سودوکوی راز قتل — پروندههای روزانهٔ ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — سفر کوهنوردی
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: مسیر جنگلی, چادرگاه, ساحل رود.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ — چادر · د — درخت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Horacio در ستون 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 4 از 21.
Horacio در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 1 از 21.
Ines کنار تختهسنگ بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 2 از 21.
Ines در راستترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 1 از 21.
Gaspar در چادرگاه بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 5 از 21.
Ursula در ردیف 3 بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 2 از 21.
Ursula در چادرگاه بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Gaspar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gaspar هنوز برایش باز است — 5 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Beatrix فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gaspar فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Horacio، در ساحل رود (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Horacio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · س — سطل زباله · گ — گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Hilda در ستون 5 بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 6 از 30.
Hilda در ردیف 3 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 1 از 30.
Jonas در پایینترین ردیف بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 5 از 30.
Jonas کنار رادیو بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 1 از 30.
Tesa کنار جعبهٔ چوبی بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 2 از 30.
Elias در ستون 2 بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 4 از 30.
Elias کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Alistair در اتاق ژنراتور بود. 8 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tesa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tesa هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tesa فقط میتواند در هوابند (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ximena فقط میتواند در انبار خوراک (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در اتاق ژنراتور (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jonas، در انبار خوراک (ردیف 6، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jonas با قرمز حلقه خورده است.
متوسط — سفر کوهنوردی
شبکهای 7×7 در 6 اتاق: پاسگاه جنگلبان, آغاز مسیر, غار, ساحل رود, چشمانداز, چمنزار.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · م — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ximena با درختچه در یک ستون بود. 6 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 6 از 42.
Quentin با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 6 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 6 از 42.
Quentin یا در غار بود یا در ساحل رود. 2 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 2 از 42.
Elena کنار خرس بود. 2 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 2 از 42.
Gordon در نیمهٔ شرقی صحنه بود. 20 خانه از 42 خانه را باقی میگذارد
Gordon در ردیف 2 بود. 3 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 3 از 42.
Gordon جایی در شمال خوانندهٔ اپرا بود.
Pablo کنار چادر بود. 1 خانه از 42 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Pablo باقی میگذارد: 1 از 42.
Nico کنار درخت بود. 2 خانه از 42 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Quentin مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Quentin هنوز برایش باز است — 2 از 42.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ximena فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elena فقط میتواند در چمنزار (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در چشمانداز (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nico فقط میتواند در چمنزار (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tobias فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 42 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Quentin، در ساحل رود (ردیف 3، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Quentin با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پیانو · ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Alistair با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 7 از 59.
Ruben با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 16 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 16 از 59.
Ruben کنار فرش بود. اگر راست باشد، 1 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 1 از 59.
Horacio با کاناپه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 15 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 15 از 59.
Horacio با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 2 از 59.
Oscar با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 59 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 7 از 59.
Oscar به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 5 از 59 را باقی میگذارد
Kurt کنار تخت بود. اگر راست باشد، 57 از 59 را باقی میگذارد
Kurt با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 51 از 59 را باقی میگذارد
Gilda با تخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 59 را باقی میگذارد
Sofia کنار مبل راحتی بود. اگر راست باشد، 2 از 59 را باقی میگذارد
هیچکس در لابی نبود.
خانههایی را که برای Horacio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Horacio هنوز برایش باز است — 2 از 59.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Nestor آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Alistair آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ruben آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Horacio آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Kurt از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Kurt در واقع به تو گفته است:
Kurt کنار تخت نبود.
Kurt با میز تحریر در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 75 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Nestor در بار (ردیف 2، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Oscar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Alistair در زیرزمین (ردیف 8، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Horacio نمیماند. پس آنجا نه.
Horacio را در زیرزمین (ردیف 8، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Oscar را در بار (ردیف 3، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Nestor روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Oscar نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
71 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Nestor فقط میتواند در سوئیت (ردیف 5، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Gilda، در سوئیت (ردیف 6، ستون 6). Kurt از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Gilda با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Gordon با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 8 از 73.
Gordon روی هیچ چیز ننشسته بود.
Gordon با درخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 1 از 73.
Kaspar با فرش در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 9 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 9 از 73.
Simon با درخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 7 از 73.
Quentin با تخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 8 از 73.
Quentin با بوتهٔ گل در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 73.
Beatrix با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 73 را باقی میگذارد
Tamara با فرش در یک ستون بود. اگر راست باشد، 17 از 73 را باقی میگذارد
Tamara با تخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 4 از 73 را باقی میگذارد
Tamara کنار تخت نبود. اگر راست باشد، 2 از 73 را باقی میگذارد
Ruben در ایوان نبود. اگر راست باشد، 17 از 73 را باقی میگذارد
Ruben با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. اگر راست باشد، 16 از 73 را باقی میگذارد
Ursula با کاناپه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 17 از 73 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در اتاق آفتاب بودند.
خانههایی را که برای Tamara مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tamara هنوز برایش باز است — 2 از 73.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Gordon آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Kaspar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Simon آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Quentin آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Ruben از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Ruben در واقع به تو گفته است:
Ruben در ایوان بود.
Ruben با قفسهٔ کتاب در یک ستون نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Kaspar فقط میتواند در اتاق آفتاب (ردیف 9، ستون 7) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Simon فقط میتواند در اتاق خواب (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در اتاق نشیمن (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در اتاق آفتاب (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 73 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tamara فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 2، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در ایوان (ردیف 5، ستون 9) باشد — از 16 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ursula فقط میتواند در برکه (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 17 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در اتاق آفتاب (ردیف 9، ستون 7). Ruben از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز نوشته نشده — بهمحض نوشتهشدن همینجا میآید.