سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — هنرستان
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: حیاط, اتاق کوره, آتلیه, نگارخانه.
تا حالا 29 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. چ — چراغ پایهدار · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م — میز تحریر · ی — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Yolanda در نگارخانه بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 6 از 21.
Yolanda در چپترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 1 از 21.
Nadia کنار صندلی چوبی بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 3 از 21.
Zeno در آتلیه بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 3 از 21.
Boris در ستون 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 4 از 21.
خانههایی را که برای Nadia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nadia هنوز برایش باز است — 3 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Petra فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در حیاط (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zeno فقط میتواند در آتلیه (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Boris فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Yolanda، در نگارخانه (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Yolanda با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ی — یک بونسای
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Queralt در ستون 4 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 4 از 21.
Kaspar در رختکن بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 3 از 21.
Felix در ردیف 4 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 21.
Felix در چپترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 1 از 21.
Leo در ستون 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 5 از 21.
Leo در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 1 از 21.
خانههایی را که برای Kaspar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kaspar هنوز برایش باز است — 3 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Queralt فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kaspar فقط میتواند در رختکن (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zaida فقط میتواند در آتلیه (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Leo، در آتلیه (ردیف 1، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Leo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · ی — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Fabio در اتاق طراحی بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 6 از 29.
Nora در ستون 5 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 5 از 29.
Gaspar روی صندلی چوبی نشسته بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 1 از 29.
Hilda در بالاترین ردیف بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 6 از 29.
Hilda در ستون 2 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 1 از 29.
Dorian در انبار لوازم بود. 7 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 7 از 29.
خانههایی را که برای Nora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nora هنوز برایش باز است — 5 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Fabio فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nora فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در رختکن (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dorian فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Hilda، در رختکن (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Hilda با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک سهپایهٔ نقاشی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Dorian در ستون 5 بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 4 از 28.
Dorian در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 1 از 28.
Victor در چپترین ستون بود. 5 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 5 از 28.
Victor کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 28.
Bruno در ستون 2 بود. 5 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 5 از 28.
Bruno در حیاط بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 1 از 28.
Tobias کنار بونسای بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
Sofia در اتاق کوره بود. 9 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tobias مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tobias هنوز برایش باز است — 2 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Queralt فقط میتواند در آتلیه (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tobias فقط میتواند در حیاط (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sofia فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در آتلیه (ردیف 4، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ines کنار سهپایهٔ نقاشی بود. 2 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 2 از 45.
Ines با خوانندهٔ اپرا در یک اتاق بود.
Hugo با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 6 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 6 از 45.
Abel با گلدان در یک ردیف بود. 7 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 7 از 45.
Abel یا در انبار لوازم بود یا در اتاق طراحی. 3 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 3 از 45.
Tamara روی صندلی چوبی نشسته بود. 1 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 1 از 45.
Milo با مجسمه در یک ردیف بود. 6 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 6 از 45.
Milo کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 45 خانه را باقی میگذارد
Greta با آینه در یک ستون بود. 7 خانه از 45 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ines مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ines هنوز برایش باز است — 2 از 45.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ines فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hugo فقط میتواند در رختکن (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Abel فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در رختکن (ردیف 5، ستون 7) باشد — از 45 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Hugo، در رختکن (ردیف 6، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Hugo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ی1 — یک ضبط صوت · ی2 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Octavio کنار بونسای بود. 2 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 2 از 47.
Enzo در ردیف 3 بود. 7 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 7 از 47.
Enzo با Wanda در یک اتاق بود.
Wanda با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 5 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 5 از 47.
Petra با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 7 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 7 از 47.
Petra با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 1 از 47.
Victor کنار چراغ پایهدار بود. 3 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 3 از 47.
Nestor کنار صندلی چوبی بود. 1 خانه از 47 خانه را باقی میگذارد
هیچکس در آتلیه نبود.
خانههایی را که برای Octavio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Octavio هنوز برایش باز است — 2 از 47.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 22 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Octavio در اتاق طراحی (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Victor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Enzo در رختکن (ردیف 3، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Bianca نمیماند. پس آنجا نه.
