در ۸ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — تعمیرگاه
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: انبار قطعات, انبار, سالن تعمیر.
تا حالا 10 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Victor در انبار قطعات بود. 9 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
Victor در چپترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 21.
Ofelia در ردیف 2 بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 3 از 21.
Ofelia در راستترین ستون بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 1 از 21.
Marco در انبار قطعات بود. 9 خانه از 21 خانه را باقی میگذارد
Marco در ستون 3 بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 2 از 21.
Ruben کنار صندلی چوبی بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 2 از 21.
خانههایی را که برای Marco مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Marco هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Marco فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در انبار (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ofelia، در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ofelia با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: انبار قطعات, دفتر, اتاق رنگ.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · م — میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Zaida در اتاق رنگ بود. 6 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 6 از 20.
Zaida در ردیف 2 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 1 از 20.
Alma در ردیف 3 بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 5 از 20.
Elias در انبار قطعات بود. 6 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 6 از 20.
Elias در ستون 2 بود. 2 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elias باقی میگذارد: 2 از 20.
Wren در انبار قطعات بود. 6 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 6 از 20.
Wren در ستون 4 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Elias مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Elias هنوز برایش باز است — 2 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Milo فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در دفتر (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Elias فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Alma، در دفتر (ردیف 3، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Alma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ1 — گلدان · گ2 — گنجه · م — میز چوبی · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ivan در ستون 5 بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 4 از 28.
Ivan در سالن تعمیر بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 2 از 28.
Felix در اتاق انتظار بود. 6 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 6 از 28.
Ruben کنار رایانه بود. 3 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 3 از 28.
Ruben در پایینترین ردیف بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 1 از 28.
Marco در انبار قطعات بود. 5 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 5 از 28.
Marco در ردیف 2 بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
Olivia کنار صندلی چوبی بود. 3 خانه از 28 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ivan مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ivan هنوز برایش باز است — 2 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ivan فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Felix فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vivienne فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Olivia فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Marco، در انبار قطعات (ردیف 2، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Marco با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر — رادیو · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ی1 — یک گلدان · ی2 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Marco کنار چراغ پایهدار بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 1 از 27.
Jonas در ستون 4 بود. 5 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 5 از 27.
Jonas در دفتر بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 1 از 27.
Dora کنار صندلی چوبی بود. 2 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 2 از 27.
Kaspar کنار تلویزیون بود. 1 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 1 از 27.
Tesa در دفتر بود. 6 خانه از 27 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 6 از 27.
خانههایی را که برای Dora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Dora هنوز برایش باز است — 2 از 27.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Dora فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 27 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tesa فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Dora، در سالن تعمیر (ردیف 6، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Dora با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک جعبهٔ چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Elena یا در انبار بود یا در سالن تعمیر. 14 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 14 از 39.
Elena با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 1 از 39.
Hugo کنار چراغ پایهدار بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 2 از 39.
Queralt کنار اتومبیل بود. 3 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 3 از 39.
Ignacio با یک پنجره در یک ستون بود. 12 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ignacio باقی میگذارد: 12 از 39.
Paloma کنار رایانه بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 2 از 39.
Nadia با لکهٔ روغن در یک ستون بود. 11 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
Nadia کنار لکهٔ روغن بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Hugo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Hugo هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Hugo فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Queralt فقط میتواند در انبار (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ignacio فقط میتواند در دفتر (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 12 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در انبار (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در دفتر (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در اتاق انتظار (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ignacio، در دفتر (ردیف 3، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ignacio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · ج — جعبهٔ چوبی · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک گلدان
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Rita با اتومبیل در یک ستون بود. 10 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 10 از 38.
Rita با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 38.
Petra در ردیف 6 بود. 6 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 6 از 38.
Petra با رادیو در یک ستون بود. 1 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Petra باقی میگذارد: 1 از 38.
Fabio با اتومبیل در یک ردیف بود. 4 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 4 از 38.
