سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۶ شهریور ۱۴۰۵
در ۶ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ب — بوتهٔ گل · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درختچه · ن — نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Leo در ستون 2 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 4 از 20.
Gordon در برکهٔ اردک بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 4 از 20.
Xavier در پایینترین ردیف بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Xavier باقی میگذارد: 3 از 20.
Selma در بالاترین ردیف بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 3 از 20.
خانههایی را که برای Xavier مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Xavier هنوز برایش باز است — 3 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Yolanda فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Leo فقط میتواند در گلستان (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در برکهٔ اردک (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در پیادهراه (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Xavier، در محوطهٔ پیکنیک (ردیف 5، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Xavier با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — شب فیلم
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: اتاق تلویزیون, آشپزخانه, اتاق مطالعه.
تا حالا 7 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Octavio در اتاق مطالعه بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 4 از 20.
Leo در ستون 2 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 4 از 20.
Leo در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 1 از 20.
Paloma در اتاق تلویزیون بود. 6 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 6 از 20.
Bruno در ردیف 3 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 4 از 20.
Bruno در ستون 4 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 1 از 20.
خانههایی را که برای Octavio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Octavio هنوز برایش باز است — 4 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Octavio فقط میتواند در اتاق مطالعه (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در اتاق تلویزیون (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Bruno، در آشپزخانه (ردیف 3، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Bruno با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · ج — جعبهٔ چوبی · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rita در ردیف 3 بود. 5 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 5 از 28.
Rita در زنبورستان بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 28.
Tristan کنار یک پنجره بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 2 از 28.
Wilfred در انباری ابزار بود. 7 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 7 از 28.
Wilfred در بالاترین ردیف بود. 3 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 3 از 28.
Ximena در زنبورستان بود. 6 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 6 از 28.
Simon کنار مبل راحتی بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tristan مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tristan هنوز برایش باز است — 2 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tristan فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Frida فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ximena فقط میتواند در زنبورستان (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Simon فقط میتواند در اتاق گلدان (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در خانهٔ نخل (ردیف 6، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Tobias در سالن تعمیر بود. 7 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 7 از 30.
Bianca در پایینترین ردیف بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 5 از 30.
Bianca کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 1 از 30.
Victor کنار رادیو بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 2 از 30.
Katia روی لکهٔ روغن بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 4 از 30.
Irene در ردیف 3 بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 5 از 30.
Irene در اتاق رنگ بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Victor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Victor هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tobias فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Victor فقط میتواند در انبار (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در انبار (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dorian فقط میتواند در محوطه (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Bianca، در محوطه (ردیف 6، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Bianca با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · د — درخت نخل · ص — صندوق · ن — نیمکت · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sofia کنار تختهسنگ بود. 3 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 3 از 38.
Sofia با تختهسنگ در یک ستون بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 1 از 38.
Celeste با چادر در یک ردیف بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 6 از 38.
Celeste یا در لاشهٔ کشتی بود یا در صخرهها. 4 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 4 از 38.
Xavier با نیمکت در یک ستون بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Xavier باقی میگذارد: 6 از 38.
Ignacio به دیوار بیرونی چسبیده بود. 18 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
Ignacio با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 1 از 38.
Boris با صندوق در یک ستون بود. 5 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
Boris یا در دیدهبانی بود یا در بارانداز. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
Nora کنار چادر بود. 3 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 2 از 38.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Gilda فقط میتواند در بارانداز (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 38 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در صخرهها (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در تالاب (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Boris فقط میتواند در بارانداز (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nora فقط میتواند در جنگل (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Boris، در بارانداز (ردیف 3، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Boris با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Selma کنار قفسهٔ کتاب بود. 3 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 3 از 39.
Bianca با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 6 از 39.
Bianca با موزهدار در یک اتاق بود.
Ignacio جایی در جنوب خوانندهٔ اپرا بود.
Ignacio با مجسمه در یک ستون بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 6 از 39.
Victor یا در تالار مجسمهها بود یا در انبار لوازم. 13 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 13 از 39.
Victor با گلدان در یک ستون بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 39.
Quentin با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 6 از 39.
Elena یا در تالار مجسمهها بود یا در اتاق طراحی. 13 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Elena در ستون 5 بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Selma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Selma هنوز برایش باز است — 3 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Selma فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 3، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bianca فقط میتواند در آتلیه (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ignacio فقط میتواند در آتلیه (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Elena، در اتاق طراحی (ردیف 1، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Elena با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 11 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ت — تلسکوپ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Victor تنهای تنها در یک اتاق بود.
Victor با تلسکوپ در یک ستون بود. 7 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 7 از 69.
Ofelia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Katia با مجسمه در یک ردیف بود. 8 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 8 از 69.
Tamara دقیقاً 7 ردیف در جنوب Abel بود.
Tamara دقیقاً 6 ستون در شرق Katia بود.
Wanda با صندوق در یک ردیف بود. 9 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 9 از 69.
Helena دقیقاً 2 ستون در شرق باغبان بود.
Helena دقیقاً 2 ردیف در شمال استاد بود.