Wanda را در انبار لوازم (ردیف 2، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Bianca را در انبار لوازم (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Octavio روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Victor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
18 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Octavio، در اتاق طراحی (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Octavio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک سطل زباله · ی3 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی4 — یک ضبط صوت · ی5 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wilfred تنهای تنها در یک اتاق بود.
Wilfred با مجسمه در یک ردیف بود. 6 خانه از 58 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 6 از 58.
Beatrix با گلدان در یک ردیف بود. 8 خانه از 58 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 8 از 58.
Beatrix با Julia در یک اتاق بود.
Pablo جایی در غرب Wilfred بود.
Yago با Luna در یک اتاق بود.
Julia جایی در غرب پیشخدمت بود.
Irene دقیقاً 8 ستون در غرب Beatrix بود.
Luna با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 6 خانه از 58 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 6 از 58.
خانههایی را که برای Wilfred مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Wilfred هنوز برایش باز است — 6 از 58.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Beatrix فقط میتواند در حیاط (ردیف 4، ستون 9) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 58 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Wilfred در آتلیه (ردیف 8، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Julia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Marco در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Irene نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Pablo در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Irene نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Yago در تالار مجسمهها (ردیف 2، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Luna نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Wilfred روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Julia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
54 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Wilfred فقط میتواند در آتلیه (ردیف 8، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Pablo، در اتاق طراحی (ردیف 6، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Pablo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک ضبط صوت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Gordon دقیقاً 1 ردیف در شمال Kurt بود.
Gordon با صندلی چوبی در یک ستون بود. 7 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 7 از 60.
Elias دقیقاً 2 ردیف در جنوب Sol بود.
Elias دقیقاً 5 ستون در شرق Luna بود.
Elias دقیقاً 7 ستون در شرق باغبان بود.
Nestor با میز تحریر در یک ردیف بود. 7 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 7 از 60.
Vivienne با گلدان در یک ردیف بود. 8 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 8 از 60.
Sol دقیقاً 3 ستون در غرب سرآشپز بود.
Kurt جایی در غرب خبرنگار بود.
Kurt به دیوار بیرونی چسبیده بود. 25 خانه از 60 خانه را باقی میگذارد
Luna تنهای تنها در یک اتاق بود.
خانههایی را که برای Gordon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gordon هنوز برایش باز است — 7 از 60.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 115 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Gordon در نگارخانه (ردیف 1، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Elias در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Nestor در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Vivienne نمیماند. پس آنجا نه.
Ines را در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Gordon روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nestor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
111 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Gordon فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 6، ستون 9) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 7، ستون 7) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Vivienne، در کارگاه چاپ (ردیف 8، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Vivienne با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 6 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک سطل زباله · ی5 — یک گلدان · ی6 — یک مجسمه · ی7 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Flora با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. 6 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 6 از 73.
Ivan دقیقاً 2 ستون در شرق شعبدهباز بود.
Ivan تنهای تنها در یک اتاق بود.
Greta دقیقاً 1 ستون در غرب پزشک بود.
Tobias دقیقاً 2 ردیف در جنوب Elias بود.
Ulises جایی در شرق Beatrix بود.
Beatrix کنار ضبط صوت نبود. 71 خانه از 73 خانه را باقی میگذارد
Elias با یک بونسای در یک ستون بود. 14 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 14 از 73.
Milo با سهپایهٔ نقاشی در یک ردیف بود. 7 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 7 از 73.
Milo دقیقاً 2 ردیف در جنوب Flora بود.
دقیقاً 3 نفر در انبار لوازم بودند.
دقیقاً 2 نفر در اتاق طراحی بودند.
دقیقاً 3 نفر در آتلیه بودند.
خانههایی را که برای Flora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Flora هنوز برایش باز است — 6 از 73.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Flora فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 1، ستون 10) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 180 حذف در 4 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Ivan را در آتلیه (ردیف 4، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Greta را در حیاط (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Tobias را در حیاط (ردیف 4، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Ulises را در حیاط (ردیف 2، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Greta روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Greta نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
176 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Greta فقط میتواند در آتلیه (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tobias فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 9، ستون 9) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Ulises میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Elias میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Flora میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Beatrix میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Greta میتوانست وسواس باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
انگیزهٔ Tobias، حسادت نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tobias، در اتاق طراحی (ردیف 7، ستون 6).
