سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — موزهٔ عجایب
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: دفتر, کارگاه مرمت, باغ.
تا حالا 9 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Boris در باغ بود. 7 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 7 از 21.
Boris در ستون 4 بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 2 از 21.
Tobias در ردیف 2 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 5 از 21.
Tobias در دفتر بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 1 از 21.
Gordon در ستون 3 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 4 از 21.
Gordon در باغ بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 2 از 21.
Ivan در کارگاه مرمت بود. 11 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
Ivan در پایینترین ردیف بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Boris فقط میتواند در باغ (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در باغ (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ivan فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ivan، در کارگاه مرمت (ردیف 5، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ivan با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Conrad در گنجینه بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 6 از 21.
Abel در کارگاه مرمت بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 4 از 21.
Abel در ستون 3 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 1 از 21.
Kaspar در چپترین ستون بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 4 از 21.
Kaspar در تالار گنبدی بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 1 از 21.
Delia در میانسرا بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 3 از 21.
خانههایی را که برای Delia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Delia هنوز برایش باز است — 3 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Conrad فقط میتواند در گنجینه (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در تالار گنبدی (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در میانسرا (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در تالار گنبدی (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ruben یا در میانسرا بود یا در گنجینه. 12 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 12 از 29.
Ruben یا در کتابخانه بود یا در گنجینه. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 5 از 29.
Ofelia کنار چراغ پایهدار بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 3 از 29.
Ofelia روی فرش بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 1 از 29.
Ignacio در ردیف 2 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 5 از 29.
Ignacio در ستون 4 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 1 از 29.
Bianca کنار پنجره بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Percy در ردیف 4 بود. 4 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Percy در گنجینه بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Percy مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Percy هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ruben فقط میتواند در گنجینه (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در میانسرا (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Percy فقط میتواند در گنجینه (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Bianca، در میانسرا (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Bianca با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Quentin در ستون 4 بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 5 از 30.
Quentin در کتابخانه بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 30.
Margot در راستترین ستون بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Margot باقی میگذارد: 4 از 30.
Leo یا در کتابخانه بود یا در دفتر. 10 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 10 از 30.
Leo به دیوار بیرونی چسبیده بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 1 از 30.
Gaspar کنار فرش بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 3 از 30.
Oscar در پایینترین ردیف بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Oscar در گنجینه بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Gaspar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gaspar هنوز برایش باز است — 3 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Margot فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hilda فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gaspar فقط میتواند در دفتر (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Margot، در کارگاه مرمت (ردیف 4، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Margot با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م — مجسمه · ی — یک جعبهٔ چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Delia با کاناپه در یک ستون بود. 6 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 6 از 48.
Olivia جایی در جنوب Alistair بود.
Olivia کنار صندوق بود. 2 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 2 از 48.
Gilda یا در دفتر بود یا در میانسرا. 15 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 15 از 48.
Gilda با فرش در یک ستون بود. 3 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 3 از 48.
Pablo کنار بوتهٔ گل بود. 3 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Pablo باقی میگذارد: 3 از 48.
Alistair با کاناپه در یک ردیف بود. 13 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 13 از 48.
Jonas کنار فرش بود. 4 خانه از 48 خانه را باقی میگذارد
هیچکس در تالار گنبدی نبود.
خانههایی را که برای Olivia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Olivia هنوز برایش باز است — 2 از 48.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Olivia فقط میتواند در دفتر (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 43 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Flora در باغ (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alistair نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Delia در باغ (ردیف 2، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jonas نمیماند. پس آنجا نه.
Gilda را در دفتر (ردیف 6، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Pablo را در باغ (ردیف 1، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Flora روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Alistair نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
39 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jonas، در بایگانی (ردیف 3، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jonas با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Selma یا در تالار گنبدی بود یا در میانسرا. 16 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 16 از 39.
Pablo با موزهدار در یک اتاق بود.
Pablo جایی در غرب Selma بود.
Jimena با کاناپه در یک ردیف بود. 12 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 12 از 39.
Jimena کنار کاناپه بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 2 از 39.
Elena با Tristan در یک اتاق بود.
Elena با مجسمه در یک ردیف بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 5 از 39.
Rosa یا در دفتر بود یا در گنجینه. 10 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 10 از 39.
Rosa با صندوق در یک ردیف بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 2 از 39.
Tristan جایی در شرق پزشک بود.
خانههایی را که برای Jimena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Jimena هنوز برایش باز است — 2 از 39.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 65 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Walter در تالار گنبدی (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
Selma را در تالار گنبدی (ردیف 1، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Pablo در میانسرا (ردیف 4، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Jimena در میانسرا (ردیف 5، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Elena نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Walter روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Jimena نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
61 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Selma، در تالار گنبدی (ردیف 3، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Selma با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک قفسهٔ کتاب
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Queralt جایی در شمال Octavio بود.
Cesar با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 7 از 52.
