در ۲۷ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — جزیرهٔ اسرارآمیز
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: بارانداز, دیدهبانی, صخرهها.
تا حالا 11 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · ص — صندوق · ن — نیمکت · ی — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Enzo در پایینترین ردیف بود. 2 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 2 از 19.
Ulises کنار نیمکت بود. 3 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 3 از 19.
Ulises در ستون 2 بود. 1 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 1 از 19.
Katia در چپترین ستون بود. 4 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 4 از 19.
Katia در بارانداز بود. 3 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 3 از 19.
Rosa در بارانداز بود. 6 خانه از 19 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 6 از 19.
خانههایی را که برای Enzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Enzo هنوز برایش باز است — 2 از 19.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Marco فقط میتواند در دیدهبانی (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 19 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در دیدهبانی (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در بارانداز (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rosa فقط میتواند در بارانداز (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Enzo، در دیدهبانی (ردیف 5، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Enzo با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — جزیرهٔ اسرارآمیز
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: ساحل, اردوگاه, بارانداز, غار.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د — درخت نخل · ک — کروکودیل · ی — یک تختهسنگ
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Olivia در ستون 2 بود. 4 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 4 از 18.
Olivia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 1 از 18.
Quentin در غار بود. 6 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 6 از 18.
Quentin در چپترین ستون بود. 2 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 2 از 18.
Marco در ردیف 2 بود. 3 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 3 از 18.
Ignacio در ردیف 3 بود. 4 خانه از 18 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 4 از 18.
Ignacio در ساحل بود. 1 خانه از 18 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Quentin مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Quentin هنوز برایش باز است — 2 از 18.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nestor فقط میتواند در بارانداز (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 18 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در غار (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marco فقط میتواند در غار (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Olivia، در بارانداز (ردیف 4، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Olivia با قرمز حلقه خورده است.
آسان — جزیرهٔ اسرارآمیز
شبکهای 6×6 در 4 اتاق: جنگل, اردوگاه, ساحل, غار.
تا حالا 10 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د1 — درخت نخل · د2 — درختچه · ی — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Greta کنار درخت نخل بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 1 از 28.
Octavio در غار بود. 8 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 8 از 28.
Marco در ستون 3 بود. 5 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 5 از 28.
Marco در ردیف 4 بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 1 از 28.
Ada کنار آتش اردو بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 4 از 28.
Felix در ردیف 3 بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 28.
Felix در غار بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ada مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ada هنوز برایش باز است — 4 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Octavio فقط میتواند در غار (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در اردوگاه (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hugo فقط میتواند در اردوگاه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ada، در اردوگاه (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ada با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · د1 — درخت نخل · د2 — درختچه · ص — صندوق · ن — نیمکت · ی — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Percy در غار بود. 9 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 9 از 27.
Zeno کنار تختهسنگ بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 1 از 27.
Delia کنار صندوق بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 1 از 27.
Yago کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 1 از 27.
Julian در تالاب بود. 6 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 6 از 27.
خانههایی را که برای Julian مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Julian هنوز برایش باز است — 6 از 27.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Percy فقط میتواند در غار (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در لاشهٔ کشتی (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 27 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در تالاب (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Yago، در لاشهٔ کشتی (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Yago با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د1 — درخت نخل · د2 — درختچه · ص — صندوق · ی — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Julian جایی در شرق Wren بود.
Beatrix با تختهسنگ در یک ستون بود. 6 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 6 از 46.
Beatrix جایی در جنوب Felix بود.
Nestor کنار چراغ پایهدار بود. 3 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 3 از 46.
Hilda با چادر در یک ستون بود. 4 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 4 از 46.
Wren با Felix در یک اتاق بود.
Felix با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 6 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 6 از 46.
Felix جایی در جنوب Hilda بود.
هیچکس در ساحل نبود.
خانههایی را که برای Nestor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nestor هنوز برایش باز است — 3 از 46.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Julian فقط میتواند در اردوگاه (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در تالاب (ردیف 7، ستون 7) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در لاشهٔ کشتی (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nestor فقط میتواند در لاشهٔ کشتی (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hilda فقط میتواند در صخرهها (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در تالاب (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در تالاب (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nestor، در لاشهٔ کشتی (ردیف 3، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nestor با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · د — درخت نخل · ص — صندوق · ک — کروکودیل · ن — نیمکت · ی1 — یک تختهسنگ · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wanda یا در لاشهٔ کشتی بود یا در ساحل. 13 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 13 از 43.
Wanda با نیمکت در یک ستون بود. 2 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 2 از 43.
Enzo با Marina در یک اتاق بود.
Enzo با Clara در یک اتاق بود.
Enzo جایی در شرق سرآشپز بود.
Clara با آتش اردو در یک ردیف بود. 6 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 6 از 43.
