در ۳۰ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Vera در ستون 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 5 از 21.
Vera در محوطه بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 21.
Ruben کنار رایانه بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 3 از 21.
Ruben در ردیف 3 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 1 از 21.
Quentin در راستترین ستون بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 4 از 21.
Quentin در ردیف 4 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 21.
Fabio در انبار قطعات بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Vera مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vera هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tristan فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در محوطه (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Fabio فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ruben، در اتاق رنگ (ردیف 3، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ruben با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: دفتر, انبار قطعات, پیتلاین.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رایانه · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Boris در پیتلاین بود. 8 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 8 از 20.
Ximena در ردیف 3 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 4 از 20.
Ximena در ستون 3 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 1 از 20.
Gaspar در انبار قطعات بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 5 از 20.
Gaspar در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 1 از 20.
Nico در چپترین ستون بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 4 از 20.
Nico در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 8 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Boris فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julia فقط میتواند در دفتر (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nico، در دفتر (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nico با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک رایانه · ی2 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Zaida کنار رادیو بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 2 از 29.
Paloma کنار پنجره بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 1 از 29.
Simon کنار لکهٔ روغن بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 3 از 29.
Clara در پیتلاین بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 5 از 29.
Clara در ردیف 3 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 1 از 29.
Katia روی لکهٔ روغن بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 3 از 29.
خانههایی را که برای Zaida مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zaida هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Zaida فقط میتواند در محوطه (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Simon فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Paloma، در اتاق انتظار (ردیف 4، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Paloma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kaspar در دفتر بود. 7 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 7 از 26.
Beatrix کنار گنجه بود. 1 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 1 از 26.
Sol کنار رایانه بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 2 از 26.
Tamara روی لکهٔ روغن بود. 4 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 4 از 26.
Helena در انبار بود. 6 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 6 از 26.
Helena در ردیف 2 بود. 2 خانه از 26 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Helena باقی میگذارد: 2 از 26.
خانههایی را که برای Sol مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Sol هنوز برایش باز است — 2 از 26.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Kaspar فقط میتواند در دفتر (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 26 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sol فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tamara فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Helena فقط میتواند در انبار (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tamara، در بالابر خودرو (ردیف 3، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tamara با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ1 — گلدان · گ2 — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Yolanda با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 5 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 5 از 46.
Yolanda کنار جعبهٔ چوبی بود. 2 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 2 از 46.
Irene روی لکهٔ روغن بود. 2 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 2 از 46.
Irene جایی در شرق استاد بود.
Hugo در ستون 6 بود. 6 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 6 از 46.
Tesa با یک پنجره در یک ردیف بود. 19 خانه از 46 خانه را باقی میگذارد
Tesa با تلویزیون در یک ستون بود. 2 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 2 از 46.
Quentin یا در پیتلاین بود یا در انبار. 14 خانه از 46 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 14 از 46.
Quentin به دیوار بیرونی چسبیده بود. 8 خانه از 46 خانه را باقی میگذارد
Quentin جایی در جنوب Tesa بود.
Quentin با اتومبیل در یک ستون بود. 2 خانه از 46 خانه را باقی میگذارد
Marina جایی در جنوب پیشخدمت بود.
خانههایی را که برای Yolanda مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Yolanda هنوز برایش باز است — 2 از 46.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ada فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yolanda فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 3، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Irene فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hugo فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tesa فقط میتواند در انبار (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 46 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Quentin، در پیتلاین (ردیف 5، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Quentin با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Marina با خبرنگار در یک اتاق بود.
Marina کنار رایانه بود. 2 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 2 از 40.
Wilfred با اتومبیل در یک ستون بود. 10 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 10 از 40.
Wilfred با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 1 از 40.
Tamara جایی در غرب Selma بود.
Rufus کنار پنجره بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 1 از 40.
Jimena کنار گلدان بود. 2 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 2 از 40.
Selma در ردیف 5 بود. 7 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 7 از 40.
Selma با میز چوبی در یک ستون بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Marina مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Marina هنوز برایش باز است — 2 از 40.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Marina فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tamara فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در پیتلاین (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jimena، در پیتلاین (ردیف 7، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jimena با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک تلویزیون · ی2 — یک رایانه · ی3 — یک گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rufus دقیقاً 1 ردیف در جنوب Bianca بود.
Rufus با Kurt در یک اتاق بود.
Percy دقیقاً 4 ستون در شرق Kurt بود.
Percy با رادیو در یک ستون بود. 7 خانه از 52 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 7 از 52.
Percy با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 52 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 1 از 52.
