در ۲۸ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — تئاتر سلطنتی
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: سرسرا, اتاق گریم, بالکن.
تا حالا 11 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ1 — پنجره (خانه آزاد میماند) · پ2 — پیانو · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — میز تحریر · م2 — میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Estela در بالکن بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 4 از 22.
Lidia در اتاق گریم بود. 7 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 7 از 22.
Lidia در ردیف 3 بود. 2 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 2 از 22.
Julian در راستترین ستون بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 4 از 22.
Julian در ردیف 2 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 1 از 22.
Ximena در ردیف 4 بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 3 از 22.
Ximena در ستون 2 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Lidia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lidia هنوز برایش باز است — 2 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Estela فقط میتواند در بالکن (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Octavio فقط میتواند در سرسرا (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lidia فقط میتواند در اتاق گریم (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Ximena، در سرسرا (ردیف 4، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Ximena با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ج — جعبهٔ چوبی · ص — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ofelia در بالاترین ردیف بود. 5 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 5 از 23.
Ofelia در سرسرا بود. 2 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ofelia باقی میگذارد: 2 از 23.
Frida در راستترین ستون بود. 5 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Frida باقی میگذارد: 5 از 23.
Frida در ردیف 2 بود. 1 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Frida باقی میگذارد: 1 از 23.
Percy در ستون 4 بود. 5 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 5 از 23.
Percy در بالکن بود. 1 خانه از 23 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 1 از 23.
Nestor در کارگاه مرمت بود. 6 خانه از 23 خانه را باقی میگذارد
Nestor در ردیف 3 بود. 1 خانه از 23 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ofelia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ofelia هنوز برایش باز است — 2 از 23.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ofelia فقط میتواند در سرسرا (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Milo فقط میتواند در بالکن (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 23 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Percy، در بالکن (ردیف 5، ستون 4).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Percy با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ1 — پنجره (خانه آزاد میماند) · پ2 — پیانو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م1 — میز تحریر · م2 — میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Jimena در ردیف 4 بود. 5 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 5 از 29.
Jimena در ستون 3 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jimena باقی میگذارد: 1 از 29.
Ursula در ردیف 2 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 6 از 29.
Ursula در بالکن بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 2 از 29.
Estela کنار میز تحریر بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 3 از 29.
Leo روی فرش بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Leo باقی میگذارد: 2 از 29.
Tesa در چپترین ستون بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Tesa در بالاترین ردیف بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ursula مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ursula هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Ursula فقط میتواند در بالکن (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Sol فقط میتواند در دفتر (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در پشت صحنه (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Leo فقط میتواند در کارگاه مرمت (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tesa، در دفتر (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tesa با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز گرد · ی1 — یک چراغ پایهدار · ی2 — یک چنگ
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Kira در بالکن بود. 8 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 8 از 30.
Kira در ردیف 4 بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kira باقی میگذارد: 2 از 30.
Milo کنار پنجره بود. 2 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Milo باقی میگذارد: 2 از 30.
Felix در ردیف 3 بود. 4 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 4 از 30.
Felix در راستترین ستون بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Felix باقی میگذارد: 1 از 30.
Sol در چپترین ستون بود. 5 خانه از 30 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 5 از 30.
Sol کنار کاناپه بود. 1 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
Julian در صحنه بود. 6 خانه از 30 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Kira مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kira هنوز برایش باز است — 2 از 30.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Kira فقط میتواند در بالکن (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در بار (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 30 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Milo فقط میتواند در صحنه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julian فقط میتواند در صحنه (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Sol، در بار (ردیف 1، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Sol با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ1 — چراغ پایهدار · چ2 — چنگ · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — میز تحریر · م2 — میز گرد · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک پیانو · ی3 — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sofia کنار کاناپه بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sofia باقی میگذارد: 2 از 39.
Dora با Enzo در یک اتاق بود.
