در ۱۵ مهر ۱۴۰۵ همهٔ کارآگاههای دنیا همین صحنههای جرم را گرفتند — هر سطح دشواری دو بار منتشر شد، یک بار بیزمان و یک بار در مسابقه با زمان. هر پرونده رویهای ساخته میشود و بعد، پیش از انتشار، ثابت میشود که دقیقاً یک راهحل منطقی دارد — حتی پروندههایی که یکی در آنها دروغ میگوید. تو هر مظنون را فقط با تکیه بر شهادت خودش دوباره روی نقشه میگذاری: در هر ردیف دقیقاً یک نفر، هرگز دو نفر در یک ستون. هر کس با قربانی تنها بماند، قاتل است.
مبتدی — کشتی بخار آرورا
شبکهای 5×5 در 3 اتاق: کابین, انبار بار, واگن غذاخوری.
تا حالا 10 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Conrad کنار کاناپه بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 5 از 22.
Rita در ستون 4 بود. 4 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 4 از 22.
Rita روی کاناپه نشسته بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 1 از 22.
Olivia در چپترین ستون بود. 5 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 5 از 22.
Olivia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Olivia باقی میگذارد: 1 از 22.
Quentin در راستترین ستون بود. 3 خانه از 22 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Quentin باقی میگذارد: 3 از 22.
Quentin در واگن غذاخوری بود. 1 خانه از 22 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Conrad مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Conrad هنوز برایش باز است — 5 از 22.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Conrad فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در انبار بار (ردیف 5، ستون 2) باشد — از 22 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Olivia، در انبار بار (ردیف 4، ستون 1).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Olivia با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی — یک پنجره (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Jonas در ستون 3 بود. 5 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 5 از 24.
Jonas در ردیف 4 بود. 1 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 1 از 24.
Flora روی مبل راحتی نشسته بود. 1 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Flora باقی میگذارد: 1 از 24.
Vera در چپترین ستون بود. 5 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 5 از 24.
Vera در کابین بود. 2 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vera باقی میگذارد: 2 از 24.
Conrad در راستترین ستون بود. 5 خانه از 24 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Conrad باقی میگذارد: 5 از 24.
Conrad در واگن غذاخوری بود. 2 خانه از 24 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Vera مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Vera هنوز برایش باز است — 2 از 24.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nestor فقط میتواند در انبار بار (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 24 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vera فقط میتواند در کابین (ردیف 1، ستون 1) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Conrad فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Jonas، در انبار بار (ردیف 4، ستون 3).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Jonas با قرمز حلقه خورده است.
آسان — کشتی بخار آرورا
شبکهای 6×6 در 4 اتاق: واگن سالن, موتورخانه, عرشه, کابین.
تا حالا 10 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص1 — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ص2 — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Nora در عرشه بود. 6 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 6 از 31.
Ada در موتورخانه بود. 5 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ada باقی میگذارد: 5 از 31.
Beatrix کنار جعبهٔ چوبی بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Beatrix باقی میگذارد: 2 از 31.
Vasco کنار مبل راحتی بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 2 از 31.
Fabio کنار کاناپه بود. 3 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 3 از 31.
Fabio کنار صندوق بود. 1 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Fabio باقی میگذارد: 1 از 31.
خانههایی را که برای Beatrix مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Beatrix هنوز برایش باز است — 2 از 31.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Enzo فقط میتواند در واگن سالن (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 31 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Nora فقط میتواند در عرشه (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 6 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ada فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 4، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Beatrix فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 1، ستون 3) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در کابین (ردیف 3، ستون 5) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Fabio، در واگن سالن (ردیف 5، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Fabio با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص1 — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ص2 — صندوق · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Zeno در ستون 2 بود. 4 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 4 از 31.
Zeno در عرشه بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 2 از 31.
Percy کنار صندوق بود. 3 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 3 از 31.
Percy کنار کاناپه بود. 1 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Percy باقی میگذارد: 1 از 31.
Ulises کنار کاناپه بود. 4 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ulises باقی میگذارد: 4 از 31.
Celeste کنار اجاق بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Celeste باقی میگذارد: 2 از 31.
Rita روی تخت دراز کشیده بود. 2 خانه از 31 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Zeno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zeno هنوز برایش باز است — 2 از 31.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Zeno فقط میتواند در عرشه (ردیف 1، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ulises فقط میتواند در انبار بار (ردیف 5، ستون 3) باشد — از 4 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kira فقط میتواند در عرشه (ردیف 3، ستون 1) باشد — از 31 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Celeste فقط میتواند در انبار بار (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در کابین (ردیف 2، ستون 4) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Zeno، در عرشه (ردیف 1، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Zeno با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک ساعت · ی3 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Nadia با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. 5 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nadia باقی میگذارد: 5 از 40.
Ruben یا در آبدارخانه بود یا در واگن غذاخوری. 18 خانه از 40 خانه را باقی میگذارد
Conrad جایی در جنوب موزهدار بود.
Conrad با باغبان در یک اتاق بود.
Bruno با پنجره در یک ردیف بود. 6 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 6 از 40.
Bruno با چراغ پایهدار در یک ستون بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Bruno باقی میگذارد: 1 از 40.
Alma روی فرش بود. 3 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alma باقی میگذارد: 3 از 40.
Tristan کنار کاناپه بود. 2 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 2 از 40.
Tristan با پنجره در یک ستون بود. 1 خانه از 40 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tristan باقی میگذارد: 1 از 40.
