در ۲۱ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب1 — بوتهٔ گل · ب2 — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ی — یک درخت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ulises در بانک بذر بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 6 از 21.
Tristan در ستون 2 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 5 از 21.
Tristan در آلاچیق بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 1 از 21.
Nora در حیاط فواره بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 4 از 21.
Nora در چپترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 1 از 21.
Wilfred در ردیف 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 4 از 21.
خانههایی را که برای Wilfred مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Wilfred هنوز برایش باز است — 4 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ulises فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در زنبورستان (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در زنبورستان (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Wilfred، در زنبورستان (ردیف 2، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Wilfred با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ا — اجاق · ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Cesar در خانهٔ نخل بود. 7 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 7 از 20.
Rita در انباری ابزار بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 5 از 20.
Rita در ستون 3 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 20.
Elias در ردیف 3 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 4 از 20.
Elias در بانک بذر بود. 2 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 2 از 20.
Quentin در بانک بذر بود. 8 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 8 از 20.
خانههایی را که برای Elias مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Elias هنوز برایش باز است — 2 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Cesar فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rita، در انباری ابزار (ردیف 2، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rita با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب1 — بوتهٔ گل · ب2 — بونسای · ص — صندوق · گ — گلدان · م — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sofia در ردیف 3 بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 6 از 30.
Sofia در انباری ابزار بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 2 از 30.
Ines کنار یک پنجره بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 3 از 30.
Ines در انباری ابزار بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ines باقی میگذارد: 1 از 30.
Hugo در تراس بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 6 از 30.
Dante در خانهٔ نخل بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dante باقی میگذارد: 4 از 30.
Dante در ستون 4 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Ada در حیاط فواره بود. 8 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Sofia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Sofia هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sofia فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hugo فقط میتواند در تراس (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در حیاط فواره (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Dante، در خانهٔ نخل (ردیف 5، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Dante با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بوتهٔ گل · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Nadia در حیاط فواره بود. 8 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 8 از 32.
Boris کنار چراغ پایهدار بود. 2 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 2 از 32.
Boris در ستون 4 بود. 1 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 1 از 32.
Sol در ستون 2 بود. 6 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 6 از 32.
Sol کنار فرش بود. 1 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 1 از 32.
Tobias کنار بوتهٔ گل بود. 2 خانه از 32 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tobias باقی میگذارد: 2 از 32.
Pablo کنار جعبهٔ چوبی بود. 1 خانه از 32 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tobias مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tobias هنوز برایش باز است — 2 از 32.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Delia فقط میتواند در اتاق گلدان (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 32 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در حیاط فواره (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tobias فقط میتواند در آلاچیق (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Boris، در اتاق گلدان (ردیف 3، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Boris با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ا — اجاق · ب — بونسای · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Bruno با وارث در یک اتاق بود.
Bruno با کاناپه در یک ستون بود. 13 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 13 از 40.
Estela یا در تراس بود یا در خانهٔ نخل. 22 خانه از 40 خانه را باقی میگذارد
Estela جایی در جنوب Bruno بود.
Delia کنار چراغ پایهدار بود. 4 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 4 از 40.
Lidia کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 2 از 40.
Sol کنار چراغ پایهدار بود. 4 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 4 از 40.
Sol در نیمهٔ غربی صحنه بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 1 از 40.
Nadia با یک پنجره در یک ستون بود. 11 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 11 از 40.
خانههایی را که برای Lidia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lidia هنوز برایش باز است — 2 از 40.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Bruno فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 13 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در تراس (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در اتاق ارکیده (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nadia، در خانهٔ نخل (ردیف 2، ستون 7).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nadia با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بوتهٔ گل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Petra کنار درخت بود. 2 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 2 از 41.
Wilfred با پنجره در یک ستون بود. 13 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 13 از 41.
Wilfred یا در خانهٔ نخل بود یا در بانک بذر. 5 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 5 از 41.
Wilfred جایی در شمال Dorian بود.
Queralt یا در حیاط فواره بود یا در بانک بذر. 12 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 12 از 41.
Dorian کنار مبل راحتی بود. 4 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 4 از 41.
Dorian جایی در شمال Queralt بود.
Rita کنار ساعت ایستاده بود. 3 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 3 از 41.
Ursula با آینه در یک ردیف بود. 4 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
Ursula با گلدان در یک ستون بود. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Petra مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Petra هنوز برایش باز است — 2 از 41.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Petra فقط میتواند در زنبورستان (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wilfred فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Queralt فقط میتواند در حیاط فواره (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 12 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dorian فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در اتاق گلدان (ردیف 5، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Dorian، در خانهٔ نخل (ردیف 2، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Dorian با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 6 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک جعبهٔ چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Felix با پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 8 از 52.
Felix با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 1 از 52.
Zaida با اجاق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 6 از 52.
Zaida به دیوار بیرونی چسبیده بود. اگر راست باشد، 2 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 2 از 52.
Zaida جایی در غرب پیشخدمت بود.
Paloma جایی در شمال باغبان بود.
Paloma با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 5 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 5 از 52.
Milo جایی در شرق موزهدار بود.