Fabio در نیمهٔ شرقی صحنه بود. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 2 از 38.
Ignacio روی لکهٔ روغن بود. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
Nadia یا در انبار قطعات بود یا در سالن تعمیر. 16 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
Ulises کنار یک پنجره بود. 2 خانه از 38 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Fabio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Fabio هنوز برایش باز است — 2 از 38.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Fabio فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ignacio فقط میتواند در انبار (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در سالن تعمیر (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 16 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Oscar فقط میتواند در محوطه (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 38 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rita، در محوطه (ردیف 1، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rita با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر1 — رادیو · ر2 — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک گلدان · ی4 — یک گنجه · ی5 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Fabio در ردیف 4 بود. 10 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 10 از 66.
Nora با صندلی چوبی در یک ستون بود. 7 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 7 از 66.
Nora با رایانه در یک ردیف بود. 1 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 1 از 66.
Nora با Sol در یک اتاق بود.
Luna با رادیو در یک ستون بود. 7 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 7 از 66.
Luna با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 1 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 1 از 66.
Tamara با اتومبیل در یک ردیف بود. 6 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 6 از 66.
Tamara تنهای تنها در یک اتاق بود.
Sol جایی در شمال استاد بود.
Dora دقیقاً 3 ستون در شرق Tamara بود.
Conrad دقیقاً 5 ستون در شرق شعبدهباز بود.
Conrad با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 8 خانه از 66 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Tamara مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tamara هنوز برایش باز است — 6 از 66.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 13 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Fabio را در پیتلاین (ردیف 4، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Wanda را در پیتلاین (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Tamara در پیتلاین (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Sol نمیماند. پس آنجا نه.
Sol را در بالابر خودرو (ردیف 5، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Fabio روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Fabio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
9 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Sol میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Tamara میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Luna میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Nora میتوانست انتقام باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Fabio، در پیتلاین (ردیف 4، ستون 1).
تنها انگیزهای که برای Fabio سرِ پا میماند باجگیری است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Fabio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک تلویزیون · ی3 — یک رادیو · ی4 — یک گلدان · ی5 — یک گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Marco جایی در شرق Ursula بود.
Marco جایی در شمال وارث بود.
Marco با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 7 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marco باقی میگذارد: 7 از 66.
Irene با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. 9 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 9 از 66.
Kaspar دقیقاً 4 ستون در غرب Petra بود.
Zaida با لکهٔ روغن در یک ستون بود. 14 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 14 از 66.
Zaida با Ursula در یک اتاق بود.
Boris با یک پنجره در یک ستون بود. 13 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 13 از 66.
Boris تنهای تنها در یک اتاق بود.
Boris با لکهٔ روغن در یک ردیف بود. 2 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 2 از 66.
Ursula جایی در شرق وارث بود.
Ursula با میز چوبی در یک ردیف بود. 9 خانه از 66 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 9 از 66.
Petra با رایانه در یک ردیف بود. 7 خانه از 66 خانه را باقی میگذارد
هیچکس در محوطه نبود.
خانههایی را که برای Boris مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Boris هنوز برایش باز است — 2 از 66.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 92 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Marco در پیتلاین (ردیف 1، ستون 8) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Irene در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
Kaspar را در سالن تعمیر (ردیف 2، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Zaida در پیتلاین (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Petra نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Marco روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Petra نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
88 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Irene فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در انبار (ردیف 7، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · ت — تلویزیون · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · م — میز چوبی · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک رادیو · ی4 — یک گلدان · ی5 — یک گنجه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Zeno با یک رادیو در یک ستون بود. اگر راست باشد، 51 از 67 را باقی میگذارد
Zeno با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 46 از 67 را باقی میگذارد
Ines کنار اتومبیل نبود. اگر راست باشد، 63 از 67 را باقی میگذارد
Ines جایی در جنوب موزهدار بود.
Dorian جایی در جنوب Rufus بود.
Dorian با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 15 از 67.
Dorian و Marina در دو اتاق جدا بودند.
