در ۱۰ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — سفر کوهنوردی
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: چمنزار, قله, ساحل رود.
تا حالا 13 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. چ — چادر · د1 — درخت · د2 — درختچه · ر — رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wren در چمنزار بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 4 از 21.
Conrad در ستون 4 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 4 از 21.
Conrad در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 1 از 21.
Yago در ردیف 2 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 5 از 21.
Yago در ساحل رود بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 2 از 21.
Nadia در چمنزار بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 4 از 21.
Nadia در ردیف 4 بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Yago مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Yago هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Wren فقط میتواند در چمنزار (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در قله (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Yago فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در چمنزار (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Conrad، در قله (ردیف 1، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Conrad با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: قله, چمنزار, پاسگاه جنگلبان, ساحل رود.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · د1 — درخت · د2 — درختچه · ر — رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Dorian در ستون 2 بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 5 از 20.
Dorian در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 1 از 20.
Flora در قله بود. 3 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 3 از 20.
Beatrix در چمنزار بود. 6 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 6 از 20.
Beatrix در ستون 3 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 1 از 20.
Estela در ساحل رود بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 4 از 20.
خانههایی را که برای Flora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Flora هنوز برایش باز است — 3 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Flora فقط میتواند در قله (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jonas فقط میتواند در چمنزار (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Beatrix، در چمنزار (ردیف 1، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Beatrix با قرمز حلقه خورده است.
آسان — سفر کوهنوردی
شبکهای 6×6 در 5 اتاق: غار, چمنزار, ساحل رود, مسیر جنگلی, آغاز مسیر.
تا حالا 9 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rosa کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 1 از 29.
Tamara در آغاز مسیر بود. 4 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 4 از 29.
Walter در ردیف 4 بود. 4 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 4 از 29.
Marina در چپترین ستون بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 5 از 29.
Marina در ساحل رود بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 2 از 29.
Nestor در چمنزار بود. 7 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 7 از 29.
خانههایی را که برای Marina مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Marina هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tamara فقط میتواند در آغاز مسیر (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bianca فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nestor فقط میتواند در چمنزار (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Walter، در مسیر جنگلی (ردیف 4، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Walter با قرمز حلقه خورده است.
آسان · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 6×6 در 5 اتاق: چادرگاه, غار, چشمانداز, قله, چمنزار.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · خ — خرس · د — درخت · ی — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Victor یا در غار بود یا در چمنزار. 8 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 8 از 29.
Ursula در ردیف 2 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 5 از 29.
Ursula در چشمانداز بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 1 از 29.
Yago در ستون 4 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 6 از 29.
Yago در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yago باقی میگذارد: 1 از 29.
Cesar کنار درخت بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 3 از 29.
Nora در چمنزار بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Cesar مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Cesar هنوز برایش باز است — 3 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Victor فقط میتواند در غار (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Cesar فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nora فقط میتواند در چمنزار (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Olivia فقط میتواند در قله (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Yago، در قله (ردیف 6، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Yago با قرمز حلقه خورده است.
متوسط · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 7×7 در 6 اتاق: چمنزار, قله, غار, ساحل رود, چشمانداز, چادرگاه.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · ر — رادیو · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک تختهسنگ
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Walter جایی در شرق وارث بود.
Sofia با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 6 از 38.
Sofia یا در چمنزار بود یا در قله. 3 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 3 از 38.
Rosa کنار درخت بود. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 2 از 38.
Julian کنار درختچه بود. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 2 از 38.
Lidia با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 5 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 5 از 38.
Lidia با چادر در یک ستون بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 1 از 38.
Cesar با درخت در یک ردیف بود. 4 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Rosa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Rosa هنوز برایش باز است — 2 از 38.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 41 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Walter در غار (ردیف 2، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Sofia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Sofia در قله (ردیف 3، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Julian نمیماند. پس آنجا نه.
Rosa را در چمنزار (ردیف 7، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Julian را در غار (ردیف 2، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Walter روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Sofia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
37 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lidia، در چادرگاه (ردیف 1، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lidia با قرمز حلقه خورده است.