Percy جایی در شرق خبرنگار بود.
Bianca جایی در شرق خبرنگار بود.
Leo جایی در شرق استاد بود.
Clara در ردیف 4 بود. 7 خانه از 52 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 7 از 52.
Clara جایی در غرب خبرنگار بود.
Clara با اتومبیل در یک ستون بود. 2 خانه از 52 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Clara باقی میگذارد: 2 از 52.
Kurt با Queralt در یک اتاق بود.
Queralt جایی در غرب Leo بود.
خانههایی را که برای Clara مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Clara هنوز برایش باز است — 2 از 52.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Clara فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 51 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Rufus در دفتر (ردیف 6، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Queralt نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vivienne در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Kurt نمیماند. پس آنجا نه.
Bianca را در دفتر (ردیف 6، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Leo را در محوطه (ردیف 3، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Rufus روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Queralt نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
47 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Clara، در اتاق رنگ (ردیف 4، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Clara با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ج — جعبهٔ چوبی · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ1 — گلدان · گ2 — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک رایانه · ی5 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Boris جایی در جنوب وارث بود.
Boris دقیقاً 3 ردیف در شمال Sofia بود.
Boris تنهای تنها در یک اتاق بود.
Boris دقیقاً 2 ستون در شرق Ulises بود.
Sofia با گنجه در یک ستون بود. 7 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 7 از 60.
Gordon یا در محوطه بود یا در سالن تعمیر. 10 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 10 از 60.
Ines با یک پنجره در یک ستون بود. 15 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 15 از 60.
Ines با Ofelia در یک اتاق بود.
Ulises با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 8 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 8 از 60.
Ofelia با گلدان در یک ردیف بود. 6 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 6 از 60.
Ofelia با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 1 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 1 از 60.
Abel جایی در شرق موزهدار بود.
خانههایی را که برای Sofia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Sofia هنوز برایش باز است — 7 از 60.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 64 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Boris را در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Sofia در پیتلاین (ردیف 8، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ulises نمیماند. پس آنجا نه.
Gordon را در محوطه (ردیف 7، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Ines را در اتاق انتظار (ردیف 4، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Boris روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Boris نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
60 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Ines میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Abel میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Ulises میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Gordon میتوانست وسواس باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Sofia، در پیتلاین (ردیف 7، ستون 3).
تنها انگیزهای که برای Sofia سرِ پا میماند باجگیری است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Sofia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک رادیو · ی6 — یک گلدان · ی7 — یک گنجه · ی8 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Boris با لکهٔ روغن در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 14 از 64.
Ignacio با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 15 از 64.
Ignacio جایی در شمال Gilda بود.
Lorenzo در ردیف 5 بود. اگر راست باشد، 56 از 64 را باقی میگذارد
Lorenzo جایی در شرق Ignacio بود.
Lorenzo جایی در شرق Cesar بود.
Cesar با یک تلویزیون در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 12 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 12 از 64.
Cesar جایی در جنوب استاد بود.
Cesar با وارث در یک اتاق بود.
Vera جایی در جنوب Ignacio بود.
Gilda و سرآشپز در دو اتاق جدا بودند.
Gilda جایی در غرب وارث بود.
Gilda جایی در شمال باغبان بود.
Katia جایی در غرب سرآشپز بود.
Katia جایی در شمال Boris بود.
Katia با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 22 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 22 از 64.
Dora به دیوار بیرونی نچسبیده بود. اگر راست باشد، 40 از 64 را باقی میگذارد
Dora جایی در شرق پیشخدمت بود.
Dora جایی در جنوب Vera بود.
Dora با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 12 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 12 از 64.
Dora جایی در جنوب شعبدهباز بود.
دقیقاً 2 نفر در انبار قطعات بودند.
دقیقاً 2 نفر در انبار بودند.
خانههایی را که برای Cesar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Cesar هنوز برایش باز است — 12 از 64.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Boris آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ignacio آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Cesar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vera آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Lorenzo از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Lorenzo در واقع به تو گفته است:
Lorenzo در ردیف 5 نبود.
Lorenzo در شرق Ignacio نبود.
Lorenzo در شرق Cesar نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 126 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Boris در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Cesar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ignacio در محوطه (ردیف 4، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gilda نمیماند. پس آنجا نه.
Lorenzo را در محوطه (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Cesar را در سالن تعمیر (ردیف 4، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Boris روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Cesar نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
122 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lorenzo، در انبار (ردیف 4، ستون 1). Lorenzo از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lorenzo با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ1 — گلدان · گ2 — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک رادیو · ی6 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Felix تنهای تنها در یک اتاق بود.