Dora کنار صندوق بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 2 از 39.
Dora جایی در غرب Alistair بود.
Enzo جایی در شرق موزهدار بود.
Gordon کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 2 از 39.
Lorenzo روی فرش بود. 4 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lorenzo باقی میگذارد: 4 از 39.
Alistair در دفتر بود. 8 خانه از 39 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 8 از 39.
خانههایی را که برای Sofia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Sofia هنوز برایش باز است — 2 از 39.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sofia فقط میتواند در سرسرا (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dora فقط میتواند در گودال ارکستر (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در گودال ارکستر (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Pablo فقط میتواند در دفتر (ردیف 6، ستون 2) باشد — از 39 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در بار (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در اتاق گریم (ردیف 5، ستون 6) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alistair فقط میتواند در دفتر (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Alistair، در دفتر (ردیف 4، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Alistair با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · پ1 — پنجره (خانه آزاد میماند) · پ2 — پیانو · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک چنگ · ی3 — یک میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Enzo کنار پنجره بود. 1 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 1 از 45.
Gilda کنار مبل راحتی بود. 2 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gilda باقی میگذارد: 2 از 45.
Gilda با Ines در یک اتاق بود.
Gilda جایی در شمال Oscar بود.
Selma با ساعت ایستاده در یک ستون بود. 5 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 5 از 45.
Selma به دیوار بیرونی چسبیده بود. 1 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Selma باقی میگذارد: 1 از 45.
Conrad یا در سرسرا بود یا در صحنه. 16 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 16 از 45.
Conrad با میز تحریر در یک ستون بود. 2 خانه از 45 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 2 از 45.
Ines به دیوار بیرونی نچسبیده بود. 26 خانه از 45 خانه را باقی میگذارد
Oscar با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 6 خانه از 45 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Gilda مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gilda هنوز برایش باز است — 2 از 45.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Gilda فقط میتواند در بالکن (ردیف 4، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Conrad فقط میتواند در صحنه (ردیف 6، ستون 8) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ines فقط میتواند در بالکن (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 26 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Petra فقط میتواند در سرسرا (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 45 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Oscar فقط میتواند در بار (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Selma، در سرسرا (ردیف 1، ستون 5).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Selma با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پیانو · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چنگ · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک صندوق · ی4 — یک میز تحریر · ی5 — یک میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Wilfred با کاناپه در یک ستون بود. 8 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 8 از 60.
Vera با باغبان در یک اتاق بود.
Rita دقیقاً 2 ردیف در شمال پیشخدمت بود.
Dora دقیقاً 1 ستون در غرب خبرنگار بود.
Dora جایی در شمال Gaspar بود.
Dora با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 5 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dora باقی میگذارد: 5 از 60.
Bianca تنهای تنها در یک اتاق بود.
Bianca با کاناپه در یک ردیف بود. 16 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bianca باقی میگذارد: 16 از 60.
Celeste دقیقاً 2 ستون در شرق سرآشپز بود.
Celeste دقیقاً 2 ستون در غرب استاد بود.
Celeste با فرش در یک ردیف بود. 16 خانه از 60 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 16 از 60.
Gaspar دقیقاً 3 ردیف در شمال Vera بود.
خانههایی را که برای Dora مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Dora هنوز برایش باز است — 5 از 60.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Dora فقط میتواند در دفتر (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 56 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Kaspar در بالکن (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Celeste نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Wilfred در سرسرا (ردیف 4، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gaspar نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Vera در بالکن (ردیف 5، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Bianca نمیماند. پس آنجا نه.
Rita را در سرسرا (ردیف 2، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Kaspar روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Celeste نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
52 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Dora، در دفتر (ردیف 1، ستون 7).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Dora با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ1 — پنجره (خانه آزاد میماند) · پ2 — پیانو · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ1 — چراغ پایهدار · چ2 — چنگ · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک صندوق · ی3 — یک میز تحریر · ی4 — یک میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Victor با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 9 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 9 از 68.
