در ۷ مرداد ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — باغچهٔ پشتی
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: ایوان, برکه, اتاق نشیمن, آشپزخانه.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · م — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena کنار اجاق بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 1 از 20.
Paloma در ایوان بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 3 از 20.
Selma کنار پنجره بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 1 از 20.
Kurt در ستون 3 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 4 از 20.
Kurt در ردیف 2 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 1 از 20.
خانههایی را که برای Paloma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Paloma هنوز برایش باز است — 3 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Paloma فقط میتواند در ایوان (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wanda فقط میتواند در برکه (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kurt، در برکه (ردیف 2، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kurt با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Tesa کنار یک پنجره بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 2 از 31.
Kaspar در انباری ابزار بود. 4 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 4 از 31.
Pablo در حیاط پشتی بود. 8 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Pablo باقی میگذارد: 8 از 31.
Julian کنار صندوق بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 2 از 31.
Hugo روی کاناپه نشسته بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 2 از 31.
Hugo کنار فرش بود. 1 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 1 از 31.
خانههایی را که برای Tesa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tesa هنوز برایش باز است — 2 از 31.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tesa فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در اتاق نشیمن (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 31 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kaspar فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Pablo فقط میتواند در حیاط پشتی (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Hugo، در اتاق نشیمن (ردیف 4، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Hugo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ruben با بوتهٔ گل در یک ستون بود. 6 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 6 از 43.
Ruben با فرش در یک ردیف بود. 2 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 2 از 43.
Jimena در ردیف 4 بود. 7 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 7 از 43.
Jimena یا در باغ بود یا در آشپزخانه. 6 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 6 از 43.
Greta با فرش در یک ردیف بود. 14 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 14 از 43.
Greta یا در اتاق نشیمن بود یا در باغ. 2 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 2 از 43.
Marco با Dorian در یک اتاق بود.
Marco با یک پنجره در یک ستون بود. 13 خانه از 43 خانه را باقی میگذارد
Dorian با یک پنجره در یک ردیف بود. 12 خانه از 43 خانه را باقی میگذارد
Wanda کنار قفسهٔ کتاب بود. 2 خانه از 43 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ruben مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ruben هنوز برایش باز است — 2 از 43.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 61 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ruben در برکه (ردیف 6، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Greta نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Kira در اتاق نشیمن (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dorian نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Jimena در باغ (ردیف 4، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Wanda نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Greta در باغ (ردیف 6، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Wanda نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ruben روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Greta نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
57 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Greta، در اتاق نشیمن (ردیف 6، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Greta با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک درخت
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Rita با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 6 از 55.
Rita با بوتهٔ گل در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 55.
Rita جایی در شرق Nico بود.
Tobias با صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 7 از 55.
Tobias کنار چراغ پایهدار بود. اگر راست باشد، 1 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 1 از 55.
Flora با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 6 از 55.
Flora جایی در شمال وارث بود.
Flora جایی در شرق سرهنگ بود.
Helena با پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 42 از 55 را باقی میگذارد
Helena کنار قفسهٔ کتاب بود.
Nico با تخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 55 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 14 از 55.
Nico در ردیف 5 بود. اگر راست باشد، 2 از 55 را باقی میگذارد
Nico جایی در جنوب Helena بود.
Nico با سرهنگ در یک اتاق بود.
Oscar با صندوق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 55 را باقی میگذارد
Oscar جایی در شمال Kira بود.
Kira جایی در شرق Flora بود.
خانههایی را که برای Nico مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nico هنوز برایش باز است — 2 از 55.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Victor آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Rita آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Tobias آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Flora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Helena از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Helena در واقع به تو گفته است:
Helena با پنجره در یک ستون نبود.
Helena کنار قفسهٔ کتاب نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Victor فقط میتواند در اتاق خواب (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 55 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Flora فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Helena فقط میتواند در اتاق خواب (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 42 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nico فقط میتواند در برکه (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Oscar فقط میتواند در برکه (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kira فقط میتواند در آشپزخانه (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 55 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Flora میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Rita میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Oscar میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Tobias میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Helena، ارث نبود.
انگیزهٔ Helena، وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Helena، در اتاق خواب (ردیف 4، ستون 4). Helena از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Helena سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Helena با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک قفسهٔ کتاب · ی3 — یک مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی4 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Jonas جایی در غرب خبرنگار بود.
Jonas با صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 64 از 71 را باقی میگذارد
Ofelia با فرش در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 7 از 71.
Ofelia با فرش در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 2 از 71.
Tesa با کاناپه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 9 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 9 از 71.
Luna جایی در جنوب Irene بود.
Luna جایی در شرق باغبان بود.
Gordon با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 8 از 71.
Gordon با صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 1 از 71.
Irene جایی در غرب Celeste بود.
Horacio کنار یک قفسهٔ کتاب بود. اگر راست باشد، 6 از 71 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 6 از 71.
Celeste جایی در غرب Jonas بود.
Celeste جایی در شمال پیشخدمت بود.
Celeste جایی در جنوب وارث بود.
دقیقاً 2 نفر در حیاط پشتی بودند.
دقیقاً 2 نفر در باغ بودند.
خانههایی را که برای Ofelia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ofelia هنوز برایش باز است — 2 از 71.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Ofelia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Tesa آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Luna آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Gordon آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Jonas از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Jonas در واقع به تو گفته است:
Jonas در غرب خبرنگار نبود.
Jonas با صندوق در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 178 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Jonas در ایوان (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Luna نمیماند. پس آنجا نه.
Ofelia را در اتاق آفتاب (ردیف 3، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Tesa در ایوان (ردیف 1، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Luna نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Luna در ایوان (ردیف 2، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jonas نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Jonas روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Luna نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
174 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Irene میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Horacio میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Gordon میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Ofelia میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Luna میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Celeste، بدهی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Celeste، در حیاط پشتی (ردیف 6، ستون 4). Jonas از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Celeste سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Celeste با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز نوشته نشده — بهمحض نوشتهشدن همینجا میآید.