سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
در ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — تعمیرگاه
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: اتاق انتظار, سالن تعمیر, پیتلاین.
تا حالا 37 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تلویزیون · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ruben در سالن تعمیر بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 6 از 21.
Ruben در چپترین ستون بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 2 از 21.
Selma در سالن تعمیر بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 6 از 21.
Beatrix در ردیف 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 5 از 21.
Tamara در ردیف 4 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 4 از 21.
Tamara در ستون 4 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 1 از 21.
خانههایی را که برای Ruben مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ruben هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ruben فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zeno فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tamara، در اتاق انتظار (ردیف 4، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tamara با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · م — میز چوبی · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Julian در انبار بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 4 از 20.
Felix در بالابر خودرو بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 5 از 20.
Felix در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 1 از 20.
Wanda در راستترین ستون بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 5 از 20.
Wanda در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 1 از 20.
Delia در سالن تعمیر بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 5 از 20.
خانههایی را که برای Julian مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Julian هنوز برایش باز است — 4 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Julian فقط میتواند در انبار (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tamara فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Felix، در بالابر خودرو (ردیف 5، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Felix با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی — یک رایانه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wanda کنار صندلی چوبی بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 2 از 28.
Wanda در ردیف 2 بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 1 از 28.
Horacio در بالابر خودرو بود. 9 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 9 از 28.
Bianca در پیتلاین بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 2 از 28.
Yolanda در محوطه بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 4 از 28.
Yolanda در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 1 از 28.
Kira کنار تلویزیون بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Bianca مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Bianca هنوز برایش باز است — 2 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Horacio فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bianca فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kira فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kira، در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kira با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ1 — گلدان · گ2 — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Julia کنار صندلی چوبی بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julia باقی میگذارد: 1 از 29.
Kurt در ستون 2 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 5 از 29.
Kurt در انبار بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 3 از 29.
Alistair در ردیف 3 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 5 از 29.
Flora در اتاق رنگ بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 5 از 29.
Cesar در بالابر خودرو بود. 4 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 4 از 29.
خانههایی را که برای Kurt مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kurt هنوز برایش باز است — 3 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Kurt فقط میتواند در انبار (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در انبار (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Flora فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kurt، در انبار (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kurt با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Zeno کنار اتومبیل بود. اگر راست باشد، 4 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 4 از 38.
Zeno با اتومبیل در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 2 از 38.
Tristan به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 20 از 38 را باقی میگذارد
Tristan کنار گنجه بود. اگر راست باشد، 1 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 1 از 38.
Pablo روی لکهٔ روغن بود. اگر راست باشد، 2 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Pablo باقی میگذارد: 2 از 38.
Pablo با Nadia در یک اتاق بود.
Pablo در ستون 2 بود. اگر راست باشد، 1 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Pablo باقی میگذارد: 1 از 38.
Nadia با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 38 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 6 از 38.
Ofelia به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 18 از 38 را باقی میگذارد
Ofelia در ردیف 4 بود. اگر راست باشد، 2 از 38 را باقی میگذارد
Rita با گنجه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 34 از 38 را باقی میگذارد
Rita کنار اتومبیل بود. اگر راست باشد، 31 از 38 را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Zeno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zeno هنوز برایش باز است — 2 از 38.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Zeno آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Tristan آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Pablo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nadia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
2 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Rita از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Rita در واقع به تو گفته است:
Rita با گنجه در یک ستون نبود.
Rita کنار اتومبیل نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Zeno فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ofelia فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 38 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در انبار (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 31 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Zeno، در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 4). Rita از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Zeno با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی — یک تلویزیون
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ines در انبار قطعات بود. 10 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 10 از 39.
Elias کنار جعبهٔ چوبی بود. 3 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 3 از 39.
Hugo با اتومبیل در یک ردیف بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 4 از 39.
Hugo جایی در غرب استاد بود.
Hugo با گنجه در یک ستون بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 1 از 39.
Yago کنار رادیو بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 2 از 39.
Yago با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 1 از 39.
Sofia کنار صندلی چوبی بود. 3 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Paloma یا در اتاق انتظار بود یا در انبار قطعات. 23 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Elias مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Elias هنوز برایش باز است — 3 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ines فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 10 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sofia فقط میتواند در انبار (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 23 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Hugo، در دفتر (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Hugo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک رادیو · ی3 — یک رایانه · ی4 — یک گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Bruno جایی در شمال Ximena بود.
