در ۱ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Tristan در ردیف 3 بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 3 از 22.
Tristan در دفتر قاضی بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 1 از 22.
Delia در ردیف 4 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 4 از 22.
Delia در دفتر قاضی بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 1 از 22.
Boris در ردیف 2 بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 5 از 22.
Boris در چپترین ستون بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Boris باقی میگذارد: 1 از 22.
Marco کنار مبل راحتی بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Marco مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Marco هنوز برایش باز است — 3 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Marco فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Victor فقط میتواند در تالار دادگاه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Boris، در تالار دادگاه (ردیف 2، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Boris با قرمز حلقه خورده است.
مبتدی · مسابقه با زمان — دادگاه
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: اتاق مطبوعات, راهرو, دفتر قاضی.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · ی — یک قفسهٔ کتاب
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Gordon در دفتر قاضی بود. 10 خانه از 20 خانه را باقی میگذارد
Hugo در بالاترین ردیف بود. 5 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 5 از 20.
Hugo در ستون 4 بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 1 از 20.
Nestor کنار پنجره بود. 1 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 1 از 20.
Estela در ردیف 2 بود. 4 خانه از 20 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Estela باقی میگذارد: 4 از 20.
خانههایی را که برای Estela مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Estela هنوز برایش باز است — 4 از 20.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Gordon فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 10 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 20 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Estela، در اتاق مطبوعات (ردیف 2، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Estela با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ر — رایانه · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Ulises در تالار دادگاه بود. 11 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 11 از 29.
Fabio کنار تابلوی نقاشی بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 1 از 29.
Luna در ستون 4 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 6 از 29.
Luna در نگارخانه بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 1 از 29.
Rita کنار فرش بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 3 از 29.
Rita کنار رایانه بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 29.
Nadia کنار قفسهٔ کتاب بود. 3 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
Nadia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Ulises مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Ulises هنوز برایش باز است — 11 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Elena فقط میتواند در دفتر قاضی (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در تالار دادگاه (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Rita، در دفتر قاضی (ردیف 5، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Rita با قرمز حلقه خورده است.
آسان · مسابقه با زمان — دادگاه
شبکهای 6×6 در 4 اتاق: بازداشتگاه, راهرو, اتاق مطبوعات, بایگانی.
تا حالا 2 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م — مجسمه · ی — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Queralt روی فرش بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 2 از 29.
Queralt کنار بونسای بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Queralt باقی میگذارد: 1 از 29.
Greta کنار پنجره بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 2 از 29.
Delia در ستون 5 بود. 6 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 6 از 29.
Delia کنار رایانه بود. 1 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Delia باقی میگذارد: 1 از 29.
Walter کنار چراغ پایهدار بود. 2 خانه از 29 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 2 از 29.
Kurt در اتاق مطبوعات بود. 8 خانه از 29 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Greta مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Greta هنوز برایش باز است — 2 از 29.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Celeste فقط میتواند در راهرو (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در اتاق مطبوعات (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Queralt، در راهرو (ردیف 6، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Queralt با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ر — رایانه · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک ساعت
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Luna کنار میز تحریر بود. 2 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Luna باقی میگذارد: 2 از 47.
Bruno کنار یک پنجره بود. 3 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 3 از 47.
Bruno با Elena در یک اتاق بود.
Quentin کنار مجسمه بود. 3 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 3 از 47.
Elena با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 7 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Elena باقی میگذارد: 7 از 47.
Clara با Ursula در یک اتاق بود.
Ursula با بونسای در یک ردیف بود. 7 خانه از 47 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ursula باقی میگذارد: 7 از 47.
هیچکس در بایگانی نبود.
خانههایی را که برای Luna مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Luna هنوز برایش باز است — 2 از 47.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 22 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Luna را در بازداشتگاه (ردیف 3، ستون 7) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Bruno را در بازداشتگاه (ردیف 2، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Quentin را در راهرو (ردیف 6، ستون 4) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Elena را در بازداشتگاه (ردیف 3، ستون 5) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Bruno روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Bruno نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
18 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Luna، در بازداشتگاه (ردیف 2، ستون 8).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Luna با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ر — رایانه · س — ساعت ایستاده · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مجسمه · م2 — میز تحریر · ی — یک چراغ پایهدار
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Fabio در چپترین ستون بود. 6 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 6 از 41.
Fabio با Quentin در یک اتاق بود.
Olivia یا در بازداشتگاه بود یا در نگارخانه. 15 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 15 از 41.
Ada کنار بونسای بود. 2 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 2 از 41.
Ada با رایانه در یک ستون بود. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 1 از 41.
Quentin کنار ساعت ایستاده بود. 3 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 3 از 41.
