سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۷ شهریور ۱۴۰۵
در ۷ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — موزهٔ عجایب
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: کارگاه مرمت, گنجینه, دفتر, بایگانی.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مجسمه · ی — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena کنار آینه بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 1 از 22.
Ursula در کارگاه مرمت بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 4 از 22.
Ursula در ردیف 3 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 1 از 22.
Irene در بایگانی بود. 8 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 8 از 22.
Simon در دفتر بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 5 از 22.
خانههایی را که برای Simon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Simon هنوز برایش باز است — 5 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Oscar فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Irene فقط میتواند در بایگانی (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Simon فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ursula، در کارگاه مرمت (ردیف 3، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ursula با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ر — رایانه · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ulises در نگارخانه بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 3 از 22.
Paloma در ردیف 4 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 4 از 22.
Paloma در ستون 4 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 1 از 22.
Ines در اتاق مطبوعات بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 4 از 22.
Felix در چپترین ستون بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 22.
Felix در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 1 از 22.
خانههایی را که برای Ulises مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ulises هنوز برایش باز است — 3 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Hilda فقط میتواند در تالار دادگاه (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Paloma، در تالار دادگاه (ردیف 4، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Paloma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ر — رادیو · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · ی — یک رایانه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Celeste روی فرش بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 2 از 30.
Celeste در ردیف 3 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 1 از 30.
Octavio کنار رادیو بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 2 از 30.
Helena در رختشویخانه بود. 7 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 7 از 30.
Helena در بالاترین ردیف بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 3 از 30.
Nestor در انبار خوراک بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 6 از 30.
Nestor در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Greta در راهرو بود. 9 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Octavio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Octavio هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Octavio فقط میتواند در اتاق مطالعه (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Helena فقط میتواند در رختشویخانه (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در راهرو (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در رختشویخانه (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Helena، در رختشویخانه (ردیف 1، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Helena با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی — یک جعبهٔ چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Irene در ردیف 3 بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 4 از 30.
Irene در بایگانی بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 2 از 30.
Quentin روی فرش بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 4 از 30.
Quentin کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 30.
Leo در نگارخانه بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 6 از 30.
Petra کنار کاناپه بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 4 از 30.
Enzo در پایینترین ردیف بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Enzo یا در نگارخانه بود یا در بایگانی. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Irene مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Irene هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Irene فقط میتواند در بایگانی (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Leo فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Petra فقط میتواند در دفتر (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در گنجینه (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Quentin، در گنجینه (ردیف 2، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Quentin با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · س — سطل زباله · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kurt با Enzo در یک اتاق بود.
Kurt با گنجه در یک ردیف بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 5 از 39.
Dorian با Enzo در یک اتاق بود.
Paloma با رادیو در یک ردیف بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 5 از 39.
Paloma جایی در غرب سرهنگ بود.
Paloma یا در گلخانهٔ آبی بود یا در اتاق بیسیم. 3 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 3 از 39.
Jimena کنار فرش بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 4 از 39.
Jimena کنار گنجه بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 2 از 39.
Queralt با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 4 از 39.
Queralt در انبار خوراک بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Enzo با اجاق در یک ستون بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Jimena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Jimena هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Helena فقط میتواند در اتاق بیسیم (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در خوابگاه (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dorian فقط میتواند در خوابگاه (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در گلخانهٔ آبی (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در اتاق بیسیم (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در خوابگاه (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jimena، در اتاق بیسیم (ردیف 6، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jimena با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · ک — کروکودیل · ن — نیمکت · ی1 — یک درخت نخل · ی2 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Lorenzo کنار چراغ پایهدار بود. 2 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 2 از 44.
Clara یا در غار بود یا در بارانداز. 12 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 12 از 44.
Yolanda کنار جعبهٔ چوبی بود. 2 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 2 از 44.
Nora با پیشخدمت در یک اتاق بود.
Kurt کنار صندوق بود. 1 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 1 از 44.
Felix با نیمکت در یک ردیف بود. 4 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 44.
Felix جایی در غرب Nora بود.
هیچکس در ساحل نبود.
خانههایی را که برای Lorenzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lorenzo هنوز برایش باز است — 2 از 44.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 50 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Lorenzo در بارانداز (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dante نمیماند. پس آنجا نه.
Clara را در بارانداز (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Yolanda را در بارانداز (ردیف 4، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Nora را در دیدهبانی (ردیف 1، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Lorenzo روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Dante نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
46 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kurt، در لاشهٔ کشتی (ردیف 6، ستون 7).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kurt با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت1 — تخت (خانه آزاد میماند) · ت2 — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · د — دوربین فیلمبرداری · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ی1 — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک رایانه · ی4 — یک کاکتوس
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Dora با یک تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. 15 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 15 از 62.
Percy با یک تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 15 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 15 از 62.
