در ۲۶ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — هنرستان
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: رختکن, کارگاه چاپ, نگارخانه.
تا حالا 8 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Nico در کارگاه چاپ بود. 13 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
Luna در ردیف 4 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 4 از 22.
Luna در کارگاه چاپ بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 3 از 22.
Kurt در رختکن بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 5 از 22.
Kurt در ستون 2 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 1 از 22.
Greta در ستون 4 بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 5 از 22.
Greta در ردیف 3 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 1 از 22.
خانههایی را که برای Luna مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Luna هنوز برایش باز است — 3 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nico فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 13 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Luna فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elena فقط میتواند در رختکن (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kurt، در رختکن (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kurt با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — هنرستان
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: آتلیه, کارگاه چاپ, اتاق کوره.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · م — مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Oscar در کارگاه چاپ بود. 7 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 7 از 21.
Oscar در ردیف 4 بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 2 از 21.
Irene در کارگاه چاپ بود. 7 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 7 از 21.
Irene در چپترین ستون بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 3 از 21.
Cesar در آتلیه بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 6 از 21.
Cesar در بالاترین ردیف بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 3 از 21.
Alma کنار سهپایهٔ نقاشی بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Oscar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Oscar هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Oscar فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Irene فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در آتلیه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yago فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Alma، در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Alma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sol در تالار مجسمهها بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 6 از 30.
Gilda در ستون 3 بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 5 از 30.
Gilda در تالار مجسمهها بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 3 از 30.
Fabio در بالاترین ردیف بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 6 از 30.
Fabio در رختکن بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 1 از 30.
Jimena در اتاق کوره بود. 10 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 10 از 30.
Jimena در ردیف 2 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Boris در حیاط بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Boris در ستون 5 بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sol فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در رختکن (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gilda فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Boris فقط میتواند در حیاط (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Fabio، در رختکن (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Fabio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Estela کنار جعبهٔ چوبی بود. 3 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 3 از 27.
Dorian کنار مجسمه بود. 3 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 3 از 27.
Dorian در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 1 از 27.
Nestor در ردیف 2 بود. 3 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 3 از 27.
Nestor در ستون 5 بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 1 از 27.
Hilda در اتاق طراحی بود. 9 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 9 از 27.
Ximena کنار مجسمه بود. 3 خانه از 27 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Estela مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Estela هنوز برایش باز است — 3 از 27.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Estela فقط میتواند در رختکن (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jonas فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 27 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hilda فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ximena فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nestor، در انبار لوازم (ردیف 2، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nestor با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ج — جعبهٔ چوبی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Simon با استاد در یک اتاق بود.
Simon کنار یک تابلوی نقاشی بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 2 از 39.
Vera با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 5 از 39.
Vera با شعبدهباز در یک اتاق بود.
Vera با یک تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 39.
Wilfred یا در حیاط بود یا در نگارخانه. 11 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 11 از 39.
Rosa جایی در شرق Cesar بود.
Cesar یا در آتلیه بود یا در اتاق طراحی. 24 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Julia کنار صندلی چوبی بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julia باقی میگذارد: 2 از 39.
خانههایی را که برای Simon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Simon هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Simon فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در حیاط (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در آتلیه (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rosa فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 24 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julia فقط میتواند در آتلیه (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Julia، در آتلیه (ردیف 5، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Julia با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بونسای · چ — چراغ پایهدار · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — مجسمه · ی — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Luna در حیاط بود. 5 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 5 از 42.
Ines جایی در غرب خبرنگار بود.
Kurt یا در تالار مجسمهها بود یا در کارگاه چاپ. 16 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 16 از 42.
Kurt با یک تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. 4 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 4 از 42.
Kurt جایی در شرق Ada بود.
Ada در ردیف 4 بود. 7 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 7 از 42.
Ursula کنار سهپایهٔ نقاشی بود. 3 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 3 از 42.
Ursula جایی در غرب Ada بود.
Simon جایی در شمال پزشک بود.
Simon کنار ضبط صوت بود. 2 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 2 از 42.
خانههایی را که برای Simon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Simon هنوز برایش باز است — 2 از 42.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Luna فقط میتواند در حیاط (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 42 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در رختکن (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ursula فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در رختکن (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 42 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Simon فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 6، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ada، در رختکن (ردیف 4، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ada با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 6 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک آینه (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک ضبط صوت
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Hugo جایی در شمال Kaspar بود.
Bianca با سطل زباله در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 7 از 53.
Bianca با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 1 از 53.
Bianca جایی در غرب سرهنگ بود.