متوسط — سفر کوهنوردی
شبکهای 7×7 در 5 اتاق: قله, چادرگاه, چشمانداز, غار, چمنزار.
تا حالا 7 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ — چادر · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · ر — رادیو · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kira جایی در جنوب موزهدار بود.
Kira یا در چشمانداز بود یا در چمنزار. 9 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 9 از 38.
Kira در نیمهٔ غربی صحنه بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 6 از 38.
Abel با درخت در یک ستون بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 6 از 38.
Abel با آتش اردو در یک ردیف بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 1 از 38.
Selma جایی در جنوب سرهنگ بود.
Selma جایی در غرب راننده بود.
Lorenzo با تختهسنگ در یک ردیف بود. 4 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 4 از 38.
Nico کنار درختچه بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 1 از 38.
Nico جایی در شرق Lorenzo بود.
Xavier با رادیو در یک ردیف بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Lorenzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lorenzo هنوز برایش باز است — 4 از 38.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tobias فقط میتواند در غار (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 38 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kira فقط میتواند در چمنزار (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در قله (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 38 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در غار (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در چادرگاه (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lorenzo، در غار (ردیف 2، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lorenzo با قرمز حلقه خورده است.
سخت — سفر کوهنوردی
شبکهای 10×8 در 7 اتاق: غار, آغاز مسیر, پاسگاه جنگلبان, قله, چشمانداز, چمنزار, چادرگاه.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چادر · خ — خرس · د — درخت · ر — رادیو · م — میز تحریر · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک درختچه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Pablo دقیقاً 2 ستون در غرب Olivia بود.
Pablo با Leo در یک اتاق بود.
Felix کنار جعبهٔ چوبی بود. 3 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 3 از 68.
Vivienne با تختهسنگ در یک ستون بود. 6 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 6 از 68.
Leo و پیشخدمت در دو اتاق جدا بودند.
Simon تنهای تنها در یک اتاق بود.
Simon دقیقاً 6 ستون در شرق Leo بود.
Simon دقیقاً 1 ردیف در جنوب Pablo بود.
Simon با رادیو در یک ردیف بود. 8 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Simon باقی میگذارد: 8 از 68.
Olivia جایی در جنوب Felix بود.
Queralt با خرس در یک ستون بود. 7 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 7 از 68.
Queralt دقیقاً 2 ردیف در شمال استاد بود.
خانههایی را که برای Felix مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Felix هنوز برایش باز است — 3 از 68.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Simon فقط میتواند در غار (ردیف 6، ستون 7) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 68 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Pablo در آغاز مسیر (ردیف 5، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Queralt نمیماند. پس آنجا نه.
Felix را در پاسگاه جنگلبان (ردیف 2، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Vivienne را در چادرگاه (ردیف 3، ستون 9) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Leo در پاسگاه جنگلبان (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Vivienne نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Pablo روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Queralt نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
64 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Simon میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Leo میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Pablo میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Queralt میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Olivia، در آغاز مسیر (ردیف 7، ستون 5).
تنها انگیزهای که برای Olivia سرِ پا میماند رازهای دفنشده است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Olivia با قرمز حلقه خورده است.
سخت · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 8×8 در 6 اتاق: چمنزار, غار, قله, پاسگاه جنگلبان, ساحل رود, مسیر جنگلی.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. آ — آتش اردو · ت — تختهسنگ · چ1 — چادر · چ2 — چراغ پایهدار · خ — خرس · د1 — درخت · د2 — درختچه · م — میز تحریر · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Oscar با درختچه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Oscar باقی میگذارد: 6 از 52.
Delia با Rosa در یک اتاق بود.
Delia در نیمهٔ شمالی صحنه بود. اگر راست باشد، 25 از 52 را باقی میگذارد
Estela با موزهدار در یک اتاق بود.
Tamara یا در ساحل رود بود یا در مسیر جنگلی. اگر راست باشد، 34 از 52 را باقی میگذارد
Tamara با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 32 از 52 را باقی میگذارد
Victor با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 6 از 52.
Victor با تختهسنگ در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 52.
