در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — سفر کوهنوردی
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: چشمانداز, آغاز مسیر, چمنزار.
تا حالا 11 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · د — درخت · ر — رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rosa در ستون 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 4 از 21.
Rosa در چمنزار بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 3 از 21.
Zeno در ستون 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 5 از 21.
Zeno در چشمانداز بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 1 از 21.
Julian در بالاترین ردیف بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 5 از 21.
Tristan در ردیف 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 5 از 21.
Tristan در آغاز مسیر بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Rosa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Rosa هنوز برایش باز است — 3 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Rosa فقط میتواند در چمنزار (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در چمنزار (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tristan فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ivan فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در آغاز مسیر (ردیف 3، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: پاسگاه جنگلبان, غار, آغاز مسیر, مسیر جنگلی.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د — درخت · ر — رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Flora در غار بود. 7 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 7 از 20.
Flora در پایینترین ردیف بود. 2 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 2 از 20.
Rufus در ستون 2 بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 5 از 20.
Rufus در آغاز مسیر بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 1 از 20.
Lorenzo در راستترین ستون بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 3 از 20.
Lorenzo در مسیر جنگلی بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 1 از 20.
Oscar در ستون 3 بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Flora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Flora هنوز برایش باز است — 2 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Flora فقط میتواند در غار (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vivienne فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Oscar فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rufus، در آغاز مسیر (ردیف 3، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rufus با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · د — درختچه · ی1 — یک تختهسنگ · ی2 — یک درخت · ی3 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ignacio در قله بود. 5 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 5 از 26.
Lorenzo کنار چادر بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 2 از 26.
Percy در ردیف 3 بود. 4 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 4 از 26.
Percy در ستون 2 بود. 1 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 1 از 26.
Wren در راستترین ستون بود. 5 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 5 از 26.
Bruno در چشمانداز بود. 4 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 4 از 26.
خانههایی را که برای Lorenzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lorenzo هنوز برایش باز است — 2 از 26.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ignacio فقط میتواند در قله (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در قله (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bruno فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در غار (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 26 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Percy، در غار (ردیف 3، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Percy با قرمز حلقه خورده است.
آسان · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 6×6 در 5 اتاق: چشمانداز, پاسگاه جنگلبان, آغاز مسیر, قله, غار.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · ر — رادیو · م — میز تحریر · ی — یک تختهسنگ
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wanda در بالاترین ردیف بود. 5 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 5 از 26.
Wanda در پاسگاه جنگلبان بود. 1 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 1 از 26.
Gaspar کنار چراغ پایهدار بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 2 از 26.
Conrad در آغاز مسیر بود. 7 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 7 از 26.
Conrad در ستون 3 بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 2 از 26.
Tesa در ردیف 3 بود. 4 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 4 از 26.
Enzo در چشمانداز بود. 4 خانه از 26 خانه را باقی میگذارد
Enzo در ردیف 4 بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Gaspar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gaspar هنوز برایش باز است — 2 از 26.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Gaspar فقط میتواند در غار (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 26 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Conrad فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tesa فقط میتواند در غار (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Wanda، در پاسگاه جنگلبان (ردیف 1، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Wanda با قرمز حلقه خورده است.
متوسط · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 8×7 در 6 اتاق: آغاز مسیر, چشمانداز, پاسگاه جنگلبان, چمنزار, ساحل رود, غار.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک رادیو · ی3 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Vasco کنار درختچه بود. 4 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 4 از 44.
Yolanda با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 5 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 5 از 44.
Enzo کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 44.
Olivia با تختهسنگ در یک ستون بود. 5 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 5 از 44.
Tesa جایی در غرب Sofia بود.
Tesa با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 6 خانه از 44 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 6 از 44.
Tesa با Sofia در یک اتاق بود.
Sofia جایی در جنوب Enzo بود.
هیچکس در غار نبود.