Percy با Walter در یک اتاق بود.
Nestor دقیقاً 4 ستون در شرق Julian بود.
Nestor با دوربین فیلمبرداری در یک ردیف بود. 7 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 7 از 62.
Ivan تنهای تنها در یک اتاق بود.
Sofia در ردیف 5 بود. 9 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 9 از 62.
Sofia دقیقاً 4 ستون در شرق شعبدهباز بود.
Julian تنهای تنها در یک اتاق بود.
Julian با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 8 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 8 از 62.
Walter با فرش در یک ستون بود. 7 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 7 از 62.
Walter دقیقاً 1 ستون در شرق استاد بود.
خانههایی را که برای Nestor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nestor هنوز برایش باز است — 7 از 62.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sofia فقط میتواند در اتاق تدوین (ردیف 5، ستون 9) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 53 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Dora در اتاق لباس (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
Percy را در محوطهٔ پشتی (ردیف 2، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Nestor در اتاق لباس (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Walter نمیماند. پس آنجا نه.
Ivan را در دفتر کارگردان (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Dora روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nestor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
49 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Sofia، در اتاق تدوین (ردیف 5، ستون 9).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Sofia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پیانو · ج — جعبهٔ چوبی · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک چنگ · ی4 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Vasco با Marco در یک اتاق بود.
Vasco با Horacio در یک اتاق بود.
Jimena با پیانو در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 6 از 54.
Jimena جایی در شرق Horacio بود.
Jimena با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 1 از 54.
Dora با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 7 از 54.
Dora با مبل راحتی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 1 از 54.
Marco با پیانو در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 5 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 5 از 54.
Marco جایی در غرب Jimena بود.
Horacio جایی در شرق Dora بود.
Paloma با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 13 از 54 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 13 از 54.
Paloma یا در بالکن بود یا در کارگاه مرمت. اگر راست باشد، 3 از 54 را باقی میگذارد
Paloma کنار یک پنجره نبود. اگر راست باشد، 2 از 54 را باقی میگذارد
Boris یا در بار بود یا در بالکن. اگر راست باشد، 34 از 54 را باقی میگذارد
Boris جایی در جنوب Paloma بود.
Boris به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 20 از 54 را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Paloma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Paloma هنوز برایش باز است — 2 از 54.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Vasco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Jimena آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Dora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Marco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Boris از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Boris در واقع به تو گفته است:
Boris نه در بار بود و نه در بالکن.
Boris در جنوب Paloma نبود.
Boris به دیوار بیرونی نچسبیده بود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 53 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Vasco در بار (ردیف 6، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Horacio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Marco در بار (ردیف 7، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Paloma نمیماند. پس آنجا نه.
Horacio را در بار (ردیف 6، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Alma را در صحنه (ردیف 2، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Vasco روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Horacio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
49 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Marco میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Vasco میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Jimena میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Paloma میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Boris، حسادت نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Boris، در اتاق گریم (ردیف 4، ستون 6). Boris از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Boris سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Boris با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پیانو · ی2 — یک تخت (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک ساعت · ی4 — یک صندوق · ی5 — یک کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی6 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ruben با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 7 خانه از 80 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 7 از 80.
Ruben دقیقاً 4 ستون در غرب Ada بود.
Fabio دقیقاً 4 ردیف در شمال استاد بود.
Fabio دقیقاً 4 ستون در غرب خبرنگار بود.
Helena جایی در شمال سرآشپز بود.
Ada تنهای تنها در یک اتاق بود.
Luna با یک کاناپه در یک ردیف بود. 34 خانه از 80 خانه را باقی میگذارد
Luna با گلدان در یک ستون بود. 3 خانه از 80 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 3 از 80.
Beatrix با یک تخت در یک ردیف بود. 19 خانه از 80 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 19 از 80.
Tristan جایی در شرق Helena بود.
Tristan کنار یک تخت بود. 4 خانه از 80 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 4 از 80.
Vivienne با یک ساعت در یک ستون بود. 15 خانه از 80 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 15 از 80.
دقیقاً 2 نفر در زیرزمین بودند.
دقیقاً 3 نفر در سوئیت بودند.
خانههایی را که برای Luna مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Luna هنوز برایش باز است — 3 از 80.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 149 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Enzo در سوئیت (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ruben نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ruben در نگارخانه (ردیف 8، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Enzo نمیماند. پس آنجا نه.
Fabio را در آشپزخانه (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Helena در سوئیت (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Fabio نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Enzo روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Ruben نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
145 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Fabio فقط میتواند در سوئیت (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Helena میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Ada میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Luna میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Tristan میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Ruben، رازهای دفنشده نبود.
انگیزهٔ Ruben، ارث نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ruben، در زیرزمین (ردیف 8، ستون 4).