Milo جایی در شمال Felix بود.
Milo جایی در شمال پیشخدمت بود.
Boris با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 7 از 52.
Boris جایی در جنوب پزشک بود.
Ruben با Alma در یک اتاق بود.
Alma با اجاق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 52 را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Zaida مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zaida هنوز برایش باز است — 2 از 52.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Felix آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Estela آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Zaida آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Paloma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Milo از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Milo در واقع به تو گفته است:
Milo در شرق موزهدار نبود.
Milo در شمال Felix نبود.
Milo در شمال پیشخدمت نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Zaida فقط میتواند در زنبورستان (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در حیاط فواره (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 31 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Estela در زنبورستان (ردیف 2، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Boris نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Milo در تراس (ردیف 6، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alma نمیماند. پس آنجا نه.
Boris را در زنبورستان (ردیف 2، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Ruben را در اتاق ارکیده (ردیف 2، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Estela روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Boris نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
27 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Boris میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Milo میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Alma میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Ruben میتوانست رازهای دفنشده باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Paloma، در حیاط فواره (ردیف 1، ستون 5). Milo از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Paloma سرِ پا میماند جاهطلبی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Paloma با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ب1 — بوتهٔ گل · ب2 — بونسای · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Luna دقیقاً 3 ردیف در جنوب Horacio بود.
Luna با بوتهٔ گل در یک ستون بود. 5 خانه از 54 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 5 از 54.
Abel تنهای تنها در یک اتاق بود.
Jonas تنهای تنها در یک اتاق بود.
Jonas جایی در غرب Horacio بود.
Jonas با بوتهٔ گل در یک ردیف بود. 7 خانه از 54 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 7 از 54.
Jonas جایی در غرب باغبان بود.
Rita دقیقاً 3 ستون در شرق Selma بود.
Horacio با بونسای در یک ردیف بود. 6 خانه از 54 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Horacio باقی میگذارد: 6 از 54.
Selma با Xavier در یک اتاق بود.
Xavier جایی در جنوب وارث بود.
Xavier با مبل راحتی در یک ستون بود. 8 خانه از 54 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Xavier باقی میگذارد: 8 از 54.
خانههایی را که برای Luna مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Luna هنوز برایش باز است — 5 از 54.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Luna فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 7، ستون 8) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 77 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Abel در انباری ابزار (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Horacio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Kurt در انباری ابزار (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Abel نمیماند. پس آنجا نه.
Jonas را در اتاق ارکیده (ردیف 6، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Rita در آلاچیق (ردیف 1، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Abel نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Abel روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Horacio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
73 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Rita میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Jonas میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Abel میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Selma میتوانست حسادت باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Luna، در بانک بذر (ردیف 7، ستون 8).
تنها انگیزهای که برای Luna سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Luna با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ا — اجاق · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د — درخت · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · ی1 — یک بوتهٔ گل · ی2 — یک بونسای · ی3 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی4 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Nestor با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 20 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 20 از 67.
Ines جایی در شرق وارث بود.
Kaspar جایی در غرب خبرنگار بود.
Kaspar کنار فرش بود. اگر راست باشد، 4 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 4 از 67.
Gilda جایی در جنوب Boris بود.
Gilda با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 8 از 67.
Gilda جایی در غرب Nestor بود.
Petra با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 6 از 67.
Petra با Boris در یک اتاق بود.
Boris جایی در جنوب سرهنگ بود.
Boris با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 61 از 67 را باقی میگذارد
Sol با اجاق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 7 از 67.
Zeno با ساعت ایستاده در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 7 از 67.
Zeno جایی در جنوب خبرنگار بود.
دقیقاً 2 نفر در اتاق ارکیده بودند.
دقیقاً 2 نفر در زنبورستان بودند.
خانههایی را که برای Kaspar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kaspar هنوز برایش باز است — 4 از 67.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Nestor آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ines آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Kaspar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Gilda آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Boris از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Boris در واقع به تو گفته است:
Boris در جنوب سرهنگ نبود.
Boris با گلدان در یک ردیف نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 146 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Nestor در انباری ابزار (ردیف 1، ستون 9) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Sol نمیماند. پس آنجا نه.
Ines را در اتاق ارکیده (ردیف 1، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Kaspar در خانهٔ نخل (ردیف 5، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Zeno نمیماند. پس آنجا نه.
Gilda را در انباری ابزار (ردیف 2، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Nestor روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Sol نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
142 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Zeno میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Ines میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Boris میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Petra میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Sol میتوانست انتقام باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Gilda، در زنبورستان (ردیف 5، ستون 7). Boris از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Gilda سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Gilda با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ج — جعبهٔ چوبی · د — درخت · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک بوتهٔ گل · ی3 — یک بونسای · ی4 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی5 — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Rosa جایی در غرب استاد بود.
Rosa با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 7 از 67.
Gordon جایی در جنوب Ada بود.
Vivienne با کاناپه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 15 از 67.
Vivienne با مبل راحتی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 2 از 67.
Vivienne جایی در شمال خوانندهٔ اپرا بود.
Olivia جایی در شمال وارث بود.