خانههایی را که برای Vasco مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vasco هنوز برایش باز است — 4 از 44.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Vasco فقط میتواند در چمنزار (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 44 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yolanda فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Olivia فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tesa فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sofia فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 44 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Enzo، در پاسگاه جنگلبان (ردیف 4، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Enzo با قرمز حلقه خورده است.
متوسط — سفر کوهنوردی
شبکهای 7×7 در 6 اتاق: مسیر جنگلی, پاسگاه جنگلبان, چشمانداز, ساحل رود, آغاز مسیر, قله.
تا حالا 8 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · ی — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Felix جایی در شرق Dora بود.
Felix در نیمهٔ شمالی صحنه بود. 17 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Wilfred کنار خرس بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 2 از 39.
Helena کنار درختچه بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 1 از 39.
Lorenzo کنار تختهسنگ بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 2 از 39.
Lorenzo کنار چادر بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 1 از 39.
Clara کنار چادر بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 2 از 39.
Dora با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 6 از 39.
خانههایی را که برای Wilfred مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Wilfred هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Felix فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 17 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zeno فقط میتواند در قله (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Clara فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dora فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Helena، در قله (ردیف 7، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Helena با قرمز حلقه خورده است.
سخت — سفر کوهنوردی
شبکهای 8×8 در 7 اتاق: چشمانداز, چادرگاه, آغاز مسیر, مسیر جنگلی, چمنزار, قله, ساحل رود.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · د — درخت · ر — رادیو · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک تختهسنگ · ی3 — یک خرس · ی4 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Vasco کنار چراغ پایهدار بود. اگر راست باشد، 3 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 3 از 51.
Vasco جایی در شمال خبرنگار بود.
Jimena با درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 6 از 51.
Jimena جایی در شمال راننده بود.
Jimena جایی در شرق خبرنگار بود.
Nora جایی در جنوب Horacio بود.
Walter جایی در غرب سرآشپز بود.
Walter با چادر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 5 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 5 از 51.
Elena با یک آتش اردو در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 41 از 51 را باقی میگذارد
Elena با رادیو در یک ستون بود. اگر راست باشد، 36 از 51 را باقی میگذارد
Bruno جایی در شمال Nora بود.
Bruno با یک آتش اردو در یک ستون بود. اگر راست باشد، 12 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 12 از 51.
Bruno در ردیف 6 بود. اگر راست باشد، 2 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 2 از 51.
Bruno جایی در شرق وارث بود.
Horacio جایی در غرب Vasco بود.
Horacio کنار چراغ پایهدار بود. اگر راست باشد، 3 از 51 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 3 از 51.
هیچکس در چمنزار نبود.
خانههایی را که برای Bruno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Bruno هنوز برایش باز است — 2 از 51.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Vasco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Jimena آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Elena از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Elena در واقع به تو گفته است:
Elena با یک آتش اردو در یک ردیف نبود.
Elena با رادیو در یک ستون نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Vasco فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 3، ستون 8) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nora فقط میتواند در قله (ردیف 7، ستون 2) باشد — از 51 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 8، ستون 3) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elena فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 36 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bruno فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Horacio فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Milo فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 51 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Bruno، در چادرگاه (ردیف 6، ستون 4). Elena از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Bruno با قرمز حلقه خورده است.
سخت · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 9×8 در 7 اتاق: قله, چمنزار, غار, آغاز مسیر, پاسگاه جنگلبان, مسیر جنگلی, چشمانداز.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · د — درختچه · م — میز تحریر · ی1 — یک چادر · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک خرس · ی4 — یک درخت · ی5 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Julian تنهای تنها در یک اتاق بود.
Julian در ردیف 8 بود. 9 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 9 از 57.
Beatrix با میز تحریر در یک ستون بود. 7 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 7 از 57.
Beatrix با یک درخت در یک ردیف بود. 2 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 2 از 57.
Yago با آتش اردو در یک ردیف بود. 7 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 7 از 57.
Quentin با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 6 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 6 از 57.
Katia با Simon در یک اتاق بود.