Bruno با اتومبیل در یک ستون بود. 13 خانه از 50 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 13 از 50.
Ximena با میز چوبی در یک ستون بود. 5 خانه از 50 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 5 از 50.
Dorian با پزشک در یک اتاق بود.
Vera دقیقاً 3 ستون در شرق Dorian بود.
Vera دقیقاً 5 ستون در شرق Wren بود.
Vera تنهای تنها در یک اتاق بود.
Kaspar دقیقاً 3 ردیف در جنوب موزهدار بود.
Estela تنهای تنها در یک اتاق بود.
Estela با گلدان در یک ستون بود. 6 خانه از 50 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 6 از 50.
Wren با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 5 خانه از 50 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 5 از 50.
خانههایی را که برای Ximena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ximena هنوز برایش باز است — 5 از 50.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Dorian فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 50 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 32 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Bruno در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kaspar نمیماند. پس آنجا نه.
Tristan را در بالابر خودرو (ردیف 1، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Ximena را در اتاق رنگ (ردیف 2، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Vera را در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Bruno روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Kaspar نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
28 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در اتاق رنگ (ردیف 4، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک رادیو · ی4 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ximena با لکهٔ روغن در یک ستون بود. 11 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 11 از 51.
Simon دقیقاً 4 ستون در شرق شعبدهباز بود.
Simon با اتومبیل در یک ردیف بود. 4 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 4 از 51.
Nadia با یک پنجره در یک ردیف بود. 15 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 15 از 51.
Percy دقیقاً 4 ستون در غرب خوانندهٔ اپرا بود.
Percy جایی در جنوب شعبدهباز بود.
Vasco دقیقاً 2 ستون در غرب راننده بود.
Vasco با گنجه در یک ردیف بود. 3 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 3 از 51.
Marco با یک پنجره در یک ردیف بود. 15 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 15 از 51.
Flora دقیقاً 6 ردیف در شمال Ximena بود.
Flora جایی در غرب باغبان بود.
خانههایی را که برای Vasco مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vasco هنوز برایش باز است — 3 از 51.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Simon فقط میتواند در محوطه (ردیف 3، ستون 8) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marco فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 31 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ximena در اتاق رنگ (ردیف 8، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nadia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Nadia در سالن تعمیر (ردیف 8، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Percy نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Kira در سالن تعمیر (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Percy نمیماند. پس آنجا نه.
Percy را در سالن تعمیر (ردیف 7، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ximena روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nadia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
27 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Simon، در محوطه (ردیف 3، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Simon با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک رادیو · ی5 — یک رایانه · ی6 — یک صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ی7 — یک گنجه · ی8 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Kaspar جایی در شمال Simon بود.
Kaspar جایی در غرب شعبدهباز بود.
Vivienne با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 21 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 21 از 65.
Vivienne جایی در غرب پیشخدمت بود.
Gilda جایی در جنوب Fabio بود.
Gilda با تلویزیون در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 6 از 65.
Gilda و Fabio در دو اتاق جدا بودند.
Gilda با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 1 از 65.
Walter جایی در شمال استاد بود.
Simon جایی در شرق Marina بود.
Simon با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 14 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 14 از 65.
Marina کنار لکهٔ روغن بود. اگر راست باشد، 4 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 4 از 65.
Fabio با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 49 از 65 را باقی میگذارد
Fabio جایی در شرق Tobias بود.
Tobias جایی در جنوب پزشک بود.
Tobias با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 21 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 21 از 65.
Tobias با یک صندلی چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 4 از 65 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در پیتلاین بودند.
دقیقاً 5 نفر در انبار قطعات بودند.
خانههایی را که برای Marina مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Marina هنوز برایش باز است — 4 از 65.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Kaspar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vivienne آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Gilda آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Fabio از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Fabio در واقع به تو گفته است:
Fabio با یک پنجره در یک ستون نبود.
Fabio در شرق Tobias نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 132 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Kaspar در دفتر (ردیف 2، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Fabio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vivienne در اتاق انتظار (ردیف 1، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Tobias نمیماند. پس آنجا نه.
Walter را در اتاق انتظار (ردیف 1، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Simon را در انبار قطعات (ردیف 2، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Kaspar روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Fabio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
128 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Simon، در پیتلاین (ردیف 9، ستون 8). Fabio از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Simon با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک اتومبیل · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک تلویزیون · ی4 — یک جعبهٔ چوبی · ی5 — یک چراغ پایهدار · ی6 — یک گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Estela جایی در شرق خوانندهٔ اپرا بود.