Victor با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 1 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 1 از 68.
Gordon با چنگ در یک ستون بود. 6 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 6 از 68.
Gordon تنهای تنها در یک اتاق بود.
Walter با Boris در یک اتاق بود.
Walter دقیقاً 6 ردیف در شمال پزشک بود.
Dorian با چنگ در یک ردیف بود. 7 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Dorian باقی میگذارد: 7 از 68.
Dorian تنهای تنها در یک اتاق بود.
Tesa تنهای تنها در یک اتاق بود.
Boris با پیانو در یک ستون بود. 6 خانه از 68 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 6 از 68.
Olivia جایی در شرق Gordon بود.
خانههایی را که برای Gordon مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Gordon هنوز برایش باز است — 6 از 68.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Walter فقط میتواند در گودال ارکستر (ردیف 1، ستون 8) باشد — از 68 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Dorian فقط میتواند در اتاق گریم (ردیف 2، ستون 6) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tesa فقط میتواند در بار (ردیف 7، ستون 9) باشد — از 68 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Boris فقط میتواند در گودال ارکستر (ردیف 3، ستون 10) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 3 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Rufus در گودال ارکستر (ردیف 6، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Olivia نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Olivia در گودال ارکستر (ردیف 6، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Rufus روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Olivia نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
1 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Gordon فقط میتواند در پشت صحنه (ردیف 6، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Dorian میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Tesa میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Gordon میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Boris میتوانست رازهای دفنشده باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش جاهطلبی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Victor، در صحنه (ردیف 4، ستون 2).
تنها انگیزهای که برای Victor سرِ پا میماند بدهی است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Victor با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · پ1 — پنجره (خانه آزاد میماند) · پ2 — پیانو · چ1 — چراغ پایهدار · چ2 — چنگ · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک صندوق · ی3 — یک میز تحریر · ی4 — یک میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Luna با ساعت ایستاده در یک ردیف بود. 8 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 8 از 78.
Vivienne دقیقاً 4 ستون در غرب سرآشپز بود.
Vivienne تنهای تنها در یک اتاق بود.
Ines جایی در شرق Kurt بود.
Rufus دقیقاً 2 ستون در شرق موزهدار بود.
Rufus دقیقاً 6 ردیف در جنوب Pablo بود.
Pablo تنهای تنها در یک اتاق بود.
Zeno جایی در شرق Pablo بود.
Kurt با ساعت ایستاده در یک ستون بود. 6 خانه از 78 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 6 از 78.
Kurt دقیقاً 1 ردیف در جنوب Zeno بود.
Jimena تنهای تنها در یک اتاق بود.
Jimena جایی در غرب Kurt بود.
دقیقاً 2 نفر در سرسرا بودند.
دقیقاً 3 نفر در کارگاه مرمت بودند.
خانههایی را که برای Kurt مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Kurt هنوز برایش باز است — 6 از 78.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 180 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Vivienne در پشت صحنه (ردیف 2، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Ines نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ines در سرسرا (ردیف 1، ستون 10) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Zeno نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rufus در گودال ارکستر (ردیف 8، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Pablo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Pablo در کارگاه مرمت (ردیف 2، ستون 7) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Rufus نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Vivienne روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Ines نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
176 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Ines میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Kurt میتوانست باجگیری باشد.
انگیزهٔ Pablo میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Jimena میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Vivienne میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Luna، در سرسرا (ردیف 4، ستون 10).
تنها انگیزهای که برای Luna سرِ پا میماند حسادت است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Luna با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پیانو · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک چراغ پایهدار · ی4 — یک چنگ · ی5 — یک ساعت · ی6 — یک صندوق · ی7 — یک کاناپه (خانه آزاد میماند) · ی8 — یک میز تحریر · ی9 — یک میز گرد
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Gaspar با یک چنگ در یک ردیف بود. 14 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gaspar باقی میگذارد: 14 از 74.