Zeno جایی در شرق Estela بود.
Zeno جایی در شمال راننده بود.
Zeno با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 5 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 5 از 52.
Rosa در ردیف 7 بود. اگر راست باشد، 8 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 8 از 52.
Rosa جایی در شمال راننده بود.
Rosa با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 52 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 1 از 52.
خانههایی را که برای Zeno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zeno هنوز برایش باز است — 5 از 52.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Oscar آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Delia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Ines آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Estela آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Tamara از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Tamara در واقع به تو گفته است:
Tamara نه در ساحل رود بود و نه در مسیر جنگلی.
Tamara با میز تحریر در یک ردیف نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Oscar فقط میتواند در چمنزار (ردیف 8، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در قله (ردیف 4، ستون 8) باشد — از 25 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در ساحل رود (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 52 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 52 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tamara فقط میتواند در پاسگاه جنگلبان (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 32 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zeno فقط میتواند در مسیر جنگلی (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در ساحل رود (ردیف 5، ستون 5). Tamara از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای — سفر کوهنوردی
شبکهای 10×9 در 7 اتاق: ساحل رود, چادرگاه, غار, پاسگاه جنگلبان, چمنزار, چشمانداز, مسیر جنگلی.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. چ — چادر · د1 — درخت · د2 — درختچه · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک تختهسنگ · ی3 — یک جعبهٔ چوبی · ی4 — یک چراغ پایهدار · ی5 — یک خرس · ی6 — یک رادیو · ی7 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kira و Wren در یک اتاق تنها بودند.
Kira جایی در شمال وارث بود.
Milo دقیقاً 2 ستون در شرق موزهدار بود.
Milo دقیقاً 2 ردیف در شمال پیشخدمت بود.
Dante جایی در شرق Greta بود.
Dante با چادر در یک ستون بود. 8 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dante باقی میگذارد: 8 از 73.
Nora دقیقاً 3 ردیف در شمال Dante بود.
Celeste جایی در شمال Kira بود.
Celeste جایی در غرب Greta بود.
Wren با یک میز تحریر در یک ستون بود. 14 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 14 از 73.
Greta با یک جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 13 خانه از 73 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 13 از 73.
Abel جایی در غرب استاد بود.
دقیقاً 2 نفر در چشمانداز بودند.
خانههایی را که برای Dante مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Dante هنوز برایش باز است — 8 از 73.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 180 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Kira در چمنزار (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Wren نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Milo در مسیر جنگلی (ردیف 4، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Abel نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ivan در مسیر جنگلی (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dante نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Nora در چمنزار (ردیف 3، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Celeste نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Kira روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Wren نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
176 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Greta، در چشمانداز (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Greta با قرمز حلقه خورده است.
حرفهای · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
شبکهای 9×9 در 8 اتاق: مسیر جنگلی, قله, ساحل رود, آغاز مسیر, چادرگاه, چمنزار, چشمانداز, پاسگاه جنگلبان.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. کسی نمیتواند رویشان بایستد، و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها. ت — تختهسنگ · چ — چادر · خ — خرس · د — درخت · م — میز تحریر · ی1 — یک آتش اردو · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک درختچه · ی5 — یک رادیو
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Estela جایی در جنوب راننده بود.
Estela با خرس در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 7 از 66.
Estela با یک رادیو در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 1 از 66.
Paloma با خرس در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 7 از 66.
Paloma با یک جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 2 از 66.
Boris جایی در غرب Queralt بود.
Boris جایی در جنوب Hugo بود.
Vivienne جایی در غرب شعبدهباز بود.
Vivienne جایی در غرب سرهنگ بود.
Vivienne با تختهسنگ در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vivienne باقی میگذارد: 7 از 66.
Vivienne جایی در شمال راننده بود.
Nestor جایی در شرق شعبدهباز بود.
Nestor جایی در شمال Queralt بود.
Nestor جایی در شرق وارث بود.
Rosa با درخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 66 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 6 از 66.
Queralt با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 66 را باقی میگذارد
Hugo جایی در شرق راننده بود.
Hugo با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 52 از 66 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در چشمانداز بودند.