Estela جایی در جنوب Petra بود.
Bianca جایی در غرب پیشخدمت بود.
Bianca جایی در شمال Cesar بود.
Bianca جایی در جنوب Petra بود.
Petra جایی در جنوب Wren بود.
Petra با لکهٔ روغن در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 8 از 65.
Petra با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 1 از 65.
Ines با یک اتومبیل در یک ستون بود. اگر راست باشد، 28 از 65 را باقی میگذارد
Ines با یک اتومبیل در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 4 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 4 از 65.
Sol جایی در غرب خبرنگار بود.
Sol با رایانه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 6 از 65.
Cesar با رادیو در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 7 از 65.
Wren جایی در شرق Estela بود.
Wren با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 7 از 65.
Lorenzo جایی در شرق Sol بود.
Lorenzo با میز چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در سالن تعمیر بودند.
خانههایی را که برای Ines مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ines هنوز برایش باز است — 4 از 65.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Horacio آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Bianca آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Petra آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ines آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Estela از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Estela در واقع به تو گفته است:
Estela در شرق خوانندهٔ اپرا نبود.
Estela در جنوب Petra نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Estela فقط میتواند در محوطه (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 65 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Horacio فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 5، ستون 8) باشد — از 65 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bianca فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 8، ستون 3) باشد — از 65 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sol فقط میتواند در انبار (ردیف 7، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 9، ستون 1) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Wren میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Bianca میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Cesar میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Ines میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Estela میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Petra، ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Petra، در بالابر خودرو (ردیف 6، ستون 9). Estela از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Petra سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Petra با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
The Midnight Garden — تفهیم اتهام در The Repair Shop. برای توافق به ۳ کارآگاه نیاز بود و ۴ نفر توافق کردند، که تفاوت میان یک سوءظن و یک پرونده مختومه است.
هر ده تحقیق در 15 September 2026 محققان را به The Repair Shop رساند. در میان تختههای استاندارد، ماجرا در یک طبقه معمولی 5x5 با سه اتاق آغاز شد، جایی که chentian سرعت اولیه را در 0m 12s رقم زد. در چینشهای 6x6 و 7x7 که هر کدام شامل پنج اتاق بودند، gyr سریعترین راهحلها را در 0m 11s و 0m 15s ثبت کرد. صحنه جرم 8x8 که به شش اتاق تقسیم شده بود، توسط تمام کسانی که تلاش کردند بهطور کامل گرهگشایی شد و پیشتاز آنها asdfghjkl در 2m 13s بود. اقدامات استاندارد در یک شبکه گسترده 9x9 با هفت اتاق به پایان رسید؛ جایی که یک دروغگو وارد شهادتها شد و chentian بهترین زمان را در 11m 26s از آن خود کرد.
در رقابت با زمان، gyr سریعترین رکورد روز را با 0m 09s در پرونده چهار اتاقه 5x5 به جای گذاشت. از آنجا به بعد، chentian باقی تختهها را درو کرد؛ با ثبت زمان 0m 24s در 6x6 پنج اتاقه، و 0m 59s در یک 7x7 شش اتاقه که یک دروغگو را در خود پنهان کرده بود. پس از پاکسازی 8x8 هفت اتاقه در 0m 40s، chentian پرونده تخته هشت اتاقه 9x9 را در 5m 19s بست، و سختترین آزمون روز را با موفقیت پشت سر گذاشت: شاهدی ناراست به همراه انگیزهای الزامی.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — تعمیرگاه
Tamara (سرآشپز) در بازداشت است — پرونده را 37 کارآگاه بست.
آسان — تعمیرگاه
Kira (پزشک) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 31 کارآگاه محکوم شد.
متوسط — تعمیرگاه
نام Hugo (پیشخدمت) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 27 کارآگاه بسته شد.
سخت — تعمیرگاه
درِ سلول روی Kaspar (سرهنگ) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 14 کارآگاه.
حرفهای — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Simon (راننده) به دست 4 کارآگاه روانهٔ زندان شد. Fabio برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Felix (شعبدهباز) در بازداشت است — پرونده را 7 کارآگاه بست.
آسان · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Kurt (شعبدهباز) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 3 کارآگاه محکوم شد.
متوسط · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
نام Zeno (راننده) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 3 کارآگاه بسته شد. Rita برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
سخت · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
درِ سلول روی Simon (راننده) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 7 کارآگاه.
حرفهای · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Petra (سرآشپز) به دست 4 کارآگاه روانهٔ زندان شد. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد. Estela برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.