تنها انگیزهای که برای Ruben سرِ پا میماند باجگیری است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ruben با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک درخت · ی4 — یک قفسهٔ کتاب · ی5 — یک کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی6 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Victor با یک قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. اگر راست باشد، 5 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 5 از 70.
Victor جایی در شرق استاد بود.
Victor جایی در جنوب شعبدهباز بود.
Oscar جایی در غرب Julian بود.
Oscar با یک درخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 13 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 13 از 70.
Oscar با بوتهٔ گل در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 1 از 70.
Julian با یک درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 16 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 16 از 70.
Marco با یک درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 16 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 16 از 70.
Ivan جایی در جنوب Marco بود.
Petra با تخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 16 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 16 از 70.
Beatrix جایی در جنوب خبرنگار بود.
Beatrix جایی در شرق شعبدهباز بود.
Beatrix با یک درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 54 از 70 را باقی میگذارد
Flora کنار یک کاناپه بود. اگر راست باشد، 4 از 70 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در آشپزخانه بودند.
دقیقاً 3 نفر در ایوان بودند.
خانههایی را که برای Flora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Flora هنوز برایش باز است — 4 از 70.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Victor آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Oscar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Julian آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Marco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Beatrix از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Beatrix در واقع به تو گفته است:
Beatrix در جنوب خبرنگار نبود.
Beatrix در شرق شعبدهباز نبود.
Beatrix با یک درخت در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 120 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Victor در انباری ابزار (ردیف 6، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Julian در برکه (ردیف 6، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Marco در حیاط پشتی (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ivan در آشپزخانه (ردیف 2، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Flora نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Victor روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Petra نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
116 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Julian فقط میتواند در حیاط پشتی (ردیف 3، ستون 8) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Victor میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Oscar میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Ivan میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Marco میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Julian میتوانست وسواس باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
انگیزهٔ Beatrix، انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Beatrix، در آشپزخانه (ردیف 1، ستون 1). Beatrix از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Beatrix سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Beatrix با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز ترجمه نشده — پایینتر به انگلیسی آمده است.
The day in review
The standard dockets for the twenty-ninth of August opened at The Museum of Curiosities, where five of eight investigators cleared the floor, led by a guest detective in fifteen seconds. Detective chentian was swift on Movie Night, solving it in twenty seconds as all five attempts succeeded. The Mystery Island tripped up one of its five visitors before a guest detective set the mark at one minute seven seconds, while chentian navigated The Movie Studio without a hitch in two minutes fifty-seven seconds. At The Hotel Meridian, where motive was strictly required, three out of four sleuths untangled the eight rooms, a guest detective claiming the best time in four minutes seventeen seconds.
The time attack circuit belonged entirely to chentian, who posted a clean sweep across all five boards. Quick work was made of The Courtroom in ten seconds, The Museum of Curiosities in eleven, and The Bunker in one minute seventeen seconds. The final two scenes added deceptive twists, introducing both a liar and a required motive; chentian cracked The Theatre Royal in three minutes forty-one seconds, before closing out the day at The Backyard Garden in eight minutes twenty-nine seconds.
Fastest detectives of the day
Beginner: a guest detective — 0m 15s · Easy: chentian — 0m 20s · Medium: a guest detective — 1m 07s · Hard: chentian — 2m 57s · Expert: a guest detective — 4m 17s · Beginner · time attack: chentian — 0m 10s · Easy · time attack: chentian — 0m 11s · Medium · time attack: chentian — 1m 17s · Hard · time attack: chentian — 3m 41s · Expert · time attack: chentian — 8m 29s
The solutions
The solved boards — spoilers for every case of 29 August 2026
Key: red ring = the murderer · amber dashes = the lying accomplice · ✕ = the victim · initials mark where each suspect was proved to stand.
Beginner — The Museum of Curiosities
Ursula (doctor) ended the day behind bars — convicted by 5 detectives.
Easy — Movie Night
Helena (doctor) was named and charged; 5 detectives closed this one.
Medium — The Mystery Island
The cell door shut on Kurt (magician), on the evidence of 4 detectives.
Hard — The Movie Studio
3 detectives put Sofia (heiress) away before the day was out.
Expert — The Hotel Meridian
Ruben (colonel) is in custody — the case was closed by 3 detectives. The motive — blackmail — was proved along with the name.
Beginner · time attack — The Courtroom
Paloma (chef) ended the day behind bars — convicted by one detective.
Easy · time attack — The Museum of Curiosities
Quentin (gardener) was named and charged; one detective closed this one.
Medium · time attack — The Bunker
The cell door shut on Jimena (professor), on the evidence of one detective.
Hard · time attack — The Theatre Royal
one detective put Boris (colonel) away before the day was out. The motive — inheritance — was proved along with the name. Boris lied for them and was never charged.
Expert · time attack — The Backyard Garden
Beatrix (professor) is in custody — the case was closed by one detective. The motive — inheritance — was proved along with the name. Beatrix lied for them and was never charged.