سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
در ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ی — یک رایانه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Nadia در بازداشتگاه بود. 6 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 6 از 22.
Nadia در ستون 3 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 1 از 22.
Enzo در جایگاه هیئتمنصفه بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 4 از 22.
Enzo در ردیف 3 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 22.
Lidia در تالار دادگاه بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 5 از 22.
Lidia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 1 از 22.
Simon در ستون 2 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
Simon در راهرو بود. 2 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Simon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Simon هنوز برایش باز است — 2 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Simon فقط میتواند در راهرو (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nadia، در بازداشتگاه (ردیف 5، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nadia با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · ی — یک بونسای
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Vera در ستون 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 4 از 21.
Vera در تالار دادگاه بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 21.
Katia در جایگاه هیئتمنصفه بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 3 از 21.
Lorenzo در راستترین ستون بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 3 از 21.
Sofia در ستون 4 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 5 از 21.
Sofia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 1 از 21.
خانههایی را که برای Vera مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vera هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Vera فقط میتواند در تالار دادگاه (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در تالار دادگاه (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در راهرو (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Vera، در تالار دادگاه (ردیف 5، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Vera با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک رایانه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sol در اتاق مطبوعات بود. 4 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 4 از 27.
Sol در ستون 4 بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 1 از 27.
Milo در بازداشتگاه بود. 9 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 9 از 27.
Julian کنار مجسمه بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 1 از 27.
Ada در نگارخانه بود. 8 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 8 از 27.
Ada در ستون 2 بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 1 از 27.
Clara در ردیف 4 بود. 3 خانه از 27 خانه را باقی میگذارد
Clara کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Milo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Milo هنوز برایش باز است — 9 از 27.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Milo فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dora فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 27 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ada، در نگارخانه (ردیف 3، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ada با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ر — رایانه · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ی — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Quentin در ردیف 3 بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 3 از 30.
Quentin کنار صندلی چوبی بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 30.
Horacio در بایگانی بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 6 از 30.
Horacio در بالاترین ردیف بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 3 از 30.
Ignacio در ستون 3 بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 6 از 30.
Ignacio در بایگانی بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 2 از 30.
Percy کنار بونسای بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Jimena در چپترین ستون بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ignacio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ignacio هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Horacio فقط میتواند در بایگانی (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ignacio فقط میتواند در بایگانی (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elena فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Percy فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Quentin، در دفتر قاضی (ردیف 3، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Quentin با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک رایانه · ی2 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena کنار فرش بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 2 از 39.
Nico روی مبل راحتی نشسته بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 1 از 39.
Sol با گلدان در یک ستون بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 5 از 39.
Sol با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 1 از 39.
Horacio با Margot در یک اتاق بود.
Horacio کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 2 از 39.
Percy کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 2 از 39.
Percy با گلدان در یک ردیف بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Margot جایی در شمال Percy بود.
خانههایی را که برای Elena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Elena هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Elena فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Horacio فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Margot فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در راهرو (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nico، در راهرو (ردیف 4، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nico با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Enzo با مبل راحتی در یک ستون بود. 7 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 7 از 41.
Enzo یا در بازداشتگاه بود یا در بایگانی. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 41.
Yolanda کنار یک پنجره بود. 2 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 2 از 41.
Ursula با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 5 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 5 از 41.
Ursula با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 1 از 41.
Wren در ردیف 5 بود. 7 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 7 از 41.
Percy روی صندلی چوبی نشسته بود. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
Marina کنار بونسای بود. 3 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
Marina جایی در شرق خوانندهٔ اپرا بود.
خانههایی را که برای Yolanda مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Yolanda هنوز برایش باز است — 2 از 41.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sol فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 6، ستون 7) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yolanda فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در بایگانی (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ursula، در نگارخانه (ردیف 7، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ursula با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 18 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ر — رایانه · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Nadia با Horacio در یک اتاق بود.
Nadia در ردیف 5 بود. اگر راست باشد، 8 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 8 از 55.
Leo با صندلی چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 8 از 55.
Leo جایی در غرب Nadia بود.
Walter با مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 7 از 55.
Walter جایی در شمال Vasco بود.
Walter جایی در جنوب Horacio بود.
Vasco در ستون 6 بود. اگر راست باشد، 7 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 7 از 55.
Octavio جایی در غرب Leo بود.
Octavio با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 21 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 21 از 55.
Marina با مبل راحتی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 48 از 55 را باقی میگذارد
Marina به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 22 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 22 از 55.
Horacio جایی در جنوب Marina بود.
Horacio با مبل راحتی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 55 را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Walter مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Walter هنوز برایش باز است — 7 از 55.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Nadia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Katia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Leo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Marina از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Marina در واقع به تو گفته است:
Marina با مبل راحتی در یک ستون نبود.