Julian با سطل زباله در یک ستون بود. اگر راست باشد، 46 از 53 را باقی میگذارد
Julian با یک آینه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 33 از 53 را باقی میگذارد
Julian جایی در غرب Hugo بود.
Alma با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 5 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 5 از 53.
Alma جایی در شرق راننده بود.
Enzo با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 6 از 53.
Enzo به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 1 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 53.
Kaspar با مجسمه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 5 از 53 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 5 از 53.
Vera با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 53 را باقی میگذارد
Vera با سطل زباله در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 53 را باقی میگذارد
Vera جایی در شمال موزهدار بود.
Vera جایی در جنوب Hugo بود.
خانههایی را که برای Alma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Alma هنوز برایش باز است — 5 از 53.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Hugo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Bianca آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Alma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Enzo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Julian از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Julian در واقع به تو گفته است:
Julian با سطل زباله در یک ستون نبود.
Julian با یک آینه در یک ردیف نبود.
Julian در غرب Hugo نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Hugo فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 53 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 33 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در آتلیه (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 53 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kaspar فقط میتواند در آتلیه (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در آتلیه (ردیف 6، ستون 1). Julian از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک گلدان · ی4 — یک مجسمه · ی5 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Queralt دقیقاً 5 ستون در شرق Kira بود.
Dorian دقیقاً 2 ستون در غرب Queralt بود.
Dorian تنهای تنها در یک اتاق بود.
Oscar جایی در شمال Queralt بود.
Oscar با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. 8 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 8 از 66.
Kira با خوانندهٔ اپرا در یک اتاق بود.
Margot دقیقاً 2 ستون در غرب Dorian بود.
Ignacio تنهای تنها در یک اتاق بود.
Ignacio در ستون 7 بود. 7 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 7 از 66.
Zaida دقیقاً 9 ستون در غرب Oscar بود.
Zaida دقیقاً 1 ردیف در شمال وارث بود.
خانههایی را که برای Ignacio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ignacio هنوز برایش باز است — 7 از 66.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Oscar فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 10) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 50 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Ruben در اتاق کوره (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Zaida نمیماند. پس آنجا نه.
Dorian را در اتاق کوره (ردیف 1، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Kira در اتاق کوره (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Margot نمیماند. پس آنجا نه.
Margot را در حیاط (ردیف 2، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Ruben روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Zaida نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
46 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Ruben فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 7، ستون 9) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Queralt فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Kira میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Zaida میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Margot میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Dorian میتوانست بدهی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Queralt، در اتاق طراحی (ردیف 6، ستون 8).
تنها انگیزهای که برای Queralt سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Queralt با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م — میز تحریر · ی1 — یک آینه (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک بونسای · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک ضبط صوت · ی6 — یک قفسهٔ کتاب · ی7 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Paloma جایی در شرق خوانندهٔ اپرا بود.
Ursula جایی در شمال موزهدار بود.
Wilfred با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 6 از 65.
Wilfred با سهپایهٔ نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 1 از 65.
Alma جایی در شمال Ursula بود.
Celeste با یک جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 51 از 65 را باقی میگذارد
Celeste جایی در غرب پزشک بود.
Celeste با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 46 از 65 را باقی میگذارد
Ines جایی در جنوب پزشک بود.
Ines با یک مجسمه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 14 از 65.
Ines جایی در شمال سرآشپز بود.
Julian جایی در جنوب خبرنگار بود.
Julian با یک بونسای در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 14 از 65.
Julian با تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 2 از 65.
Quentin با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 8 از 65.
Quentin با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 65 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در حیاط بودند.
دقیقاً 2 نفر در اتاق طراحی بودند.
خانههایی را که برای Julian مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Julian هنوز برایش باز است — 2 از 65.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Paloma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ursula آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Wilfred آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Alma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Celeste از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Celeste در واقع به تو گفته است:
Celeste با یک جعبهٔ چوبی در یک ردیف نبود.
Celeste در غرب پزشک نبود.
Celeste با گلدان در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 44 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Paloma در نگارخانه (ردیف 1، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kurt نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ursula در انبار لوازم (ردیف 3، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kurt نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Alma در انبار لوازم (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ursula نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Celeste در حیاط (ردیف 9، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Paloma نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Paloma روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Kurt نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
40 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Paloma فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ursula فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 9، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Celeste میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Ines میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Ursula میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Paloma میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Quentin میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Julian، در حیاط (ردیف 6، ستون 1). Celeste از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Julian سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Julian با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی4 — یک قفسهٔ کتاب · ی5 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Julian با مجسمه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 6 از 66.
Vivienne با ضبط صوت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 59 از 66 را باقی میگذارد
Vivienne جایی در شرق پزشک بود.
Nico جایی در جنوب وارث بود.
Nico با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 8 از 66.
