در ۱ مرداد ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — کشتی بخار آرورا
شبکهای 5×5 در 4 اتاق: موتورخانه, نشیمن, واگن سالن, عرشه.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Tristan در ردیف 2 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 4 از 22.
Tristan در ستون 4 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 1 از 22.
Enzo در نشیمن بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 3 از 22.
Jonas در پایینترین ردیف بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 4 از 22.
Jonas در ستون 3 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 1 از 22.
Felix در ردیف 4 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 22.
Felix در موتورخانه بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Enzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Enzo هنوز برایش باز است — 3 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Enzo فقط میتواند در نشیمن (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در واگن سالن (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در واگن سالن (ردیف 2، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی — یک اجاق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Conrad در نشیمن بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 6 از 30.
Conrad در ستون 4 بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 1 از 30.
Paloma کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 2 از 30.
Marina در آبدارخانه بود. 3 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 3 از 30.
Alistair در نشیمن بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 6 از 30.
Alistair در ستون 2 بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 2 از 30.
Dora کنار ساعت ایستاده بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Paloma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Paloma هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Leo فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 1، ستون 5) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Marina فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در نشیمن (ردیف 4، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Paloma، در واگن غذاخوری (ردیف 2، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Paloma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Tamara با Bruno در یک اتاق بود.
Tamara با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 6 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 6 از 48.
Tamara با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 1 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 1 از 48.
Bruno جایی در شمال Wilfred بود.
Leo روی فرش بود. 2 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 2 از 48.
Gordon با میز تحریر در یک ستون بود. 5 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 5 از 48.
Wilfred کنار تابلوی نقاشی بود. 1 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 1 از 48.
Rufus کنار مبل راحتی بود. 3 خانه از 48 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rufus باقی میگذارد: 3 از 48.
هیچکس در نشیمن نبود.
خانههایی را که برای Leo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Leo هنوز برایش باز است — 2 از 48.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Fabio فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 48 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Bruno فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 3، ستون 7) باشد — از 48 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Leo فقط میتواند در انبار بار (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 6، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rufus فقط میتواند در انبار بار (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Wilfred، در واگن غذاخوری (ردیف 5، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Wilfred با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Alistair دقیقاً 1 ردیف در شمال Katia بود.
Sol جایی در شمال Katia بود.
Sol دقیقاً 2 ستون در غرب پیشخدمت بود.
Cesar با فرش در یک ردیف بود. 17 خانه از 64 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Cesar باقی میگذارد: 17 از 64.
Cesar با وارث در یک اتاق بود.
Cesar جایی در غرب وارث بود.
Nadia جایی در شرق خبرنگار بود.
Katia با تخت در یک ستون بود. 8 خانه از 64 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 8 از 64.
Katia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Xavier با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. 7 خانه از 64 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Xavier باقی میگذارد: 7 از 64.
Gilda با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 7 خانه از 64 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 7 از 64.
Gilda دقیقاً 2 ستون در شرق Xavier بود.
خانههایی را که برای Xavier مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Xavier هنوز برایش باز است — 7 از 64.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 149 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Alistair در کابین (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Sol نمیماند. پس آنجا نه.
Sol را در کابین (ردیف 1، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Cesar را در انبار بار (ردیف 4، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Nadia را در کابین (ردیف 1، ستون 9) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Alistair روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Sol نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
145 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Xavier، در آبدارخانه (ردیف 7، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Xavier با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک ساعت · ی5 — یک صندوق · ی6 — یک فرش (خانه آزاد میماند) · ی7 — یک کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی8 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Fabio با یک صندوق در یک ستون بود. 15 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 15 از 78.
Delia با یک کاناپه در یک ستون بود. 24 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 24 از 78.
Delia جایی در شمال Fabio بود.
Gordon با پنجره در یک ردیف بود. 10 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 10 از 78.
Zeno با یک کاناپه در یک ردیف بود. 18 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 18 از 78.
Tesa دقیقاً 1 ستون در غرب Fabio بود.
Tesa در ردیف 4 بود. 9 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 9 از 78.
Milo دقیقاً 8 ستون در غرب Zeno بود.
Queralt جایی در جنوب Tesa بود.
Ivan دقیقاً 6 ستون در شرق Milo بود.
Ivan جایی در جنوب Fabio بود.
دقیقاً 2 نفر در واگن غذاخوری بودند.
دقیقاً 3 نفر در موتورخانه بودند.
دقیقاً 3 نفر در نشیمن بودند.
خانههایی را که برای Tesa مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Tesa هنوز برایش باز است — 9 از 78.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 161 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Fabio را در عرشه (ردیف 6، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Delia در واگن غذاخوری (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Gordon در واگن غذاخوری (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Fabio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Milo در نشیمن (ردیف 1، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Delia روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Gordon نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
157 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Zeno فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 8، ستون 10) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Delia میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Milo میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Tesa میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Fabio میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Ivan میتوانست انتقام باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Gordon، در واگن غذاخوری (ردیف 1، ستون 5).
تنها انگیزهای که برای Gordon سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Gordon با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ این روز هنوز نوشته نشده — بهمحض نوشتهشدن همینجا میآید.