Abel با یک پنجره در یک ستون بود. 16 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 16 از 69.
هیچکس در نشیمن نبود.
خانههایی را که برای Victor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Victor هنوز برایش باز است — 7 از 69.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Abel فقط میتواند در کتابخانه (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 16 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 16 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Fabio در تراس (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ofelia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Victor در تراس (ردیف 4، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Katia نمیماند. پس آنجا نه.
Ofelia را در باغ (ردیف 6، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Katia در تراس (ردیف 5، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Victor نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Fabio روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Ofelia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
12 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Wanda میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Katia میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Victor میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Tamara میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Abel، در کتابخانه (ردیف 1، ستون 5).
تنها انگیزهای که برای Abel سرِ پا میماند رازهای دفنشده است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Abel با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · س — سطل زباله · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی4 — یک مجسمه · ی5 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Walter با استاد در یک اتاق بود.
Victor با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. 5 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 5 از 51.
Ivan کنار تابلوی نقاشی بود. 1 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 1 از 51.
Ivan دقیقاً 1 ستون در شرق Jimena بود.
Petra کنار گلدان بود. 4 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 4 از 51.
Greta با سطل زباله در یک ستون بود. 7 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 7 از 51.
Jimena با Ada در یک اتاق بود.
Ada جایی در جنوب Jimena بود.
Ada با یک سهپایهٔ نقاشی در یک ردیف بود. 12 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 12 از 51.
خانههایی را که برای Petra مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Petra هنوز برایش باز است — 4 از 51.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 62 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Walter را در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Dante در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
Victor را در اتاق کوره (ردیف 3، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Petra را در تالار مجسمهها (ردیف 5، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Walter روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Walter نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
58 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای — باغ گیاهشناسی
شبکهای 9×9 در 7 اتاق: خانهٔ کاکتوس, مرکز بازدید, حوض نیلوفر, محوطهٔ کود, گنجینهٔ بذر, خانهٔ ارکیده, تالار نخل.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب1 — برگ نیلوفر (خانه آزاد میماند) · ب2 — بوتهٔ گل · ت — تختهسنگ · د1 — درخت · د2 — درختچه · ک — کاکتوس · ی1 — یک گلدان · ی2 — یک مجسمه · ی3 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Fabio جایی در شرق Helena بود.
Fabio به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 40 از 70 را باقی میگذارد
Fabio با برگ نیلوفر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 12 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 12 از 70.
Walter جایی در غرب باغبان بود.
Walter و سرهنگ در دو اتاق جدا بودند.
Walter با پزشک در یک اتاق بود.
Elena با یک گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 14 از 70.
Elena با بوتهٔ گل در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 2 از 70.
Elena جایی در جنوب خبرنگار بود.
Elena جایی در شرق Gaspar بود.
Gaspar جایی در شمال Lorenzo بود.
Gaspar جایی در شرق خبرنگار بود.
Helena با کاکتوس در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 6 از 70.
Helena در خانهٔ ارکیده نبود. اگر راست باشد، 2 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 2 از 70.
Lorenzo با تختهسنگ در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 6 از 70.
Lorenzo در حوض نیلوفر نبود. اگر راست باشد، 4 از 70 را باقی میگذارد
Lorenzo به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 1 از 70 را باقی میگذارد
Celeste جایی در شمال سرآشپز بود.
Celeste جایی در شرق Walter بود.
Beatrix با درختچه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 70 را باقی میگذارد
Beatrix جایی در شمال پیشخدمت بود.
دقیقاً 3 نفر در خانهٔ کاکتوس بودند.
دقیقاً 2 نفر در گنجینهٔ بذر بودند.
خانههایی را که برای Elena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Elena هنوز برایش باز است — 2 از 70.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Fabio آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Elena آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Gaspar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
Celeste همدست است. جاگذاری بهتنهایی اینجا 2 خوانش را سرِ پا میگذارد، پس این خودِ اتهام است که تعیین میکند کدام یکی — اما از این پس هر چه Celeste گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Celeste در واقع به تو گفته است:
Celeste در شمال سرآشپز نبود.
Celeste در شرق Walter نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Fabio فقط میتواند در حوض نیلوفر (ردیف 6، ستون 7) باشد — از 12 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در خانهٔ کاکتوس (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 70 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elena فقط میتواند در گنجینهٔ بذر (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gaspar فقط میتواند در خانهٔ کاکتوس (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 70 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kaspar فقط میتواند در گنجینهٔ بذر (ردیف 7، ستون 9) باشد — از 70 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Helena فقط میتواند در مرکز بازدید (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در تالار نخل (ردیف 9، ستون 3) باشد — از 70 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در خانهٔ کاکتوس (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Elena، در گنجینهٔ بذر (ردیف 8، ستون 8). Celeste از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Elena با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · ت3 — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ی1 — یک آینه (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک دوربین فیلمبرداری · ی4 — یک رایانه · ی5 — یک فرش (خانه آزاد میماند) · ی6 — یک قفسهٔ کتاب · ی7 — یک کاکتوس
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Beatrix با یک دوربین فیلمبرداری در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 15 از 69.