Gordon با گلدان در یک ستون بود. 6 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Gordon باقی میگذارد: 6 از 41.
Estela در بازداشتگاه بود. 6 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Quentin مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Quentin هنوز برایش باز است — 3 از 41.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Fabio فقط میتواند در بایگانی (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Olivia فقط میتواند در نگارخانه (ردیف 2، ستون 2) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Quentin فقط میتواند در بایگانی (ردیف 6، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Gordon فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 1، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Estela فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 4، ستون 7) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Xavier فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Gordon، در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 1، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Gordon با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ب — بونسای · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک رایانه · ی2 — یک قفسهٔ کتاب · ی3 — یک گلدان · ی4 — یک مجسمه
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Marina با صندلی چوبی در یک ردیف بود. 10 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 10 از 69.
Marina دقیقاً 4 ستون در شرق وارث بود.
Alma با پنجره در یک ردیف بود. 9 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 9 از 69.
Alma با Victor در یک اتاق بود.
Victor با پنجره در یک ستون بود. 7 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Victor باقی میگذارد: 7 از 69.
Julian جایی در شرق وارث بود.
Wilfred تنهای تنها در یک اتاق بود.
Wilfred کنار بونسای بود. 1 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wilfred باقی میگذارد: 1 از 69.
Rosa دقیقاً 3 ردیف در شمال Julian بود.
Rosa با تابلوی نقاشی در یک ستون بود. 7 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rosa باقی میگذارد: 7 از 69.
Katia با فرش در یک ردیف بود. 18 خانه از 69 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 18 از 69.
خانههایی را که برای Victor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Victor هنوز برایش باز است — 7 از 69.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Alma فقط میتواند در راهرو (ردیف 2، ستون 9) باشد — از 9 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 44 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Marina در راهرو (ردیف 5، ستون 10) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Victor نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Victor در راهرو (ردیف 3، ستون 10) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Rosa نمیماند. پس آنجا نه.
Julian را در دفتر قاضی (ردیف 6، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
Rosa را در اتاق مدارک (ردیف 5، ستون 1) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Marina روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Victor نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
40 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Marina، در دفتر قاضی (ردیف 5، ستون 6).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Marina با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · گ — گلدان · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · م3 — میز تحریر · ی1 — یک رایانه · ی2 — یک ساعت · ی3 — یک قفسهٔ کتاب
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Dante دقیقاً 4 ردیف در شمال موزهدار بود.
Dante تنهای تنها در یک اتاق بود.
Gordon جایی در جنوب Octavio بود.
Rosa دقیقاً 3 ستون در شرق Gordon بود.
Rosa دقیقاً 5 ستون در شرق Octavio بود.
Julian با موزهدار در یک اتاق بود.
Julian دقیقاً 1 ستون در شرق شعبدهباز بود.
Julian جایی در غرب Kira بود.
Julian با تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. 9 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julian باقی میگذارد: 9 از 70.
Octavio جایی در شرق Dante بود.
Abel با فرش در یک ردیف بود. 18 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Abel باقی میگذارد: 18 از 70.
Kira جایی در شمال Octavio بود.
Kira دقیقاً 1 ردیف در شمال Rosa بود.
هیچکس در اتاق مدارک نبود.
خانههایی را که برای Julian مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Julian هنوز برایش باز است — 9 از 70.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 104 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Dante در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 1، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Octavio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Gordon در اتاق مطبوعات (ردیف 3، ستون 6) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Julian نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Rosa در دفتر قاضی (ردیف 2، ستون 9) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gordon نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Julian در اتاق مطبوعات (ردیف 3، ستون 5) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Octavio نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Dante روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Octavio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
100 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Dante فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 2، ستون 3) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Kira، در دفتر قاضی (ردیف 4، ستون 9).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Kira با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ق — قفسهٔ کتاب · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — مجسمه · ی1 — یک بونسای · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک رایانه · ی4 — یک ساعت · ی5 — یک گلدان · ی6 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Clara جایی در غرب Walter بود.
Jimena و خوانندهٔ اپرا در دو اتاق جدا بودند.
Octavio جایی در غرب Tesa بود.
Gaspar دقیقاً 8 ردیف در جنوب وارث بود.
Tesa به دیوار بیرونی چسبیده بود. 29 خانه از 76 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tesa باقی میگذارد: 29 از 76.
Tesa دقیقاً 1 ردیف در شمال باغبان بود.
Frida دقیقاً 1 ستون در شرق Jimena بود.
Katia تنهای تنها در یک اتاق بود.
Katia دقیقاً 2 ردیف در شمال خبرنگار بود.
Katia با پنجره در یک ستون بود. 8 خانه از 76 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Katia باقی میگذارد: 8 از 76.
Katia دقیقاً 1 ستون در غرب سرهنگ بود.