تنها انگیزهای که برای Tobias سرِ پا میماند رازهای دفنشده است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tobias با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک سطل زباله · ی4 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی5 — یک گلدان · ی6 — یک مجسمه · ی7 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Flora با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. 8 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 8 از 73.
Flora تنهای تنها در یک اتاق بود.
Alma دقیقاً 7 ستون در غرب Percy بود.
Alma و Selma در یک اتاق تنها بودند.
Alma با ضبط صوت در یک ردیف بود. 9 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 9 از 73.
Selma و راننده در دو اتاق جدا بودند.
Percy با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 9 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 9 از 73.
Zeno و Olivia در یک اتاق تنها بودند.
Jonas با ضبط صوت در یک ستون بود. 7 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 7 از 73.
Jonas دقیقاً 3 ردیف در شمال Kurt بود.
Olivia دقیقاً 4 ستون در شرق Alma بود.
Kurt دقیقاً 5 ستون در شرق Flora بود.
خانههایی را که برای Jonas مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Jonas هنوز برایش باز است — 7 از 73.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 103 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Flora را در اتاق کوره (ردیف 7، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Alma در کارگاه چاپ (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kurt نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Selma در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alma نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Percy در رختکن (ردیف 8، ستون 10) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alma نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Flora روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Flora نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
99 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Flora فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Percy فقط میتواند در رختکن (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Selma میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Flora میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Zeno میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Kurt میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Olivia میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Percy، بدهی نبود.
انگیزهٔ Percy، رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Percy، در رختکن (ردیف 8، ستون 8).
تنها انگیزهای که برای Percy سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Percy با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
باغ نیمهشب — فصل ۴ از ۶، روز ۳. این فصل تا به اینجای کار: ۲۱ متهم · ۱۲ مظنون · ۳ تبرئهشده. هنوز اثری از ته بلیت قطار پیدا نشده است.
مدرسه هنر در شانزدهم سپتامبر میزبان هر ده تحقیق بود، و هیچیک از مظنونان جرئت نکرد دروغی بر زبان بیاورد. پروندههای استاندارد توجه مداومی را به خود جلب کردند، با صفحه ۵ در ۵ مبتدی شروع شد که در آن chentian با پانزده ثانیه از میان ۳۱ تلاش، معیار سرعت را تعیین کرد. یک کارآگاه مهمان ماموریت ۶ در ۶ آسان را در دوازده ثانیه به سرانجام رساند، در حالی که gyr گره از شش اتاق معمای ۸ در ۷ متوسط در یک دقیقه و هشت ثانیه گشود. chentian بار دیگر در صفحه ۹ در ۸ سخت شگفتی آفرید و کار را در پنجاه و هشت ثانیه تمام کرد. تنها چالش ۱۰ در ۹ تخصصی نیازمند انگیزهای اثباتشده بود؛ از ده بازرسی که پا به آن هفت اتاق گذاشتند، پنج نفر معما را حل کردند که پیشاپیش آنها detective2201 با زمان یازده دقیقه و پنجاه و یک ثانیه قرار داشت.
در رقابت با عقربههای ساعت، جوخههای کوچکی از بازرسان با چیدمانهای متفاوتی از کارگاههای مدرسه روبهرو شدند. chentian بر صفحههای کوچکتر مسلط بود و زمانهای مشابه یازده ثانیهای را در چهار اتاق هر دو تمرین ۵ در ۵ مبتدی و ۶ در ۶ آسان به ثبت رساند. باقی صفحههای حمله زمانی تماماً به gyr تعلق داشت؛ او صفحه پنجاتاقه متوسط را در دوازده ثانیه پشت سر گذاشت، از پس یک پرونده دشوار ۹ در ۸ سخت که تنها توسط دو کارآگاه حل شد در پنج دقیقه و بیست و نه ثانیه برآمد، و دستآخر بر صفحه هشتاتاقه تخصصی — با الزام انگیزه — در دو دقیقه و چهل و شش ثانیه غلبه کرد.