Nico جایی در جنوب پیشخدمت بود.
Kira با آینه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 7 از 66.
Kira با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 1 از 66.
Ada با تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 8 از 66.
Dante جایی در شرق موزهدار بود.
Celeste جایی در غرب Ada بود.
Celeste با بونسای در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 7 از 66.
Celeste با یک سهپایهٔ نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 66 را باقی میگذارد
Tristan جایی در غرب پزشک بود.
Tristan جایی در شرق وارث بود.
Tristan با یک چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 66 را باقی میگذارد
Tristan با سطل زباله در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 66 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در انبار لوازم بودند.
خانههایی را که برای Celeste مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Celeste هنوز برایش باز است — 2 از 66.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Julian آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nico آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Kira آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Luna آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Vivienne از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Vivienne در واقع به تو گفته است:
Vivienne با ضبط صوت در یک ردیف نبود.
Vivienne در شرق پزشک نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Celeste فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tristan فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 48 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Julian در حیاط (ردیف 4، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nico نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vivienne در انبار لوازم (ردیف 7، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ada نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Nico در حیاط (ردیف 4، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Julian نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Luna در آتلیه (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nico نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Julian روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Nico نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
44 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Julian فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Dante میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Nico میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Celeste میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Ada میتوانست بدهی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در انبار لوازم (ردیف 6، ستون 2). Vivienne از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Tristan سرِ پا میماند رازهای دفنشده است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
The Cartographer’s Debt — ۶ نفر از آنها دست شهادت در The Art School را خواندند. ۳ حد نصاب بود؛ ۶ دیگر جای بحثی باقی نمیگذارد. جاده به یک در ختم میشود و در گشوده شده است. این فصل با برچیده شدن جاده پنهان نقشهنگار به پایان میرسد، ایستهای بازرسی خاموشش مورد هجوم قرار گرفتهاند و طراحش پشت دری ثبتنشده نقاب از چهره انداخته است. با این حال، غنیمت واقعی همچنان دستنیافتنی است: برگه گمشده دفتر کل هنوز از میان گچها بیرون نیامده، و مالخری که سی مایل پوستنوشته بیصدا را خریده بود، هماکنون نقشهبرداری از زمینی تازه را آغاز کرده است.
18 October 2026 تعداد ۱۰ صحنه مهرومومشده را پیش روی کارآگاهان جهان قرار داد — همان ۱۰ تا برای همه، مثل همیشه. روز با The Art School آغاز شد و در پله Expert به The Art School رسید — صحنهای ۹×۹ در میان ۷ اتاق، همراه با همدستی که در تکتک اظهاراتش دروغ میگفت، و انگیزهای که علاوه بر نام باید اثبات میشد.
۴۶ پرونده در سراسر ۱۰ معما گشوده شد و ۳۵ پرونده با اتهام درست مختومه گشت — نرخ محکومیت ۷۶٪ برای این روز. ۳ پرونده یک دروغگو را در خود پنهان کرده بودند، جایی که نرخ محکومیت معمولاً در آن به خاک سپرده میشود: شهادت همدست از نخستین واژه دروغ است، و پیدا کردن دروغ خود اصل ماجراست.
روز در دو نیمه منتشر میشود: ۵ پرونده برای پیشروی با سرعت خودتان، و ۵ پرونده دیگر با همان درجههای سختی که به صورت رقابت با زمان اجرا میشوند — تختههای متفاوت، همان نردبان، و ساعتی که تماشا میکند.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — هنرستان
نام Kurt (راننده) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 7 کارآگاه بسته شد.
آسان — هنرستان
درِ سلول روی Fabio (شعبدهباز) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 7 کارآگاه.
متوسط — هنرستان
پیش از آنکه روز به سر برسد، Ada (خبرنگار) به دست 8 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
سخت — هنرستان
Kaspar (موزهدار) در بازداشت است — پرونده را 6 کارآگاه بست. Julian برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای — هنرستان
Julian (موزهدار) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 2 کارآگاه محکوم شد. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Celeste برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — هنرستان
نام Alma (سرآشپز) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد.
آسان · مسابقه با زمان — هنرستان
درِ سلول روی Nestor (باغبان) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ یک کارآگاه.
متوسط · مسابقه با زمان — هنرستان
پیش از آنکه روز به سر برسد، Julia (وارث) به دست یک کارآگاه روانهٔ زندان شد.
سخت · مسابقه با زمان — هنرستان
Queralt (وارث) در بازداشت است — پرونده را یک کارآگاه بست. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — هنرستان
Tristan (راننده) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست یک کارآگاه محکوم شد. انگیزه — رازهای دفنشده — همراه با نام ثابت شد. Vivienne برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.