در ۳ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — هنرستان
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: حیاط, نگارخانه, رختکن.
تا حالا 9 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · گ — گلدان · ی — یک آینه (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Walter در نگارخانه بود. 7 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 7 از 21.
Quentin در ستون 2 بود. 4 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 4 از 21.
Quentin در ردیف 3 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 1 از 21.
Enzo در ردیف 2 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 5 از 21.
Enzo در ستون 3 بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 21.
Ximena در ردیف 4 بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 3 از 21.
خانههایی را که برای Ximena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ximena هنوز برایش باز است — 3 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ada فقط میتواند در حیاط (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ximena فقط میتواند در رختکن (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Enzo، در حیاط (ردیف 2، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Enzo با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بونسای · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · م — مجسمه · ی — یک ضبط صوت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Enzo در رختکن بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 6 از 21.
Quentin در ردیف 3 بود. 5 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 5 از 21.
Quentin در اتاق کوره بود. 2 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 2 از 21.
Alma در رختکن بود. 6 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 6 از 21.
Alma در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 1 از 21.
Greta در ردیف 4 بود. 3 خانه از 21 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 3 از 21.
خانههایی را که برای Quentin مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Quentin هنوز برایش باز است — 2 از 21.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Enzo فقط میتواند در رختکن (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Luna فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 21 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Greta، در کارگاه چاپ (ردیف 4، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Greta با قرمز حلقه خورده است.
آسان — هنرستان
شبکهای 6×6 در 4 اتاق: رختکن, حیاط, نگارخانه, آتلیه.
تا حالا 7 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک سهپایهٔ نقاشی
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kaspar در ردیف 4 بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 3 از 29.
Kaspar در راستترین ستون بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kaspar باقی میگذارد: 1 از 29.
Octavio در آتلیه بود. 10 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 10 از 29.
Octavio در چپترین ستون بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Octavio باقی میگذارد: 2 از 29.
Wren کنار قفسهٔ کتاب بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 3 از 29.
Ruben کنار مجسمه بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 3 از 29.
Luna در ردیف 3 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Luna در ستون 2 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Octavio مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Octavio هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Octavio فقط میتواند در آتلیه (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Wren فقط میتواند در آتلیه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در رختکن (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Helena فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kaspar، در نگارخانه (ردیف 4، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kaspar با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک سطل زباله
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Gaspar کنار گلدان بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 2 از 28.
Gaspar در چپترین ستون بود. 1 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 1 از 28.
Abel کنار مجسمه بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 2 از 28.
Lidia در ردیف 3 بود. 4 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 4 از 28.
Tristan کنار قفسهٔ کتاب بود. 3 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 3 از 28.
Nadia کنار بونسای بود. 2 خانه از 28 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 2 از 28.
خانههایی را که برای Abel مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Abel هنوز برایش باز است — 2 از 28.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Abel فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در آتلیه (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در رختکن (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 28 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tristan فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nadia فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Gaspar، در رختکن (ردیف 6، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Gaspar با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — میز تحریر · ی — یک بونسای
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Milo با موزهدار در یک اتاق بود.
Milo کنار گلدان بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 2 از 39.
Ivan کنار صندلی چوبی بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ivan باقی میگذارد: 2 از 39.
Alma با قفسهٔ کتاب در یک ستون بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 6 از 39.
Pablo جایی در شرق شعبدهباز بود.
Pablo با باغبان در یک اتاق بود.
Lorenzo با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 6 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 6 از 39.
Tristan با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 5 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 5 از 39.
خانههایی را که برای Milo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Milo هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Milo فقط میتواند در حیاط (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kira فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ivan فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 5، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Pablo فقط میتواند در حیاط (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در حیاط (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tristan فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 7، ستون 7) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در کارگاه چاپ (ردیف 7، ستون 7).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س1 — سطل زباله · س2 — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک آینه (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک ضبط صوت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Estela با Delia در یک اتاق بود.
Delia کنار بونسای بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 2 از 39.
Delia با Boris در یک اتاق بود.
Alma کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 2 از 39.
Alma با بونسای در یک ستون بود. 1 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 1 از 39.
Hilda کنار سطل زباله بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 4 از 39.
Boris با گلدان در یک ردیف بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 4 از 39.
Xavier یا در آتلیه بود یا در انبار لوازم. 15 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Xavier باقی میگذارد: 15 از 39.
Xavier با تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Delia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Delia هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Estela فقط میتواند در حیاط (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Delia فقط میتواند در حیاط (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Hilda فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 4، ستون 6) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Boris فقط میتواند در حیاط (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در آتلیه (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Alma، در کارگاه چاپ (ردیف 1، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Alma با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 5 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ب — بونسای · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · گ — گلدان · م — مجسمه · ی1 — یک تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک سطل زباله · ی3 — یک قفسهٔ کتاب · ی4 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Jonas دقیقاً 5 ردیف در شمال خبرنگار بود.
Jonas با یک تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 12 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 12 از 51.