Octavio تنهای تنها در یک اتاق بود.
Ada جایی در غرب موزهدار بود.
Ada تنهای تنها در یک اتاق بود.
Ivan تنهای تنها در یک اتاق بود.
Ivan جایی در شمال پزشک بود.
Ivan دقیقاً 2 ردیف در شمال پیشخدمت بود.
Selma با گنجه در یک ستون بود. 7 خانه از 75 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 7 از 75.
Nestor دقیقاً 1 ستون در غرب سرآشپز بود.
Nestor دقیقاً 5 ستون در غرب Ivan بود.
Gordon دقیقاً 1 ردیف در جنوب استاد بود.
Gordon تنهای تنها در یک اتاق بود.
Hilda دقیقاً 2 ستون در غرب Ada بود.
Hilda تنهای تنها در یک اتاق بود.
دقیقاً 2 نفر در دفتر بودند.
خانههایی را که برای Selma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Selma هنوز برایش باز است — 7 از 75.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 248 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Milo در محوطه (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ada نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Felix در اتاق رنگ (ردیف 3، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ivan نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Octavio در انبار قطعات (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ada در محوطه (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nestor نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Milo روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Ada نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
244 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Milo فقط میتواند در دفتر (ردیف 6، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Nestor میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Hilda میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Octavio میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Ada میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Gordon میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Selma، در دفتر (ردیف 8، ستون 6).
تنها انگیزهای که برای Selma سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Selma با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
پنج صندلی خالی — یکی کم در The Repair Shop: ۲ نفر دروغ را دیدند، ۳ نفر آن را قطعی میکنند. کل اختلاف در همین است.
تمام تحقیقات ثبتشده در پروندههای ۲۲ October 2026 به The Repair Shop ختم میشدند. پروندههای بدون زمان روی طبقه پنجدرپنج beginner کاملاً آرام آغاز شدند، جایی که شانزده نفر از نوزده محقق به راهحل رسیدند و chentian با نه ثانیه سرعت کار را تعیین کرد. یک کارآگاه مهمان در جدول ششدرشش easy با بیست و سه ثانیه و در جدول هشتدرهشت hard با دو دقیقه و پنجاه و یک ثانیه بالاترین افتخارات را از آن خود کرد، در حالی که chentian بازگشت تا پرونده هفتدرهفت medium را در هجده ثانیه تصاحب کند. پروندههای استاندارد به یک پرونده دشوار و خائنانه نهدرنه expert ختم شدند که شامل یک دروغگو در میان هفت اتاق بود؛ تنها دو کارآگاه از شش نفر موفق به گشودن آن شدند که پیشتاز آنها Nicole در ده دقیقه و سی ثانیه بود.
تحقیقات زماندار شرکتکنندگان کمتری داشتند اما پیچیدگیهای سنگینتری به همراه آوردند. در رقابت با ساعت، chentian تکتک سریعترین زمانها را درو کرد: هفت ثانیه در پنجدرپنج beginner، بیست و شش ثانیه در ششدرشش easy، و بیست و چهار ثانیه در شبکه هشتدرهفت medium. با اضافه شدن الزامات انگیزه جرم، کار به وضوح سختتر شد. در جدول هشتدرنه hard، هر دو شرکتکننده معما را حل کردند و chentian زمان پنجاه و چهار ثانیه را ثبت کرد. چالش نهایی، یک شبکه نهدرده expert شامل هشت اتاق، از میان دو تلاش تنها یک گرهگشایی به همراه داشت، و chentian دفتر ثبت رکوردهای روز را در هفده دقیقه و بیست و دو ثانیه بست.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Ruben (باغبان) به دست 16 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان — تعمیرگاه
Paloma (خوانندهٔ اپرا) در بازداشت است — پرونده را 7 کارآگاه بست.
متوسط — تعمیرگاه
Jimena (وارث) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 8 کارآگاه محکوم شد.
سخت — تعمیرگاه
نام Clara (استاد) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 8 کارآگاه بسته شد.
حرفهای — تعمیرگاه
درِ سلول روی Lorenzo (شعبدهباز) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 2 کارآگاه. Lorenzo برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Nico (باغبان) به دست 4 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Tamara (خبرنگار) در بازداشت است — پرونده را 2 کارآگاه بست.
متوسط · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Quentin (راننده) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 2 کارآگاه محکوم شد.
سخت · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
نام Sofia (سرآشپز) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 2 کارآگاه بسته شد. انگیزه — باجگیری — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
درِ سلول روی Selma (پزشک) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ یک کارآگاه. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد.