در ۴ مرداد ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ignacio در ستون 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 5 از 21.
Ignacio در ردیف 3 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 1 از 21.
Katia در ردیف 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 4 از 21.
Olivia در پایینترین ردیف بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 4 از 21.
Olivia در انباری ابزار بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 1 از 21.
Felix در انباری ابزار بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 6 از 21.
خانههایی را که برای Katia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Katia هنوز برایش باز است — 4 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Katia فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Katia، در آشپزخانه (ردیف 2، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Katia با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · د — درخت · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Milo در حیاط پشتی بود. 7 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 7 از 30.
Nico روی مبل راحتی نشسته بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 1 از 30.
Walter در ردیف 4 بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 5 از 30.
Walter در چپترین ستون بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 1 از 30.
Vera کنار کاناپه بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 30.
Delia در راستترین ستون بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 4 از 30.
Delia در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Vera مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vera هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Milo فقط میتواند در حیاط پشتی (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در اتاق نشیمن (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julia فقط میتواند در اتاق آفتاب (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nico، در اتاق آفتاب (ردیف 3، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nico با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Lorenzo با تخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 13 از 44 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 13 از 44.
Lorenzo جایی در شمال Tobias بود.
Lorenzo با پیشخدمت در یک اتاق بود.
Dora با کاناپه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 12 از 44 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 12 از 44.
Dora جایی در شرق Tobias بود.
Dora با خبرنگار در یک اتاق بود.
Rosa با Paloma در یک اتاق بود.
Rosa با یک تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 31 از 44 را باقی میگذارد
Tobias به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 22 از 44 را باقی میگذارد
Margot با بوتهٔ گل در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 44 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Margot باقی میگذارد: 6 از 44.
Margot جایی در شمال Paloma بود.
Paloma با یک تابلوی نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 13 از 44 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 13 از 44.
Paloma جایی در شمال پیشخدمت بود.
خانههایی را که برای Margot مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Margot هنوز برایش باز است — 6 از 44.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 7 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Lorenzo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Dora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Tobias آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Clara آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
2 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Rosa از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Rosa در واقع به تو گفته است:
Rosa با Paloma در یک اتاق نبود.
Rosa با یک تابلوی نقاشی در یک ردیف نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Lorenzo فقط میتواند در حیاط پشتی (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 13 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dora فقط میتواند در برکه (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 12 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rosa فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 31 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tobias فقط میتواند در حیاط پشتی (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Clara فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 44 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Margot فقط میتواند در ایوان (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در برکه (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 13 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rosa، در آشپزخانه (ردیف 6، ستون 4). Rosa از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rosa با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی — یک قفسهٔ کتاب
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena با اجاق در یک ستون بود. 6 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 6 از 56.
Elena با میز تحریر در یک ردیف بود. 1 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 1 از 56.
Ruben جایی در شرق Celeste بود.
Zeno با کاناپه در یک ستون بود. 13 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 13 از 56.
Zeno با کاناپه در یک ردیف بود. 2 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 2 از 56.
Zeno تنهای تنها در یک اتاق بود.
Frida دقیقاً 6 ستون در شرق Tristan بود.
Wanda با پنجره در یک ستون بود. 7 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 7 از 56.
Wanda جایی در شمال باغبان بود.
Tristan دقیقاً 3 ردیف در جنوب خوانندهٔ اپرا بود.
Celeste جایی در شمال خبرنگار بود.
Celeste دقیقاً 1 ردیف در شمال Frida بود.
Celeste در چپترین ستون بود. 7 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 7 از 56.
خانههایی را که برای Zeno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zeno هنوز برایش باز است — 2 از 56.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Zeno فقط میتواند در ایوان (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 47 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ruben در اتاق نشیمن (ردیف 3، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Tristan نمیماند. پس آنجا نه.
Frida را در اتاق آفتاب (ردیف 5، ستون 8) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Petra در اتاق نشیمن (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Celeste نمیماند. پس آنجا نه.
Wanda را در اتاق خواب (ردیف 2، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ruben روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Tristan نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
43 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Celeste، در اتاق نشیمن (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Celeste با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک قفسهٔ کتاب · ی4 — یک کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی5 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Rosa جایی در غرب Kurt بود.
Rosa با پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 8 از 70.
Vivienne با اجاق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 7 از 70.
Vivienne با صندوق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 1 از 70.
Hugo جایی در شرق Jimena بود.
Hugo با اجاق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 63 از 70 را باقی میگذارد
Kurt جایی در شرق پیشخدمت بود.
Jimena جایی در شرق شعبدهباز بود.
Jimena با یک میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 16 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 16 از 70.
Jimena با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 2 از 70.
Milo روی یک کاناپه نشسته بود. اگر راست باشد، 4 از 70 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 4 از 70.
Milo در نیمهٔ شرقی صحنه بود. اگر راست باشد، 3 از 70 را باقی میگذارد
Enzo با فرش در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 17 از 70 را باقی میگذارد
Enzo با یک میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 4 از 70 را باقی میگذارد
Leo با درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 70 را باقی میگذارد
Leo جایی در جنوب شعبدهباز بود.
دقیقاً 2 نفر در اتاق خواب بودند.
دقیقاً 2 نفر در برکه بودند.
خانههایی را که برای Jimena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Jimena هنوز برایش باز است — 2 از 70.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Rosa آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vivienne آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Kurt آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Jimena آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Hugo از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Hugo در واقع به تو گفته است:
Hugo در شرق Jimena نبود.
Hugo با اجاق در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 108 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Rosa در اتاق آفتاب (ردیف 3، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Hugo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Hugo در اتاق آفتاب (ردیف 2، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Enzo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Kurt در اتاق آفتاب (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Jimena در ایوان (ردیف 3، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Rosa نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Rosa روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Hugo نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
104 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Rosa فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 3، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Enzo میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Kurt میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Rosa میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Leo میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Milo، رازهای دفنشده نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Milo، در اتاق خواب (ردیف 6، ستون 6). Hugo از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Milo سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Milo با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز نوشته نشده — بهمحض نوشتهشدن همینجا میآید.