Marina جایی در غرب سرآشپز بود.
Marina با صندوق در یک ستون بود. 5 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 5 از 43.
Nora با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 4 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 4 از 43.
Nora با درخت نخل در یک ستون بود. 1 خانه از 43 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 1 از 43.
Dora جایی در غرب Nora بود.
هیچکس در غار نبود.
خانههایی را که برای Wanda مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Wanda هنوز برایش باز است — 2 از 43.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 44 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Wanda در لاشهٔ کشتی (ردیف 6، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Clara نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Enzo در دیدهبانی (ردیف 4، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dora نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Clara در لاشهٔ کشتی (ردیف 5، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Enzo نمیماند. پس آنجا نه.
Marina را در دیدهبانی (ردیف 5، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Wanda روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Clara نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
40 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Dora، در بارانداز (ردیف 3، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Dora با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 9 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د — درختچه · ک — کروکودیل · ن — نیمکت · ی1 — یک درخت نخل · ی2 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Boris کنار آتش اردو بود. 2 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 2 از 59.
Dorian با تختهسنگ در یک ستون بود. 6 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 6 از 59.
Dorian با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 1 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 1 از 59.
Kaspar با درختچه در یک ستون بود. 7 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 7 از 59.
Kaspar با Quentin در یک اتاق بود.
Luna با نیمکت در یک ردیف بود. 4 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 4 از 59.
Nestor دقیقاً 2 ستون در غرب Luna بود.
Wanda دقیقاً 3 ردیف در جنوب Quentin بود.
Wanda جایی در شمال راننده بود.
Wanda با نیمکت در یک ستون بود. 6 خانه از 59 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 6 از 59.
Quentin جایی در شرق Boris بود.
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 2 از 59.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 60 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Boris در اردوگاه (ردیف 3، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Luna نمیماند. پس آنجا نه.
Kaspar را در ساحل (ردیف 1، ستون 8) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Luna را در اردوگاه (ردیف 3، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Nestor در لاشهٔ کشتی (ردیف 7، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Wanda نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Boris روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Luna نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
56 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Boris میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Quentin میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Wanda میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Nestor میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Luna، در ساحل (ردیف 3، ستون 9).
تنها انگیزهای که برای Luna سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Luna با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · د — درخت نخل · ک — کروکودیل · ی1 — یک تختهسنگ · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک درختچه · ی4 — یک صندوق · ی5 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Zeno جایی در غرب خبرنگار بود.
Zeno به دیوار بیرونی نچسبیده بود. 33 خانه از 56 خانه را باقی میگذارد
Zeno دقیقاً 2 ردیف در شمال Dante بود.
Zeno جایی در شمال Nadia بود.
Wren با درخت نخل در یک ردیف بود. 7 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 7 از 56.
Wren دقیقاً 1 ستون در غرب سرهنگ بود.
Sofia جایی در غرب استاد بود.
Estela با Vasco در یک اتاق بود.
Vasco دقیقاً 2 ستون در غرب Estela بود.
Vasco با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 6 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 6 از 56.
Nadia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Dante با آتش اردو در یک ستون بود. 6 خانه از 56 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dante باقی میگذارد: 6 از 56.
هیچکس در غار نبود.
خانههایی را که برای Vasco مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vasco هنوز برایش باز است — 6 از 56.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Wren فقط میتواند در صخرهها (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در جنگل (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 56 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در جنگل (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 48 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Zeno در لاشهٔ کشتی (ردیف 6، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nadia نمیماند. پس آنجا نه.
Sofia را در لاشهٔ کشتی (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Gaspar را در لاشهٔ کشتی (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Nadia را در اردوگاه (ردیف 4، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Zeno روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nadia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
44 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Vasco میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Dante میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Zeno میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Wren میتوانست بدهی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Sofia، در تالاب (ردیف 7، ستون 5).
تنها انگیزهای که برای Sofia سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Sofia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د — درخت نخل · ک — کروکودیل · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک درختچه · ی3 — یک صندوق · ی4 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ofelia و Nestor در یک اتاق تنها بودند.
Vasco جایی در شرق راننده بود.
Fabio دقیقاً 2 ردیف در جنوب پیشخدمت بود.
Ivan با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 8 خانه از 75 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 8 از 75.
Julian دقیقاً 5 ردیف در جنوب Nestor بود.
Tamara جایی در شرق Julian بود.
Nestor با تختهسنگ در یک ستون بود. 8 خانه از 75 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 8 از 75.
Nestor دقیقاً 7 ردیف در شمال خوانندهٔ اپرا بود.
Petra تنهای تنها در یک اتاق بود.
Petra دقیقاً 4 ستون در غرب Tamara بود.