Katia با تختهسنگ در یک ردیف بود. 4 خانه از 57 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 4 از 57.
Gordon با درختچه در یک ردیف بود. 8 خانه از 57 خانه را باقی میگذارد
Gordon دقیقاً 3 ستون در غرب Yago بود.
Simon دقیقاً 6 ستون در شرق Gordon بود.
هیچکس در مسیر جنگلی نبود.
خانههایی را که برای Beatrix مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Beatrix هنوز برایش باز است — 2 از 57.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Beatrix فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 36 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Julian در چشمانداز (ردیف 8، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Quentin نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Yago در غار (ردیف 4، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Quentin نمیماند. پس آنجا نه.
Quentin را در پاسگاه جنگلبان (ردیف 4، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Katia در چمنزار (ردیف 2، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Julian روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Quentin نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
32 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Katia میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Gordon میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Quentin میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Beatrix میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Yago، در غار (ردیف 4، ستون 5).
تنها انگیزهای که برای Yago سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Yago با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای — سفر کوهنوردی
شبکهای 9×9 در 8 اتاق: آغاز مسیر, قله, غار, پاسگاه جنگلبان, ساحل رود, چادرگاه, چشمانداز, مسیر جنگلی.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · د — درخت · م — میز تحریر · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک چادر · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک خرس · ی5 — یک درختچه · ی6 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Margot جایی در جنوب Gaspar بود.
Margot جایی در جنوب راننده بود.
Margot با یک درختچه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Margot باقی میگذارد: 15 از 65.
Lidia جایی در غرب خبرنگار بود.
Lidia جایی در جنوب باغبان بود.
Lidia جایی در شمال پزشک بود.
Alistair با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 6 از 65.
Alistair جایی در شمال سرآشپز بود.
Alistair به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 2 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 2 از 65.
Yolanda با یک درختچه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 14 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 14 از 65.
Yolanda و Beatrix در دو اتاق جدا بودند.
Ivan جایی در جنوب خوانندهٔ اپرا بود.
Vera جایی در غرب Beatrix بود.
Vera با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 7 از 65.
Gaspar جایی در جنوب Vera بود.
Gaspar جایی در جنوب خبرنگار بود.
Beatrix جایی در شرق Alistair بود.
دقیقاً 2 نفر در قله بودند.
دقیقاً 3 نفر در ساحل رود بودند.
دقیقاً 2 نفر در مسیر جنگلی بودند.
خانههایی را که برای Alistair مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Alistair هنوز برایش باز است — 2 از 65.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Margot آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Lidia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Alistair آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Yolanda آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Gaspar از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Gaspar در واقع به تو گفته است:
Gaspar در جنوب Vera نبود.
Gaspar در جنوب خبرنگار نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Alistair فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 114 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Margot را در چشمانداز (ردیف 6، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Lidia در چادرگاه (ردیف 8، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Vera نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Yolanda در غار (ردیف 3، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Lidia نمیماند. پس آنجا نه.
Ivan را در چادرگاه (ردیف 6، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Lidia روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Vera نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
110 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Margot فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 5، ستون 9) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در قله (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lidia، در قله (ردیف 7، ستون 4). Gaspar از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lidia با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 10×9 در 8 اتاق: چمنزار, غار, چادرگاه, پاسگاه جنگلبان, چشمانداز, مسیر جنگلی, ساحل رود, آغاز مسیر.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ج — جعبهٔ چوبی · خ — خرس · د — درخت · م — میز تحریر · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک تختهسنگ · ی3 — یک چادر · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک درختچه · ی6 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena و Ivan در یک اتاق تنها بودند.
Elena دقیقاً 2 ستون در شرق سرآشپز بود.
Wanda با خرس در یک ردیف بود. 9 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wanda باقی میگذارد: 9 از 74.
Julian جایی در غرب خبرنگار بود.
Julian با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 6 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 6 از 74.
Julian جایی در شرق راننده بود.