Cesar با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 1 از 52.
Leo با خوانندهٔ اپرا در یک اتاق بود.
Leo با درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 6 از 52.
Leo با مجسمه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 1 از 52.
Bianca با بوتهٔ گل در یک ستون بود. اگر راست باشد، 46 از 52 را باقی میگذارد
Bianca با Yolanda در یک اتاق بود.
Yolanda با ساعت ایستاده در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 7 از 52.
Ivan کنار یک پنجره بود. اگر راست باشد، 2 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 2 از 52.
Octavio با مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 52 را باقی میگذارد
Octavio جایی در شمال Leo بود.
Octavio جایی در غرب خبرنگار بود.
Octavio جایی در شرق Cesar بود.
خانههایی را که برای Ivan مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ivan هنوز برایش باز است — 2 از 52.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Queralt آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Cesar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Leo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Yolanda آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Bianca از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Bianca در واقع به تو گفته است:
Bianca با بوتهٔ گل در یک ستون نبود.
Bianca با Yolanda در یک اتاق نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Queralt فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 52 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bianca فقط میتواند در بایگانی (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yolanda فقط میتواند در گنجینه (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ivan فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 52 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Octavio فقط میتواند در تالار گنبدی (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Queralt، در کارگاه مرمت (ردیف 3، ستون 4). Bianca از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Queralt با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Horacio تنهای تنها در یک اتاق بود.
Horacio با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 4 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 4 از 62.
Tobias تنهای تنها در یک اتاق بود.
Tobias دقیقاً 5 ستون در غرب Lorenzo بود.
Tobias با درخت در یک ردیف بود. 8 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 8 از 62.
Julian تنهای تنها در یک اتاق بود.
Julian با فرش در یک ستون بود. 8 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 8 از 62.
Nora تنهای تنها در یک اتاق بود.
Estela دقیقاً 1 ستون در غرب Nora بود.
Estela جایی در جنوب Olivia بود.
Olivia کنار درخت بود. 3 خانه از 62 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 3 از 62.
Lorenzo جایی در جنوب پیشخدمت بود.
خانههایی را که برای Olivia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Olivia هنوز برایش باز است — 3 از 62.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Olivia فقط میتواند در باغ (ردیف 6، ستون 9) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 37 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Vera در تالار گنبدی (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nora نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Horacio در دفتر (ردیف 2، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Estela نمیماند. پس آنجا نه.
Tobias را در بایگانی (ردیف 7، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Julian را در نگارخانه (ردیف 1، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Vera روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nora نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
33 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Olivia، در باغ (ردیف 6، ستون 9).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Olivia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک آینه (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک ساعت · ی4 — یک صندوق · ی5 — یک قفسهٔ کتاب · ی6 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Walter جایی در شمال وارث بود.
Rita روی هیچ چیز ننشسته بود. اگر راست باشد، 64 از 66 را باقی میگذارد
Rita جایی در شرق شعبدهباز بود.
Rita کنار کاناپه نبود. اگر راست باشد، 61 از 66 را باقی میگذارد
Nico جایی در جنوب Kaspar بود.
Nico و موزهدار در دو اتاق جدا بودند.
Nico با مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 6 از 66.
Nico با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 1 از 66.
Beatrix روی هیچ چیز ننشسته بود. اگر راست باشد، 2 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 2 از 66.
Beatrix با فرش در یک ستون بود.
Cesar جایی در جنوب Jonas بود.
Cesar جایی در غرب Rita بود.
Cesar با یک صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 13 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 13 از 66.
Kaspar جایی در شمال سرآشپز بود.
Jonas جایی در جنوب خبرنگار بود.
Jonas جایی در جنوب باغبان بود.
Jonas با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 8 از 66.
Queralt جایی در جنوب Nico بود.
Queralt با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 8 از 66.
هیچکس در باغ نبود.
خانههایی را که برای Beatrix مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Beatrix هنوز برایش باز است — 2 از 66.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Rita آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nico آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Cesar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
Beatrix همدست است. جاگذاری بهتنهایی اینجا 2 خوانش را سرِ پا میگذارد، پس این خودِ اتهام است که تعیین میکند کدام یکی — اما از این پس هر چه Beatrix گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Beatrix در واقع به تو گفته است:
Beatrix روی چیزی نشسته بود.
Beatrix با فرش در یک ستون نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Walter فقط میتواند در تالار گنبدی (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 66 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 9، ستون 3) باشد — از 66 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در دفتر (ردیف 8، ستون 9) باشد — از 61 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در گنجینه (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 13 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kaspar فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 66 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jonas فقط میتواند در میانسرا (ردیف 4، ستون 8) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Queralt فقط میتواند در میانسرا (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Rita میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Cesar میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Queralt میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Kaspar میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Nico میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Beatrix، وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Beatrix، در کارگاه مرمت (ردیف 7، ستون 4). Beatrix از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Beatrix سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Beatrix با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک صندوق · ی5 — یک قفسهٔ کتاب · ی6 — یک گلدان · ی7 — یک مجسمه · ی8 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Irene تنهای تنها در یک اتاق بود.