Marina به دیوار بیرونی چسبیده بود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nadia فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 55 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Leo فقط میتواند در اتاق مدارک (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در راهرو (ردیف 7، ستون 8) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در راهرو (ردیف 8، ستون 6) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Octavio فقط میتواند در بایگانی (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Horacio فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Nadia میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Leo میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Walter میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Octavio میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Marina، در دفتر قاضی (ردیف 1، ستون 5). Marina از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Marina سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Marina با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Ivan با پیشخدمت در یک اتاق بود.
Ivan جایی در غرب Rosa بود.
Ivan جایی در شرق Boris بود.
Simon با رایانه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 7 از 54.
Simon جایی در غرب Celeste بود.
Simon با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 1 از 54.
Rosa جایی در غرب Celeste بود.
Rosa کنار رایانه نبود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 1 از 54.
Vasco با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 7 از 54.
Vasco با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 1 از 54.
Vasco جایی در شرق موزهدار بود.
Boris با مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 7 از 54.
Boris جایی در غرب Celeste بود.
Boris با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذارد
Celeste یا در جایگاه هیئتمنصفه بود یا در نگارخانه. اگر راست باشد، 17 از 54 را باقی میگذارد
Celeste با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 3 از 54 را باقی میگذارد
Celeste جایی در شمال شعبدهباز بود.
Celeste جایی در شمال Ivan بود.
Octavio جایی در جنوب راننده بود.
Octavio جایی در شرق پیشخدمت بود.
خانههایی را که برای Celeste مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Celeste هنوز برایش باز است — 3 از 54.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Ivan آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Simon آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vasco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Boris آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
2 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
Rosa همدست است. جاگذاری بهتنهایی اینجا 2 خوانش را سرِ پا میگذارد، پس این خودِ اتهام است که تعیین میکند کدام یکی — اما از این پس هر چه Rosa گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Rosa در واقع به تو گفته است:
Rosa در غرب Celeste نبود.
Rosa کنار رایانه بود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ivan فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 7، ستون 5) باشد — از 54 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wanda فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 54 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Octavio فقط میتواند در بایگانی (ردیف 8، ستون 6) باشد — از 54 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Vasco میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Rosa میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Boris میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Celeste میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
انگیزهٔ Simon، وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Simon، در دفتر قاضی (ردیف 2، ستون 2). Rosa از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Simon سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Simon با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 9 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م — مجسمه · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک رایانه · ی4 — یک ساعت · ی5 — یک فرش (خانه آزاد میماند) · ی6 — یک گلدان · ی7 — یک مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی8 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Ines جایی در جنوب خوانندهٔ اپرا بود.
Ines با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 7 از 68.
Ines جایی در غرب وارث بود.
Lorenzo با مجسمه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 8 از 68.
Lorenzo با یک میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 2 از 68.
Rosa با یک میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 54 از 68 را باقی میگذارد
Rosa با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 42 از 68 را باقی میگذارد
Katia جایی در شمال Queralt بود.
Katia با یک میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 14 از 68.
Alistair با مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 8 از 68.
Alistair با صندلی چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 68 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 1 از 68.
Percy با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 68 را باقی میگذارد
Wren با یک فرش در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 29 از 68 را باقی میگذارد
Wren جایی در غرب Percy بود.
Wren جایی در شمال Rosa بود.
Queralt با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 68 را باقی میگذارد
دقیقاً 3 نفر در اتاق مطبوعات بودند.
خانههایی را که برای Lorenzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lorenzo هنوز برایش باز است — 2 از 68.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Ines آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Lorenzo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Dante آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Katia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Rosa از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Rosa در واقع به تو گفته است:
Rosa با یک میز تحریر در یک ستون نبود.
Rosa با یک پنجره در یک ردیف نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Percy فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 8، ستون 9) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 71 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ines در اتاق مدارک (ردیف 4، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dante نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Lorenzo در راهرو (ردیف 7، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dante نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rosa در بایگانی (ردیف 4، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Wren نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Dante در بایگانی (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Queralt نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ines روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Dante نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
67 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Wren میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Ines میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Percy میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Alistair میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Rosa میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Katia، جاهطلبی نبود.
انگیزهٔ Katia، رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Katia، در بایگانی (ردیف 2، ستون 5). Rosa از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Katia سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Katia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک رایانه · ی4 — یک قفسهٔ کتاب · ی5 — یک گلدان · ی6 — یک مجسمه · ی7 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Kira با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 7 از 67.
Hugo جایی در شرق پیشخدمت بود.
Hugo با پزشک در یک اتاق بود.
Hugo با مبل راحتی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 7 از 67.
Hugo با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 2 از 67.
Rufus با Leo در یک اتاق بود.
Rufus درست کنار Ines بود، در همان اتاق.
Pablo جایی در شمال راننده بود.