Gaspar دقیقاً 4 ردیف در جنوب موزهدار بود.
Gaspar دقیقاً 9 ستون در شرق Delia بود.
Victor و باغبان در دو اتاق جدا بودند.
Simon و Lidia در یک اتاق تنها بودند.
Delia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Delia در ردیف 9 بود. 9 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 9 از 74.
Lidia کنار یک کاناپه بود. 6 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Lidia باقی میگذارد: 6 از 74.
Margot و Nestor در یک اتاق تنها بودند.
Enzo در ردیف 8 بود. 7 خانه از 74 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 7 از 74.
Enzo دقیقاً 3 ستون در شرق باغبان بود.
Enzo دقیقاً 5 ستون در شرق سرهنگ بود.
Enzo جایی در غرب موزهدار بود.
Nestor جایی در شرق Victor بود.
خانههایی را که برای Lidia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Lidia هنوز برایش باز است — 6 از 74.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Delia فقط میتواند در اتاق گریم (ردیف 9، ستون 1) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 70 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Gaspar در دفتر (ردیف 8، ستون 10) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Enzo نمیماند. پس آنجا نه.
Victor را در بار (ردیف 1، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Beatrix را در بار (ردیف 1، ستون 2) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Simon را در بار (ردیف 1، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Gaspar روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Enzo نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
66 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Victor میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Nestor میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Simon میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Gaspar میتوانست وسواس باشد.
انگیزهٔ Delia میتوانست ارث باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش حسادت نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Enzo، در کارگاه مرمت (ردیف 8، ستون 7).
تنها انگیزهای که برای Enzo سرِ پا میماند رازهای دفنشده است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Enzo با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
Five Empty Chairs — مخفیگاه در The Theatre Royal بالاخره رو شد — پیدا شد، نشانهگذاری شد و به ثبت رسید. آن چیزی نبود که روز اول مفقود شد، اما باز هم غنیمتی بود.
تمام ده پروندهٔ بازپرسی امروز در The Theatre Royal جریان داشتند و مثل همیشه در پنج درجهٔ مختلف میان پروندههای standard و time attack تقسیم شده بودند. امروز هیچ دروغگویی از دل سایههای هیچ اتاقی بیرون نیامد، هرچند در standard expert، hard time attack و expert time attack، پیش از مختومه شدن پروندهها، انگیزهٔ جرم باید به اثبات میرسید. نقشههای عمارت پیوسته بزرگتر میشدند؛ از چیدمانهای محقر پنجدرپنج تا عمارتهای گستردهٔ دهدرنه که استنتاج دقیق در هشت اتاق را میطلبیدند.
در بازی standard، بیشترین بارِ کاوش بر دوش مرحلهٔ beginner بود، جایی که یازده کارآگاه از هفده نفر به پاسخهای خود رسیدند. در time attack افراد بسیار کمتری به مصاف عقربهها رفتند و کارِ روز عملاً به دست کارآگاهی تنها افتاد. chentian بدون استثنا بهترین زمان را در تکتک پروندهها از آن خود کرد.
کارنامهٔ او از یک بررسی برقآسای نه ثانیهای در beginner standard شروع میشد و تا یک بررسی حسابشدهٔ هشت دقیقه و چهلوچهار ثانیهای در تختهٔ standard expert پیش میرفت. در رقابت با زمان، chentian نه ثانیهایِ دیگری را در جدول beginner ثبت کرد، یازده ثانیه در easy، نوزده ثانیه در medium، یک دقیقه و بیستودو ثانیه در hard، و پروندهٔ تختهٔ expert را هم در پنجاهویک ثانیه بست. در بازی standard، او همچنین چهارده ثانیه در easy، نوزده ثانیه در medium، و دو دقیقه و چهلوسه ثانیه در hard از خود به جا گذاشت.