دقیقاً 3 نفر در قله بودند.
خانههایی را که برای Paloma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Paloma هنوز برایش باز است — 2 از 66.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Estela آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Paloma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Boris آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vivienne آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Hugo از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Hugo در واقع به تو گفته است:
Hugo در شرق راننده نبود.
Hugo با یک چراغ پایهدار در یک ردیف نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 30 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Paloma در ساحل رود (ردیف 8، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Hugo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Boris در چمنزار (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Queralt نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vivienne در مسیر جنگلی (ردیف 2، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Hugo نمیماند. پس آنجا نه.
Nestor را در قله (ردیف 3، ستون 8) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Paloma روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Hugo نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
26 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Estela میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Paloma میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Nestor میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Boris میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rosa، در چشمانداز (ردیف 6، ستون 3). Hugo از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Rosa سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rosa با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
آنچه جزر و مد پنهان میدارد — هرآنچه در The Hiking Trip پنهان شده بود دیگر پنهان نیست؛ ۵ کارآگاه آن را پیدا کردند.
پروندههای ۲ اکتبر ۲۰۲۶ ده روایت مختلف از The Hiking Trip را روی میز گذاشتند، و مسیری آرام و حسابشده را پیش پای کسانی گشودند که به پیمودنش تن دادند. در تختههای استاندارد، انگیزه در پروندهٔ ۱۰x۸ hard عنصری حیاتی از آب درآمد، جایی که یک کارآگاه مهمان با ۱ دقیقه و ۲۳ ثانیه سریعترین زمان را ثبت کرد. همان محقق بینام همچنین تختهٔ ۱۰x۹ expert را در ۲ دقیقه و ۲۶ ثانیه سرپرستی کرد. پایینتر در فهرست پروندهها، chentian در باقی معماهای بدون زمانسنج پیشتاز شد؛ beginner را در ۰ دقیقه و ۰۹ ثانیه، easy را در ۰ دقیقه و ۱۴ ثانیه و medium را در ۰ دقیقه و ۱۱ ثانیه تمام کرد.
در رقابت با عقربهها، فریب هم به این سفر پیوست. پای دروغگویان هم به چالشهای زماندارِ ۸x۸ hard و هم ۹x۹ expert باز شد، که دومی اثبات انگیزه را نیز طلب میکرد. chentian هر دو مأموریت انفرادی را پیش برد؛ ۱ دقیقه و ۲۸ ثانیه در hard و ۱۰ دقیقه و ۵۱ ثانیه در expert به ثبت رساند، در کنار دو دور قبلیاش در beginner با ۰ دقیقه و ۰۸ ثانیه و easy با ۰ دقیقه و ۱۶ ثانیه. تنها وقفهای که در آن دفتر ثبت افتاد کار Nicole بود، که تختهٔ ۷x۷ medium را تمیز و مرتب در ۰ دقیقه و ۲۸ ثانیه حلوفصل کرد.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — سفر کوهنوردی
درِ سلول روی Conrad (پیشخدمت) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 13 کارآگاه.
آسان — سفر کوهنوردی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Walter (شعبدهباز) به دست 9 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
متوسط — سفر کوهنوردی
Lorenzo (راننده) در بازداشت است — پرونده را 6 کارآگاه بست.
سخت — سفر کوهنوردی
Olivia (وارث) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 5 کارآگاه محکوم شد. انگیزه — رازهای دفنشده — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای — سفر کوهنوردی
نام Greta (پزشک) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 4 کارآگاه بسته شد.
مبتدی · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
درِ سلول روی Beatrix (وارث) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 3 کارآگاه.
آسان · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
پیش از آنکه روز به سر برسد، Yago (باغبان) به دست 2 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
متوسط · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
Lidia (استاد) در بازداشت است — پرونده را 3 کارآگاه بست.
سخت · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
Victor (باغبان) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست یک کارآگاه محکوم شد. Tamara برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای · مسابقه با زمان — سفر کوهنوردی
نام Rosa (وارث) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد. انگیزه — حسادت — همراه با نام ثابت شد. Hugo برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.