Pablo جایی در غرب Queralt بود.
Ines با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 8 از 67.
Zaida با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 6 از 67.
Zaida با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 1 از 67.
Queralt جایی در جنوب راننده بود.
Leo جایی در شمال Zaida بود.
Leo با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 67 را باقی میگذارد
Leo جایی در جنوب خوانندهٔ اپرا بود.
دقیقاً 2 نفر در نگارخانه بودند.
دقیقاً 2 نفر در جایگاه هیئتمنصفه بودند.
خانههایی را که برای Hugo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Hugo هنوز برایش باز است — 2 از 67.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Kira آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Hugo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Abel آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Pablo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Rufus از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Rufus در واقع به تو گفته است:
Rufus با Leo در یک اتاق نبود.
Rufus درست کنار Ines در همان اتاق نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Hugo فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 9، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 12 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Kira را در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 3، ستون 8) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Rufus را در نگارخانه (ردیف 6، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Abel در نگارخانه (ردیف 4، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Leo نمیماند. پس آنجا نه.
Pablo را در اتاق مطبوعات (ردیف 1، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Abel روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Leo نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
8 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Ines میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Hugo میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Kira میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Leo میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Zaida میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Rufus، بدهی نبود.
انگیزهٔ Rufus، رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rufus، در نگارخانه (ردیف 7، ستون 1). Rufus از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Rufus سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rufus با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
باغ نیمهشب — ۱۵ کارآگاه در The Courtroom انگشت اتهام را به سوی یک دروغگوی واحد نشانه رفتند؛ ۱۲ نفر بیشتر از ۳ نفری که برای تفهیم اتهام لازم است. اتهام ردخور ندارد.
امروز The Courtroom صحنهٔ هر ده فقره بازجویی بود و کارآگاهان را هم در روالهای standard و هم در time attack به بوتهٔ آزمایش گذاشت. پروندههای سادهتر بدون فریبکاری یا ضرورت اثبات انگیزه، به سرعت مختومه شدند. chentian صحنههای اولیه را قبضه کرد؛ با ثبت زمانهای هشت ثانیه در standard beginner 5x5 و شانزده ثانیه در standard medium، و درو کردن چهار رقابت time attack از beginner تا hard در سیزده، چهارده، نوزده و بیست و شش ثانیه. در این میان، NXH با ده ثانیه سریعترین رکورد را در standard easy از آن خود کرد.
اما ماجرا از آنجا پیچیده شد که پای یک دروغگو به جریان بازجویی باز شد و بستن پرونده، نیازمند اثبات انگیزهای موثق گشت. در پروندهٔ standard hard که در یک شبکهٔ 8x8 با شش اتاق طراحی شده بود، david کلاف دروغها را در سه دقیقه و شش ثانیه از هم گشود. آن سوتر در صحنهٔ standard expert 9x9، جایی که هفت اتاق کار جستجو را دشوارتر میکرد، gyr در پنج دقیقه و دوازده ثانیه زودتر از بقیه به خط پایان رسید.
آزمونهای زماندار در ردههای بالاترشان، با کمتعداد شدن شرکتکنندگان، به وضوح خلوتتر شدند. تنها سه کارآگاه از پس پروندهٔ timed hard برآمدند، در حالی که در بازجویی timed expert با هشت اتاقش، از میان نه تلاش فقط دو نتیجهگیری موفق حاصل شد. در آنجا، در محاصرهٔ نیرنگها و انگیزههای لازم، gyr بار دیگر پیشتازی کرد و در پنجاه و هفت ثانیه پروندهٔ بازجویی را بست.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — دادگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Nadia (استاد) به دست 61 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان — دادگاه
Ada (سرآشپز) در بازداشت است — پرونده را 53 کارآگاه بست.
متوسط — دادگاه
Ursula (سرآشپز) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 46 کارآگاه محکوم شد.
سخت — دادگاه
نام Marina (خوانندهٔ اپرا) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 18 کارآگاه بسته شد. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد. Marina برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای — دادگاه
درِ سلول روی Katia (خوانندهٔ اپرا) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 9 کارآگاه. انگیزه — وسواس — همراه با نام ثابت شد. Rosa برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — دادگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Vera (وارث) به دست 8 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان · مسابقه با زمان — دادگاه
Quentin (شعبدهباز) در بازداشت است — پرونده را 8 کارآگاه بست.
متوسط · مسابقه با زمان — دادگاه
Nico (باغبان) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 5 کارآگاه محکوم شد.
سخت · مسابقه با زمان — دادگاه
نام Simon (موزهدار) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 3 کارآگاه بسته شد. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد. Rosa برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای · مسابقه با زمان — دادگاه
درِ سلول روی Rufus (پیشخدمت) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 2 کارآگاه. انگیزه — وسواس — همراه با نام ثابت شد. Rufus برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.