Marina جایی در شرق باغبان بود.
Marina با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 7 از 67.
Marina با تلویزیون در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 1 از 67.
Rufus جایی در غرب خوانندهٔ اپرا بود.
Rufus جایی در شرق موزهدار بود.
Rufus با لکهٔ روغن در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 9 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 9 از 67.
Percy با یک رادیو در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 13 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 13 از 67.
Percy با میز چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 67 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 2 از 67.
Gaspar با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 15 از 67 را باقی میگذارد
Gaspar با رایانه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 2 از 67 را باقی میگذارد
Olivia در ردیف 6 بود. اگر راست باشد، 7 از 67 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در بالابر خودرو بودند.
خانههایی را که برای Percy مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Percy هنوز برایش باز است — 2 از 67.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Ines آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Dorian آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Marina آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Rufus آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Zeno از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Zeno در واقع به تو گفته است:
Zeno با یک رادیو در یک ستون نبود.
Zeno با چراغ پایهدار در یک ردیف نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 101 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Zeno در اتاق انتظار (ردیف 1، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dorian نمیماند. پس آنجا نه.
Ines را در اتاق رنگ (ردیف 6، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Dorian در اتاق رنگ (ردیف 5، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gaspar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rufus در انبار (ردیف 3، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gaspar نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Zeno روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Dorian نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
97 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Gaspar میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Zeno میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Dorian میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Olivia میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Percy میتوانست حسادت باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش انتقام نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ines، در بالابر خودرو (ردیف 9، ستون 7). Zeno از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Ines سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ines با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اتومبیل · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گنجه · ل — لکهٔ روغن (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک تلویزیون · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک رادیو · ی5 — یک رایانه · ی6 — یک گلدان · ی7 — یک میز چوبی
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Dora در ردیف 5 بود. اگر راست باشد، 9 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 9 از 64.
Dora جایی در غرب Kurt بود.
Nico و باغبان در دو اتاق جدا بودند.
Nico با اتومبیل در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nico باقی میگذارد: 7 از 64.
Beatrix با گنجه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 7 از 64.
Beatrix و Julian در دو اتاق جدا بودند.
Beatrix با لکهٔ روغن در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 1 از 64.
Julian با لکهٔ روغن در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 50 از 64 را باقی میگذارد
Julian با موزهدار در یک اتاق بود.
Zaida جایی در شمال Nico بود.
Zaida با یک تلویزیون در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 11 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zaida باقی میگذارد: 11 از 64.
Zaida کنار لکهٔ روغن نبود.
Ulises جایی در غرب باغبان بود.
Ulises جایی در جنوب پزشک بود.
Ulises جایی در جنوب Nico بود.
Luna با پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 64 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 8 از 64.
Luna کنار یک چراغ پایهدار نبود. اگر راست باشد، 7 از 64 را باقی میگذارد
Luna جایی در غرب پیشخدمت بود.
Luna با یک چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 64 را باقی میگذارد
Kurt جایی در جنوب Luna بود.
Kurt با یک تلویزیون در یک ستون بود. اگر راست باشد، 13 از 64 را باقی میگذارد
Kurt کنار یک تلویزیون بود. اگر راست باشد، 3 از 64 را باقی میگذارد
دقیقاً 2 نفر در اتاق رنگ بودند.
دقیقاً 2 نفر در دفتر بودند.
دقیقاً 2 نفر در بالابر خودرو بودند.
خانههایی را که برای Kurt مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kurt هنوز برایش باز است — 3 از 64.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Dora آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Nico آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Beatrix آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Zaida آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
Julian همدست است. جاگذاری بهتنهایی اینجا 2 خوانش را سرِ پا میگذارد، پس این خودِ اتهام است که تعیین میکند کدام یکی — اما از این پس هر چه Julian گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Julian در واقع به تو گفته است:
Julian با لکهٔ روغن در یک ردیف نبود.