Jonas در ردیف 2 بود. اگر راست باشد، 8 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 8 از 67.
Jonas با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 2 از 67.
Selma با یک پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 51 از 67 را باقی میگذارد
Selma جایی در غرب سرهنگ بود.
Ada با گلدان در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 8 از 67.
Ada جایی در غرب استاد بود.
Ada با صندوق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 67 را باقی میگذارد
Paloma با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 67 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در تراس بودند.
دقیقاً 3 نفر در انباری ابزار بودند.
خانههایی را که برای Vivienne مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vivienne هنوز برایش باز است — 2 از 67.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Rosa آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Gordon آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vivienne آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Olivia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Selma از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Selma در واقع به تو گفته است:
Selma با یک پنجره در یک ردیف نبود.
Selma در غرب سرهنگ نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Rosa فقط میتواند در تراس (ردیف 1، ستون 8) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 67 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vivienne فقط میتواند در اتاق ارکیده (ردیف 7، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Olivia فقط میتواند در آلاچیق (ردیف 8، ستون 3) باشد — از 67 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jonas فقط میتواند در بانک بذر (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در انباری ابزار (ردیف 4، ستون 9) باشد — از 51 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در خانهٔ نخل (ردیف 9، ستون 1) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در تراس (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 67 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Jonas میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Ada میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Paloma میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Olivia میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Selma میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rosa، در تراس (ردیف 1، ستون 8). Selma از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Rosa سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rosa با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
The Cartographer’s Debt — ۵ نفر از آنها دست شهادت دروغین را در The Royal Greenhouse خواندند. حد نصاب ۳ بود؛ ۵ دیگر جایی برای بحث باقی نمیگذارد.
The Royal Greenhouse امروز میزبان هر ده بازپرسی بود؛ راهروهای مرطوبش در هر دو بخش پروندههای standard و رقابتهای time attack، فریبهایی خاموش را در خود پنهان کرده بودند. معماهای بدون زمان، شروعی آرام را رقم زدند؛ از یک چیدمان five-by-five با چهار اتاق گرفته تا فضایی seven-by-seven شامل شش اتاق. یک کارآگاه مهمان با نه ثانیه، سریعترین رکورد را در معمای beginner به نام خود ثبت کرد، در حالی که chentian بخش easy را در سیزده ثانیه و medium را در هجده ثانیه به پایان رساند. در اعماق گلخانه، پرونده standard hard نیازمند کشف انگیزه در میان شهادت دروغین یک شاهد در شش اتاق بود، جایی که Nicole با سه دقیقه و ده ثانیه سریعتر از بقیه به خط پایان رسید. پرونده nine-by-nine در سطح standard expert با هفت اتاق و دورویی مشابهی همراه بود که chentian آن را در شش دقیقه و یازده ثانیه مختومه کرد.
در رقابت با عقربههای ساعت، بازرسان با میدانهایی خلوتتر و فضاهایی تنگتر روبهرو شدند. Chentian در تمام ردههای زماندار سریعترین زمان را از آن خود کرد؛ بیست و دو ثانیه در دور beginner با سه اتاق، نه ثانیه در پنج اتاق در سطح easy، و بیست و یک ثانیه در پلان seven-by-seven سطح medium. پیچیدگی در چیدمان eight-by-eight سطح hard اوج گرفت و نیازمند اثبات انگیزه در شش اتاق بود، گرهی که chentian در پنج دقیقه و پنجاه و سه ثانیه آن را گشود. آزمون timed expert متراکمترین ماجرای امروز از آب درآمد؛ چالشی که آشکار کردن توامانِ انگیزه و فریب را در هشت اتاق طلب میکرد و chentian در سه دقیقه و چهل و هشت ثانیه حلش کرد.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — گلخانهٔ سلطنتی
درِ سلول روی Wilfred (شعبدهباز) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 12 کارآگاه.
آسان — گلخانهٔ سلطنتی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Dante (سرهنگ) به دست 10 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
متوسط — گلخانهٔ سلطنتی
Dorian (موزهدار) در بازداشت است — پرونده را 10 کارآگاه بست.
سخت — گلخانهٔ سلطنتی
Paloma (پزشک) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 5 کارآگاه محکوم شد. انگیزه — جاهطلبی — همراه با نام ثابت شد. Milo برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای — گلخانهٔ سلطنتی
نام Gilda (خوانندهٔ اپرا) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 4 کارآگاه بسته شد. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Boris برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — گلخانهٔ سلطنتی
درِ سلول روی Rita (خوانندهٔ اپرا) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 3 کارآگاه.
آسان · مسابقه با زمان — گلخانهٔ سلطنتی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Boris (باغبان) به دست 2 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
متوسط · مسابقه با زمان — گلخانهٔ سلطنتی
Nadia (سرآشپز) در بازداشت است — پرونده را 3 کارآگاه بست.
سخت · مسابقه با زمان — گلخانهٔ سلطنتی
Luna (خبرنگار) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست یک کارآگاه محکوم شد. انگیزه — بدهی — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — گلخانهٔ سلطنتی
نام Rosa (خبرنگار) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد. Selma برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.