Petra دقیقاً 2 ردیف در جنوب باغبان بود.
دقیقاً 3 نفر در صخرهها بودند.
خانههایی را که برای Ivan مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ivan هنوز برایش باز است — 8 از 75.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 217 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ofelia در غار (ردیف 2، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vasco در غار (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Fabio در دیدهبانی (ردیف 3، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ofelia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rita در دیدهبانی (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ofelia نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ofelia روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nestor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
213 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Ofelia فقط میتواند در دیدهبانی (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در صخرهها (ردیف 6، ستون 9) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Tamara میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Petra میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Julian میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Nestor میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Vasco میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ivan، در بارانداز (ردیف 3، ستون 10).
تنها انگیزهای که برای Ivan سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ivan با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · د — درخت نخل · ک — کروکودیل · ی1 — یک تختهسنگ · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چادر · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک درختچه · ی6 — یک صندوق · ی7 — یک نیمکت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Vasco دقیقاً 5 ستون در شرق Kaspar بود.
Vasco تنهای تنها در یک اتاق بود.
Kaspar دقیقاً 2 ستون در غرب استاد بود.
Enzo با درخت نخل در یک ردیف بود. 8 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 8 از 72.
Enzo دقیقاً 5 ستون در غرب پزشک بود.
Nestor تنهای تنها در یک اتاق بود.
Nestor دقیقاً 3 ردیف در جنوب Sofia بود.
Nestor دقیقاً 5 ستون در غرب خوانندهٔ اپرا بود.
Dora تنهای تنها در یک اتاق بود.
Sofia با درخت نخل در یک ستون بود. 6 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 6 از 72.
Sofia جایی در شمال Greta بود.
Sofia دقیقاً 5 ردیف در شمال پزشک بود.
Greta با یک جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 13 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 13 از 72.
Celeste با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 17 خانه از 72 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 17 از 72.
خانههایی را که برای Sofia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Sofia هنوز برایش باز است — 6 از 72.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 84 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Vasco در ساحل (ردیف 5، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Petra در جنگل (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kaspar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Kaspar در جنگل (ردیف 2، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Enzo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Enzo در جنگل (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dora نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Vasco روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nestor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
80 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Sofia میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Vasco میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Enzo میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Dora میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Kaspar میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Greta، در دیدهبانی (ردیف 7، ستون 4).
تنها انگیزهای که برای Greta سرِ پا میماند باجگیری است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Greta با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
پنج صندلی خالی — هر آنچه در The Mystery Island پنهان شده بود دیگر مخفی نمانده است؛ 2 کارآگاه آن را یافتند.
روز کاملاً به The Mystery Island تعلق داشت، که هر ده بازپرسی را در مأموریتهای standard و time-attack برپا کرد. تحقیقات اولیه حقیقت را سرراست نگه داشتند، و بدون دروغگویان یا نیاز به انگیزه پیش رفتند. در بازی standard، صفحه سه-اتاقه beginner 5x5 شاهد یازده راهحل از پانزده تلاش بود، که در صدر آن یک کارآگاه مهمان دقیقاً در نه ثانیه قرار گرفت. chentian صفحه easy 6x6 را جارو کرد، و آن را در ده ثانیه حل نمود در حالی که هر ده مدعی پرونده را بستند. یک کارآگاه مهمان خیلی زود صدرنشینی را پس گرفت، و پرونده شش-اتاقه medium 8x7 را در چهل و هفت ثانیه فتح کرد، جایی که یازده نفر از سیزده نفر موفق شدند.
فضا در شبکههای بزرگتر تغییر کرد، جایی که پردهبرداری از یک انگیزه اجباری شد. در صفحه standard سخت 9x8 hard، هشت نفر از نه بازیکن موفق شدند، که برترین آنها یک کارآگاه مهمان در پنجاه و نه ثانیه بود. چالش 10x9 expert دشوارتر ظاهر شد و از پنج تلاش، سه موفقیت به بار آورد، که در آن یک کارآگاه مهمان با دو دقیقه و سی ثانیه معیار سنجش را ثبت کرد.
در سراسر تحقیقات time-attack، کارآگاه chentian چهار رکورد از پنج رکورد سریعترین زمان را از آن خود کرد: هشت ثانیه در چهار-اتاقه beginner 5x5، یازده ثانیه در پنج-اتاقه easy 6x6، چهل و سه ثانیه در medium 8x7، و یک پیروزی تک و تنها در هفت دقیقه و بیست ثانیه در هفت-اتاقه expert 10x9. تنها حمله زماندار هفت-اتاقه hard مانع این یکهتازی شد، جایی که Nicole با سه دقیقه و هشت ثانیه رکورد روز را تضمین کرد و پرونده یکی از تنها دو اجرای موفق از چهار تلاش را بست.