.
Elias دقیقاً 1 ردیف در جنوب Flora بود.
Elias و Tamara در یک اتاق تنها بودند.
Elias دقیقاً 1 ستون در غرب وارث بود.
Flora تنهای تنها در یک اتاق بود.
Quentin دقیقاً 1 ستون در غرب Julia بود.
Paloma دقیقاً 2 ستون در غرب سرآشپز بود.
Julia جایی در جنوب موزهدار بود.
Tamara جایی در غرب Julia بود.
دقیقاً 2 نفر در چمن بودند.
دقیقاً 2 نفر در گلستان بودند.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 346 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Cesar در قایقخانه (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gaspar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Gaspar در قایقخانه (ردیف 1، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Quentin نمیماند. پس آنجا نه.
Elias را در دکه (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Helena در قایقخانه (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Elias نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Cesar روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Gaspar نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
342 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Quentin میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Gaspar میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Elias میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Cesar میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Flora میتوانست انتقام باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
انگیزهٔ Julia، وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Julia، در چمن (ردیف 9، ستون 9).
تنها انگیزهای که برای Julia سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Julia با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز ترجمه نشده — پایینتر به انگلیسی آمده است.
The day in review
The Cartographer’s Debt — The cache at A Walk in the Park came up — found, marked, logged. Not the thing that went missing on day one, but something.
The day’s inquiries took us through A Walk in the Park across ten separate scenes. On the untimed beat, chentian led the 5x5 beginner case with a swift twelve-second solve out of seventeen successes, while a guest detective claimed the 6x6 easy board in fourteen seconds. The 8x7 medium investigation saw twelve investigators reach the truth, headed again by chentian in two minutes and ten seconds. The assignments grew sterner as seven detectives cleared the 9x8 hard grid, topped by a guest detective in one minute and fifteen seconds. The untimed 10x9 expert challenge required establishing a motive across eight rooms, where a guest detective paced the five successful sleuths with a time of four minutes and twenty-five seconds.
The timed division saw very light traffic, yet chentian swept every single board. Opening runs through the beginner and easy cases took fourteen and ten seconds respectively. A deceptive witness entered the fray during the 7x7 medium time attack, though chentian sorted out the liar in seven minutes and thirty-six seconds. The timed hard and expert boards both demanded motives; chentian stood alone to unravel the 10x8 hard case in four minutes and eighteen seconds, then closed the 9x9 expert scene in three minutes and forty-two seconds.
Fastest detectives of the day
Beginner: chentian — 0m 12s · Easy: a guest detective — 0m 14s · Medium: chentian — 2m 10s · Hard: a guest detective — 1m 15s · Expert: a guest detective — 4m 25s · Beginner · time attack: chentian — 0m 14s · Easy · time attack: chentian — 0m 10s · Medium · time attack: chentian — 7m 36s · Hard · time attack: chentian — 4m 18s · Expert · time attack: chentian — 3m 42s
The solutions
The solved boards — spoilers for every case of 2 September 2026
Key: red ring = the murderer · amber dashes = the lying accomplice · ✕ = the victim · initials mark where each suspect was proved to stand.
Beginner — A Walk in the Park
Estela (doctor) ended the day behind bars — convicted by 17 detectives.
Easy — A Walk in the Park
Ruben (magician) was named and charged; 15 detectives closed this one.
Medium — A Walk in the Park
The cell door shut on Ignacio (colonel), on the evidence of 12 detectives.
Hard — A Walk in the Park
7 detectives put Frida (chef) away before the day was out.
Expert — A Walk in the Park
Oscar (curator) is in custody — the case was closed by 5 detectives. The motive — obsession — was proved along with the name.
Beginner · time attack — A Walk in the Park
Ruben (butler) ended the day behind bars — convicted by 2 detectives.
Easy · time attack — A Walk in the Park
Helena (doctor) was named and charged; 2 detectives closed this one.
Medium · time attack — A Walk in the Park
The cell door shut on Victor (gardener), on the evidence of one detective. Quentin lied for them and was never charged.
Hard · time attack — A Walk in the Park
one detective put Bianca (professor) away before the day was out. The motive — jealousy — was proved along with the name.
Expert · time attack — A Walk in the Park
Julia (diva) is in custody — the case was closed by one detective. The motive — debts — was proved along with the name.