Julian با موزهدار در یک اتاق نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nico فقط میتواند در بالابر خودرو (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در انبار قطعات (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 50 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Zaida فقط میتواند در اتاق رنگ (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در دفتر (ردیف 8، ستون 7) باشد — از 64 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در دفتر (ردیف 9، ستون 9) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 2 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Dora را در بالابر خودرو (ردیف 5، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Wanda را در بالابر خودرو (ردیف 4، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Wanda روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Wanda نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Zaida میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Luna میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Ulises میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Beatrix میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Kurt میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nico، در بالابر خودرو (ردیف 3، ستون 6). Julian از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Nico سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nico با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
آنچه جزر و مد نگه میدارد — دروغِ در The Repair Shop بیش از 3 بازخوانی دوام نیاورد. یک اتهام به 3 تا نیاز دارد؛ این یکی حتی جا برای اضافه آوردن هم داشت.
هر ده بازرسی در 30 September 2026 پای کارآگاهان را به The Repair Shop کشاند. پروندههای بدون زمان با یک نقشه طبقه ۵ در ۵ متواضعانه در میان سه اتاق آغاز شد، جایی که chentian با نه ثانیه سریعترین نشان را از آن خود کرد، در حالی که ده تلاش از هفده تلاش به راهحل رسیدند. یک کارآگاه مهمان بهزودی تخته شش در شش easy را ظرف بیست ثانیه از میان هشت اجرای موفق تصاحب کرد، پیش از آنکه chentian روی جدول medium بازگردد و گره پنج اتاق را ظرف هجده ثانیه، با حل هفت مورد از ده تلاش، باز کند. مخاطرات در پرونده hard با ابعاد ۱۰ در ۸ افزایش یافت، جایی که پنج تلاش از پنج تلاش در اثبات انگیزه لازم موفق شدند، با پیشتازی یک کارآگاه مهمان در دو دقیقه و دو ثانیه. محاکمه expert بدون زمان، هم یک دروغگو و هم یک انگیزه لازم را در هشت اتاق از یک چیدمان ۹ در ۹ پیش کشید؛ تنها سه تلاش از پنج تلاش آن را حل کردند و chentian با سه دقیقه و چهار ثانیه در صدر ایستاد.
در رقابت با عقربههای ساعت، مأموریتهای تکنفره بر پرونده حکمفرما بودند؛ هر کدام تنها یکبار بازی و یکبار حل شدند و تمامیشان تماماً توسط chentian درو شدند. این تاختوتاز روی چیدمان ۵ در ۵ِ beginner ظرف هفده ثانیه آغاز شد، و پس از آن تخته easy در ده ثانیه و پرونده medium در پانزده ثانیه از راه رسیدند. جدول حمله زمانیِ hard، که به هفت اتاق گسترش یافته بود، در سه دقیقه و سی ثانیه بدون قید و شرطهای انگیزه پاکسازی شد، در حالی که محاکمه expert در میان هشت اتاق هم نیازمند انگیزه بود و هم برملا کردن دست یک دروغگو، که ظرف هفت دقیقه و چهار ثانیه به سرانجام رسید.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Ofelia (استاد) به دست 10 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان — تعمیرگاه
Marco (شعبدهباز) در بازداشت است — پرونده را 8 کارآگاه بست.
متوسط — تعمیرگاه
Rita (استاد) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 7 کارآگاه محکوم شد.
سخت — تعمیرگاه
نام Fabio (شعبدهباز) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 5 کارآگاه بسته شد. انگیزه — باجگیری — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای — تعمیرگاه
درِ سلول روی Ines (وارث) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 3 کارآگاه. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Zeno برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Alma (سرآشپز) به دست یک کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Dora (خبرنگار) در بازداشت است — پرونده را یک کارآگاه بست.
متوسط · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
Ignacio (سرهنگ) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست یک کارآگاه محکوم شد.
سخت · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
نام Kaspar (باغبان) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — تعمیرگاه
درِ سلول روی Nico (پیشخدمت) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ یک کارآگاه. انگیزه — انتقام — همراه با نام ثابت شد. Julian برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.