Walter دقیقاً 3 ردیف در شمال خوانندهٔ اپرا بود.
Walter دقیقاً 6 ستون در شرق Katia بود.
دقیقاً 3 نفر در تالار دادگاه بودند.
خانههایی را که برای Katia مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Katia هنوز برایش باز است — 8 از 76.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Tesa فقط میتواند در راهرو (ردیف 8، ستون 10) باشد — از 29 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Katia فقط میتواند در بازداشتگاه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Walter فقط میتواند در بایگانی (ردیف 5، ستون 8) باشد — از 76 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 72 حذف در 2 دور لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Clara در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 2، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Octavio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Jimena در نگارخانه (ردیف 3، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Octavio نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Octavio در نگارخانه (ردیف 3، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Jimena نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Gaspar در تالار دادگاه (ردیف 9، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Octavio نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Clara روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Octavio نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
68 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Jimena فقط میتواند در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 3، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Walter میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Gaspar میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Clara میتوانست انتقام باشد.
انگیزهٔ Frida میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Octavio میتوانست جاهطلبی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش ارث نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jimena، در جایگاه هیئتمنصفه (ردیف 3، ستون 6).
تنها انگیزهای که برای Jimena سرِ پا میماند وسواس است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jimena با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
سکوت بایگان — ۳ کارآگاه در The Courtroom انگشت روی یک دروغگوی واحد گذاشتند، دقیقاً همان ۳ نفری که برای متهم کردن لازم است. اتهام وارد است.
هر ده پرونده در 23 September 2026 پای بازرسان را به The Courtroom کشاند. صورتجلسه استاندارد به اندازه کافی ساده آغاز شد؛ جایی که یک کارآگاه مهمان سریعترین رکوردها را در جدول 5x5 beginner در نه ثانیه و اتاق 6x6 easy در دوازده ثانیه به نام خود ثبت کرد. از آنجا به بعد، chentian مقتدرانه کنترل صحنه را به دست گرفت، تخته 7x7 medium را در هجده ثانیه مال خود کرد و گره از معمای دشوار 10x8 hard در یک دقیقه و هجده ثانیه گشود. پرونده استاندارد expert به شکل چشمگیری ریسک کار را بالا برد و نه تنها نیازمند نگاهی دقیق به انگیزه جرم در یک صحنه 9x9 بود، بلکه هوشیاری در برابر یک دروغگوی فعال را میطلبید؛ تنها سه تلاش از هفت تلاش به نتیجه رسید، و chentian بهترین رکورد روز را با چهارده دقیقه و بیست و هفت ثانیه بر جای گذاشت.
در رقابت با زمان، مشارکتها آرام بود، اما chentian تمام تختهها را یکجا درو کرد. کاری سریع و تر و تمیز، چالش 5x5 beginner را در دوازده ثانیه، چیدمان 6x6 easy را در سیزده ثانیه، و اتاق 8x7 medium را در یک دقیقه و پنجاه و سه ثانیه فیصله داد. ماموریتهای بزرگتر نیز در دستان chentian به همان اندازه رامشدنی از آب درآمدند، و کار با حل پرونده دشوار 10x8 hard در هشت دقیقه و یازده ثانیه به پایان رسید، که به دنبال آن یک نتیجهگیری پاکیزه چهار دقیقه و پنج ثانیهای روی چالش 10x9 expert رقم خورد؛ جایی که انگیزه بار دیگر نقشی حیاتی در بستن پرونده ایفا کرد.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — دادگاه
Boris (راننده) در بازداشت است — پرونده را 12 کارآگاه بست.
آسان — دادگاه
Rita (خبرنگار) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 9 کارآگاه محکوم شد.
متوسط — دادگاه
نام Gordon (راننده) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 8 کارآگاه بسته شد.
سخت — دادگاه
درِ سلول روی Marina (خبرنگار) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 6 کارآگاه.
حرفهای — دادگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Celeste (خبرنگار) به دست 3 کارآگاه روانهٔ زندان شد. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Celeste برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — دادگاه
Estela (خوانندهٔ اپرا) در بازداشت است — پرونده را 2 کارآگاه بست.
آسان · مسابقه با زمان — دادگاه
Queralt (وارث) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 2 کارآگاه محکوم شد.
متوسط · مسابقه با زمان — دادگاه
نام Luna (خبرنگار) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی یک کارآگاه بسته شد.
سخت · مسابقه با زمان — دادگاه
درِ سلول روی Kira (سرآشپز) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ یک کارآگاه.
حرفهای · مسابقه با زمان — دادگاه
پیش از آنکه روز به سر برسد، Jimena (خبرنگار) به دست یک کارآگاه روانهٔ زندان شد. انگیزه — وسواس — همراه با نام ثابت شد.