Hilda جایی در شرق Selma بود.
Hilda کنار یک تابلوی نقاشی بود. 2 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hilda باقی میگذارد: 2 از 51.
Selma دقیقاً 1 ردیف در جنوب Yago بود.
Victor با ضبط صوت در یک ستون بود. 7 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 7 از 51.
Yago دقیقاً 2 ردیف در جنوب Estela بود.
Estela با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. 6 خانه از 51 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 6 از 51.
Alma دقیقاً 2 ستون در غرب راننده بود.
Alma دقیقاً 6 ردیف در شمال Selma بود.
خانههایی را که برای Hilda مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Hilda هنوز برایش باز است — 2 از 51.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 88 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Jonas در نگارخانه (ردیف 2، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alma نمیماند. پس آنجا نه.
Hilda را در رختکن (ردیف 1، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Selma در اتاق کوره (ردیف 7، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Estela نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Victor در رختکن (ردیف 1، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Alma نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Jonas روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Alma نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
84 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Estela میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Selma میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Hilda میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Alma میتوانست حسادت باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در اتاق طراحی (ردیف 3، ستون 7).
تنها انگیزهای که برای Victor سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ض — ضبط صوت · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م — میز تحریر · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک سطل زباله · ی4 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی5 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Paloma جایی در غرب خبرنگار بود.
Ruben با آینه در یک ردیف بود. 6 خانه از 49 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 6 از 49.
Sofia دقیقاً 6 ردیف در جنوب Ruben بود.
Sofia جایی در شرق Gaspar بود.
Vera دقیقاً 3 ردیف در شمال Nestor بود.
Vera دقیقاً 3 ستون در غرب پزشک بود.
Nestor تنهای تنها در یک اتاق بود.
Nestor با آینه در یک ستون بود. 7 خانه از 49 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 7 از 49.
Gaspar دقیقاً 3 ستون در شرق سرهنگ بود.
Julia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Julia جایی در جنوب Nestor بود.
خانههایی را که برای Ruben مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ruben هنوز برایش باز است — 6 از 49.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sofia فقط میتواند در اتاق کوره (ردیف 8، ستون 8) باشد — از 49 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 57 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Paloma در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Vera نمیماند. پس آنجا نه.
Ruben را در تالار مجسمهها (ردیف 2، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Clara را در تالار مجسمهها (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Vera را در رختکن (ردیف 3، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Paloma روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Vera نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
53 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Sofia، در اتاق کوره (ردیف 8، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Sofia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 4 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · س — سهپایهٔ نقاشی · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک سطل زباله · ی5 — یک ضبط صوت · ی6 — یک قفسهٔ کتاب · ی7 — یک گلدان · ی8 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Estela با میز تحریر در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 8 از 63.
Estela با یک ضبط صوت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 2 از 63.
Kurt جایی در شمال پزشک بود.
Lidia با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 14 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 14 از 63.
Lidia با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 2 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 2 از 63.
Lidia جایی در غرب سرهنگ بود.
Sofia با یک چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 14 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 14 از 63.
Sofia جایی در غرب Oscar بود.
Gilda با یک ضبط صوت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 12 از 63 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 12 از 63.
Gilda جایی در جنوب موزهدار بود.
Nico با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 63 را باقی میگذارد
Nico جایی در جنوب سرهنگ بود.
Ruben کنار صندلی چوبی بود. اگر راست باشد، 2 از 63 را باقی میگذارد
Oscar جایی در شمال پزشک بود.
Oscar با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 56 از 63 را باقی میگذارد
دقیقاً 3 نفر در حیاط بودند.
دقیقاً 2 نفر در آتلیه بودند.
خانههایی را که برای Estela مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Estela هنوز برایش باز است — 2 از 63.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Estela آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Kurt آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Lidia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Sofia آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Oscar از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Oscar در واقع به تو گفته است:
Oscar در شمال پزشک نبود.
Oscar با سهپایهٔ نقاشی در یک ستون نبود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 113 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Kurt در اتاق طراحی (ردیف 1، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Estela نمیماند. پس آنجا نه.
Lidia را در اتاق کوره (ردیف 3، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Sofia در اتاق طراحی (ردیف 3، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nico نمیماند. پس آنجا نه.
Gilda را در آتلیه (ردیف 5، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Kurt روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Estela نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
109 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Estela فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در اتاق طراحی (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Kurt میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Nico میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Oscar میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Gilda میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Estela میتوانست حسادت باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lidia، در آتلیه (ردیف 8، ستون 4). Oscar از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Lidia سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lidia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س — سطل زباله · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک سهپایهٔ نقاشی · ی4 — یک ضبط صوت · ی5 — یک مجسمه · ی6 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Boris جایی در جنوب استاد بود.
Boris با صندلی چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 9 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 9 از 65.
Clara با قفسهٔ کتاب در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 57 از 65 را باقی میگذارد
Clara با Jimena در یک اتاق بود.
Abel جایی در غرب Petra بود.
Abel با یک سهپایهٔ نقاشی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 14 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 14 از 65.