Simon تنهای تنها در یک اتاق بود.
Clara تنهای تنها در یک اتاق بود.
Clara جایی در غرب راننده بود.
Ximena با یک رادیو در یک ردیف بود. 17 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 17 از 74.
Ximena دقیقاً 1 ستون در غرب پیشخدمت بود.
Ivan دقیقاً 2 ستون در شرق Wanda بود.
Ivan دقیقاً 4 ردیف در جنوب Beatrix بود.
Beatrix با درخت در یک ستون بود. 7 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 7 از 74.
دقیقاً 2 نفر در مسیر جنگلی بودند.
دقیقاً 2 نفر در ساحل رود بودند.
خانههایی را که برای Julian مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Julian هنوز برایش باز است — 6 از 74.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 183 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Elena در ساحل رود (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ivan نمیماند. پس آنجا نه.
Wanda را در چمنزار (ردیف 8، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Ursula را در آغاز مسیر (ردیف 1، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Julian در چشمانداز (ردیف 7، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Elena نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Elena روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Ivan نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
179 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Wanda میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Beatrix میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Elena میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Ximena میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Simon میتوانست وسواس باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Julian، در مسیر جنگلی (ردیف 7، ستون 8).
تنها انگیزهای که برای Julian سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Julian با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
The Hollow Order — این فصل نخستین اتهام رسمی خود را رقم زد — و مالخر هرچه خریده بود، سکوت کافی به همراه نیاورد.
هر ده پرونده در 5 October 2026 پای بازرسان را به The Hiking Trip کشاند. پروندههای استاندارد از یک جدول متواضعانه ۵در۵ beginner با سه اتاق آغاز شد و تا یک صفحه گسترده ۹در۹ expert با هشت اتاق پیش رفت. در مسیرهای بدون زمان hard و expert دروغگویان در رفتوآمد بودند، اما استعدادی گمنام پیروز میدان شد؛ یک کارآگاه مهمان سریعترین زمان را در تمامی سطوح استاندارد ثبت کرد: 0m 18s در beginner، 0m 19s در easy، 0m 25s در medium، 1m 36s در hard، و 1m 48s در expert.
در رقابت با عقربههای ساعت، وضعیت زمین کاملاً دگرگون شد. همین که بازرسان به مراحل ۹در۸ hard و ۱۰در۹ expert رسیدند، تختههای حمله زمانی به جای رسوا کردن دروغگویان، انگیزه جرم را طلب میکردند. در این مسیرهای خلوتتر، chentian تمامی رکوردها را یکجا درو کرد و برترین زمانها را با 0m 11s در ۵در۵ beginner، 0m 20s در ۶در۶ easy، 1m 23s در ۸در۷ medium، 0m 56s در hard بر جای گذاشت و کار را با حل 12m 48s در تنها تلاش سطح expert به پایان برد.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — سفر کوهنوردی
Tristan (راننده) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 9 کارآگاه محکوم شد.
آسان — سفر کوهنوردی
نام Percy (راننده) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 8 کارآگاه بسته شد.
متوسط — سفر کوهنوردی
درِ سلول روی Helena (خوانندهٔ اپرا) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 7 کارآگاه.
سخت — سفر کوهنوردی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Bruno (موزهدار) به دست 5 کارآگاه روانهٔ زندان شد. Elena برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای — سفر کوهنوردی
Lidia (سرآشپز) در بازداشت است — پرونده را 4 کارآگاه بست. Gaspar برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
Rufus (باغبان) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 2 کارآگاه محکوم شد.
آسان · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
نام Wanda (پزشک) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 3 کارآگاه بسته شد.
متوسط · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
درِ سلول روی Enzo (باغبان) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 2 کارآگاه.
سخت · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Yago (راننده) به دست 2 کارآگاه روانهٔ زندان شد. انگیزه — بدهی — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
Julian (سرهنگ) در بازداشت است — پرونده را یک کارآگاه بست. انگیزه — بدهی — همراه با نام ثابت شد.