Greta با ساعت ایستاده در یک ستون بود. 7 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 7 از 72.
Marco جایی در شرق Xavier بود.
Flora دقیقاً 5 ستون در غرب وارث بود.
Rufus و Xavier در یک اتاق تنها بودند.
Tristan دقیقاً 1 ستون در شرق Greta بود.
Lidia با پنجره در یک ستون بود. 8 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 8 از 72.
Lidia دقیقاً 7 ردیف در جنوب وارث بود.
Lidia دقیقاً 4 ستون در شرق Irene بود.
Lidia دقیقاً 2 ردیف در جنوب استاد بود.
Xavier دقیقاً 3 ردیف در جنوب Tristan بود.
دقیقاً 2 نفر در بایگانی بودند.
دقیقاً 2 نفر در میانسرا بودند.
خانههایی را که برای Greta مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Greta هنوز برایش باز است — 7 از 72.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Greta فقط میتواند در گنجینه (ردیف 2، ستون 8) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Flora فقط میتواند در بایگانی (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 72 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 9، ستون 6) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 65 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Irene در دفتر (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Walter نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Marco در میانسرا (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Irene نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rufus در باغ (ردیف 4، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Xavier نمیماند. پس آنجا نه.
Tristan را در نگارخانه (ردیف 3، ستون 9) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Irene روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Walter نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
61 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Xavier میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Irene میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Greta میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Marco میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Rufus میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Flora، ارث نبود.
انگیزهٔ Flora، باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Flora، در بایگانی (ردیف 7، ستون 3).
تنها انگیزهای که برای Flora سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Flora با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز ترجمه نشده — پایینتر به انگلیسی آمده است.
The day in review
The Cartographer’s Debt — Charged at The Museum of Curiosities. It took 3 detectives to agree and 4 did, which is the difference between a suspicion and a file.
The Museum of Curiosities set the stage for all ten investigations on 5 September 2026. In the untimed standard wing, the cases grew steadily more treacherous. The 5x5 beginner case saw 9 solutions from 11 attempts, led by chentian in 0m 16s, who also topped the 6x6 easy board in 0m 12s and the 7x7 medium grid in 2m 03s. Complications emerged on the 8x8 hard case, which introduced a liar into its 6 rooms; a guest detective cracked it fastest in 1m 02s. The 9x9 expert case proved even harsher, demanding both a liar unmasked and a motive established, leaving only 2 solvers from 4 plays, with a guest detective pacing the field in 4m 06s.
Against the clock, the time attack boards drew solitary, precise sweeps across the museum's varied halls. Chentian claimed every single speed record: finishing the 5x5 beginner in 0m 11s, the 6x6 easy in 0m 13s, and the 8x7 medium in 1m 37s. The larger time attack challenges proved considerably more demanding, with chentian navigating the 9x8 hard board in 10m 43s before conquering the 10x9 expert case, complete with its mandatory motive requirement, in 8m 04s.
Fastest detectives of the day
Beginner: chentian — 0m 16s · Easy: chentian — 0m 12s · Medium: chentian — 2m 03s · Hard: a guest detective — 1m 02s · Expert: a guest detective — 4m 06s · Beginner · time attack: chentian — 0m 11s · Easy · time attack: chentian — 0m 13s · Medium · time attack: chentian — 1m 37s · Hard · time attack: chentian — 10m 43s · Expert · time attack: chentian — 8m 04s
The solutions
The solved boards — spoilers for every case of 5 September 2026
Key: red ring = the murderer · amber dashes = the lying accomplice · ✕ = the victim · initials mark where each suspect was proved to stand.
Beginner — The Museum of Curiosities
The cell door shut on Ivan (gardener), on the evidence of 9 detectives.
Easy — The Museum of Curiosities
8 detectives put Bianca (doctor) away before the day was out.
Medium — The Museum of Curiosities
Selma (professor) is in custody — the case was closed by 6 detectives.
Hard — The Museum of Curiosities
Queralt (heiress) ended the day behind bars — convicted by 4 detectives. Bianca lied for them and was never charged.
Expert — The Museum of Curiosities
Beatrix (heiress) was named and charged; 2 detectives closed this one. The motive — debts — was proved along with the name. Beatrix lied for them and was never charged.
Beginner · time attack — The Museum of Curiosities
The cell door shut on Kaspar (colonel), on the evidence of one detective.
Easy · time attack — The Museum of Curiosities
one detective put Margot (diva) away before the day was out.
Medium · time attack — The Museum of Curiosities
Jonas (curator) is in custody — the case was closed by one detective.
Hard · time attack — The Museum of Curiosities
Olivia (doctor) ended the day behind bars — convicted by one detective.
Expert · time attack — The Museum of Curiosities
Flora (professor) was named and charged; one detective closed this one. The motive — revenge — was proved along with the name.