Beatrix جایی در شرق Tristan بود.
Beatrix جایی در شمال پزشک بود.
Beatrix با یک آینه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 3 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 3 از 69.
Beatrix و Wanda در دو اتاق جدا بودند.
Flora با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 8 از 69.
Marco با یک آینه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 15 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 15 از 69.
Marco جایی در شرق باغبان بود.
Marco جایی در شرق موزهدار بود.
Luna در ستون 2 بود. اگر راست باشد، 9 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 9 از 69.
Luna جایی در غرب Flora بود.
Luna جایی در شرق باغبان بود.
Tristan جایی در جنوب موزهدار بود.
Dante با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 15 از 69 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dante باقی میگذارد: 15 از 69.
Wanda جایی در جنوب Dante بود.
Wanda جایی در شمال سرهنگ بود.
Quentin جایی در شرق استاد بود.
Quentin کنار یک قفسهٔ کتاب نبود. اگر راست باشد، 4 از 69 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در غذاخوری بودند.
دقیقاً 2 نفر در محوطهٔ پشتی بودند.
خانههایی را که برای Beatrix مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Beatrix هنوز برایش باز است — 3 از 69.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Selma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Beatrix آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Flora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Marco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Quentin از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Quentin در واقع به تو گفته است:
Quentin در شرق استاد نبود.
Quentin کنار یک قفسهٔ کتاب بود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Selma فقط میتواند در محوطهٔ پشتی (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 69 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در اتاق تدوین (ردیف 4، ستون 8) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Flora فقط میتواند در محوطهٔ پشتی (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marco فقط میتواند در صحنهٔ فیلمبرداری (ردیف 9، ستون 9) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Luna فقط میتواند در اتاق لباس (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dante فقط میتواند در غذاخوری (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در اتاق بازیگران (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 2 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Tristan را در غذاخوری (ردیف 8، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Wanda را در غذاخوری (ردیف 7، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Wanda روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Wanda نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Tristan میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Luna میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Quentin میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Beatrix میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Marco میتوانست رازهای دفنشده باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
انگیزهٔ Flora، جاهطلبی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Flora، در محوطهٔ پشتی (ردیف 1، ستون 7). Quentin از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Flora سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Flora با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز ترجمه نشده — پایینتر به انگلیسی آمده است.
The day in review
The standard docket for August 28 presented five distinct investigations. Solvers opened with A Walk in the Park, where a guest detective led the field in twenty-five seconds. The Royal Greenhouse saw chentian clear the board in seventeen seconds, while another guest detective set the mark at The Art School in one minute and sixteen seconds. Complications mounted at The Old Observatory, where determining motive was required; a guest detective solved it in two minutes and fourteen seconds. Finally, a liar was loose at The Botanical Garden, resolved best by a guest detective in four minutes and forty-five seconds.
Against the clock, speed dictated the day across five alternative boards. Anika claimed the fastest run at Movie Night, finishing in twelve seconds flat. Chentian swept the remaining timed investigations, taking The Repair Shop in sixteen seconds, The Mystery Island in twenty-nine seconds, and the timed variation of The Art School in two minutes and twenty-five seconds.
The day concluded with a demanding timed inquiry at The Movie Studio, which combined both a liar and a required motive. Chentian secured the lone solution in nine minutes and fifteen seconds, wrapping up the ledger.
Fastest detectives of the day
Beginner: a guest detective — 0m 25s · Easy: chentian — 0m 17s · Medium: a guest detective — 1m 16s · Hard: a guest detective — 2m 14s · Expert: a guest detective — 4m 45s · Beginner · time attack: anika — 0m 12s · Easy · time attack: chentian — 0m 16s · Medium · time attack: chentian — 0m 29s · Hard · time attack: chentian — 2m 25s · Expert · time attack: chentian — 9m 15s
The solutions
The solved boards — spoilers for every case of 28 August 2026
Key: red ring = the murderer · amber dashes = the lying accomplice · ✕ = the victim · initials mark where each suspect was proved to stand.
Beginner — A Walk in the Park
Xavier (curator) was named and charged; 17 detectives closed this one.
Easy — The Royal Greenhouse
The cell door shut on Tristan (colonel), on the evidence of 14 detectives.
Medium — The Art School
12 detectives put Elena (heiress) away before the day was out.
Hard — The Old Observatory
Abel (gardener) is in custody — the case was closed by 10 detectives. The motive — buried secrets — was proved along with the name.
Expert — The Botanical Garden
Elena (chef) ended the day behind bars — convicted by 5 detectives. Celeste lied for them and was never charged.
Beginner · time attack — Movie Night
Bruno (colonel) was named and charged; 7 detectives closed this one.
Easy · time attack — The Repair Shop
The cell door shut on Bianca (heiress), on the evidence of 4 detectives.
Medium · time attack — The Mystery Island
2 detectives put Boris (chauffeur) away before the day was out.
Hard · time attack — The Art School
Victor (curator) is in custody — the case was closed by one detective.
Expert · time attack — The Movie Studio
Flora (diva) ended the day behind bars — convicted by one detective. The motive — revenge — was proved along with the name. Quentin lied for them and was never charged.