Abel جایی در شمال خبرنگار بود.
Fabio با آینه در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 7 از 65.
Jimena با گلدان در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 6 از 65.
Walter جایی در غرب Petra بود.
Walter جایی در غرب Boris بود.
Walter با سطل زباله در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 7 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 7 از 65.
Tamara با آینه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 65 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 8 از 65.
Tamara با جعبهٔ چوبی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 65 را باقی میگذارد
Petra یا در کارگاه چاپ بود یا در نگارخانه. اگر راست باشد، 11 از 65 را باقی میگذارد
Petra جایی در غرب Fabio بود.
دقیقاً 2 نفر در کارگاه چاپ بودند.
دقیقاً 2 نفر در آتلیه بودند.
خانههایی را که برای Jimena مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Jimena هنوز برایش باز است — 6 از 65.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Boris آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Abel آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Fabio آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Quentin آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Clara از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Clara در واقع به تو گفته است:
Clara با قفسهٔ کتاب در یک ردیف نبود.
Clara با Jimena در یک اتاق نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Boris فقط میتواند در حیاط (ردیف 6، ستون 9) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Clara فقط میتواند در آتلیه (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 57 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Abel فقط میتواند در انبار لوازم (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 14 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Fabio فقط میتواند در تالار مجسمهها (ردیف 9، ستون 8) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 7، ستون 4) باشد — از 65 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در رختکن (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در کارگاه چاپ (ردیف 8، ستون 3) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Petra فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Fabio میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Clara میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Boris میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Jimena میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Abel میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Walter، در کارگاه چاپ (ردیف 8، ستون 3). Clara از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Walter سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Walter با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
سکوت بایگان — ۴ نفر از آنها دست شهادت در The Art School را خواندند. ۳ نفر حد نصاب بود؛ ۴ نفر دیگر جای هیچ بحثی باقی نمیگذارد.
هر ده پرونده در The Art School گشوده شد، با پنج تختهی استاندارد و پنج رقابت با عقربههای ساعت. پروندههای استاندارد روی شبکههای کوچکتر بهسادگی آغاز شد، جایی که chentian نخستین بررسیها را درو کرد؛ ثبت پانزده ثانیه در چیدمان ۵x۵ مبتدی، بیست و چهار ثانیه در طبقهی ۶x۶ آسان، و سیزده ثانیهی تند و تیز میان اتاقهای ۷x۷ متوسط. پیچیدگیها با پروندهی ۸x۸ دشوار از راه رسید، پروندهای که نیازمند کشف انگیزه بود؛ david با یک دقیقه و چهل ثانیه سریعترین گرهگشایی را از آن خود کرد. صحنهی ۹x۹ حرفهای، هم شرطِ انگیزه را پیش کشید و هم وجود یک دروغگو میان هفت اتاقش را؛ کلافی که heni سریعتر از همه در دو دقیقه و چهار ثانیه بازش کرد.
حملات زماندار شاهد تردد کمتری بود اما کارها با ظرافت پیش رفت. David زودهنگام ضربهاش را زد، با ثبت نه ثانیه روی شبکهی مبتدیِ چهار اتاقه و بیست ثانیه در ماموریت ۶x۶ آسان. از آنجا به بعد، chentian دوباره میدان را پس گرفت، تختهی ۷x۷ متوسط را در شانزده ثانیه تمام کرد و چیدمان ۸x۸ دشوار را در یک دقیقه و چهل و هشت ثانیه بست. آخرین چالش زماندار — طبقهی ۹x۹ حرفهایِ درندشت با هشت اتاق، زبانی فریبکار، و انگیزهای که باید فاش میشد — فرساینده از آب درآمد، و تنها یک پیروزی به بار آورد وقتی chentian سرانجام پس از چهارده دقیقه و سی ثانیه طلسمش را شکست.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — هنرستان
پیش از آنکه روز به سر برسد، Enzo (شعبدهباز) به دست 9 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان — هنرستان
Kaspar (سرهنگ) در بازداشت است — پرونده را 7 کارآگاه بست.
متوسط — هنرستان
Alma (خبرنگار) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 8 کارآگاه محکوم شد.
سخت — هنرستان
نام Victor (پیشخدمت) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 5 کارآگاه بسته شد. انگیزه — انتقام — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای — هنرستان
درِ سلول روی Lidia (وارث) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 4 کارآگاه. انگیزه — بدهی — همراه با نام ثابت شد. Oscar برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — هنرستان
پیش از آنکه روز به سر برسد، Greta (پزشک) به دست 2 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
آسان · مسابقه با زمان — هنرستان
Gaspar (سرهنگ) در بازداشت است — پرونده را 2 کارآگاه بست.
متوسط · مسابقه با زمان — هنرستان
Tristan (پیشخدمت) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 2 کارآگاه محکوم شد.
سخت · مسابقه با زمان — هنرستان
نام Sofia (پزشک) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد.
حرفهای · مسابقه با زمان — هنرستان
درِ سلول روی Walter (شعبدهباز) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ یک کارآگاه. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Clara برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.