خانههایی را که برای Alma مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Alma هنوز برایش باز است — 3 از 40.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Nadia فقط میتواند در واگن سالن (ردیف 4، ستون 1) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Ruben فقط میتواند در واگن غذاخوری (ردیف 2، ستون 5) باشد — از 18 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Conrad فقط میتواند در کابین (ردیف 3، ستون 4) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Alma فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 5، ستون 7) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Jimena فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 7، ستون 3) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Tristan، در آبدارخانه (ردیف 6، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Tristan با قرمز حلقه خورده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. آ — آینه (خانه آزاد میماند) · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · س — ساعت ایستاده · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م1 — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · م2 — میز تحریر · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک چراغ پایهدار · ی3 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Sol با تخت در یک ستون بود. 6 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 6 از 41.
Sol یا در انبار بار بود یا در آبدارخانه. 5 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Sol باقی میگذارد: 5 از 41.
Greta با موزهدار در یک اتاق بود.
Greta با آینه در یک ردیف بود. 7 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Greta باقی میگذارد: 7 از 41.
Enzo کنار پنجره بود. 2 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Enzo باقی میگذارد: 2 از 41.
Paloma با مبل راحتی در یک ردیف بود. 5 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Paloma باقی میگذارد: 5 از 41.
Paloma جایی در شرق Greta بود.
Kurt با تخت در یک ردیف بود. 11 خانه از 41 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Kurt باقی میگذارد: 11 از 41.
Nadia کنار کاناپه بود. 3 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
Nadia در ردیف 4 بود. 1 خانه از 41 خانه را باقی میگذارد
خانههایی را که برای Enzo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Enzo هنوز برایش باز است — 2 از 41.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Sol فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 1، ستون 4) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Greta فقط میتواند در انبار بار (ردیف 5، ستون 5) باشد — از 7 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Enzo فقط میتواند در انبار بار (ردیف 6، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Paloma فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 2، ستون 7) باشد — از 5 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Kurt فقط میتواند در عرشه (ردیف 7، ستون 1) باشد — از 11 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rufus فقط میتواند در عرشهٔ فرماندهی (ردیف 3، ستون 3) باشد — از 41 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nadia، در عرشهٔ فرماندهی (ردیف 4، ستون 2).
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nadia با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 7 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک ساعت · ی4 — یک صندوق
شهادتها
هر کس چه گفت، و حرفش چه مقدار از تخته را کنار میگذارد.
Alistair با Jonas در یک اتاق بود.
Alistair با فرش در یک ستون بود. 14 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 14 از 70.
Queralt تنهای تنها در یک اتاق بود.
Nestor روی کاناپه نشسته بود. 2 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nestor باقی میگذارد: 2 از 70.
Ximena با پنجره در یک ستون بود. 6 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ximena باقی میگذارد: 6 از 70.
Tamara دقیقاً 1 ردیف در شمال Ximena بود.
Jonas کنار میز تحریر بود. 3 خانه از 70 خانه را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Jonas باقی میگذارد: 3 از 70.
Dora دقیقاً 3 ستون در شرق موزهدار بود.
Dora دقیقاً 3 ردیف در شمال Tamara بود.
هیچکس در موتورخانه نبود.
خانههایی را که برای Nestor مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Nestor هنوز برایش باز است — 2 از 70.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 105 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Alistair در کابین (ردیف 7، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Tamara نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Queralt در نشیمن (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Dora نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Nestor در عرشه (ردیف 1، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Tamara نمیماند. پس آنجا نه.
Ximena را در کابین (ردیف 8، ستون 10) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Alistair روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Tamara نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
101 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 7 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Dora میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Ximena میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Jonas میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Queralt میتوانست بدهی باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش رازهای دفنشده نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Nestor، در عرشه (ردیف 1، ستون 1).
تنها انگیزهای که برای Nestor سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Nestor با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · ت1 — تابلوی نقاشی (خانه آزاد میماند) · ت2 — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · س — ساعت ایستاده · ص1 — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ص2 — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک پنجره (خانه آزاد میماند) · ی2 — یک جعبهٔ چوبی · ی3 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Hugo جایی در غرب Vasco بود.
Hugo با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 13 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 13 از 56.
Hugo جایی در غرب سرآشپز بود.
Hugo در ردیف 3 بود. اگر راست باشد، 2 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Hugo باقی میگذارد: 2 از 56.
Marina با تابلوی نقاشی در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 8 از 56.
Marina با صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 1 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Marina باقی میگذارد: 1 از 56.
Julia با باغبان در یک اتاق بود.
Julia با فرش در یک ستون بود. اگر راست باشد، 40 از 56 را باقی میگذارد
Vasco یا در کابین بود یا در موتورخانه. اگر راست باشد، 15 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Vasco باقی میگذارد: 15 از 56.
Rita با فرش در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 13 از 56 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Rita باقی میگذارد: 13 از 56.
Rita با یک پنجره در یک ستون بود. اگر راست باشد، 3 از 56 را باقی میگذارد
Rita جایی در شمال Vasco بود.
Rita جایی در جنوب باغبان بود.
Tristan جایی در شمال Rita بود.
Tristan جایی در شرق Julia بود.
Lorenzo جایی در غرب استاد بود.
Lorenzo جایی در شمال Vasco بود.
خانههایی را که برای Hugo مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Hugo هنوز برایش باز است — 2 از 56.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 8 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Hugo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Selma آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Marina آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Vasco آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Julia از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Julia در واقع به تو گفته است:
Julia با باغبان در یک اتاق نبود.
Julia با فرش در یک ستون نبود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Hugo فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 3، ستون 2) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Selma فقط میتواند در آبدارخانه (ردیف 5، ستون 4) باشد — از 56 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Julia فقط میتواند در عرشه (ردیف 7، ستون 6) باشد — از 40 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Vasco فقط میتواند در کابین (ردیف 6، ستون 3) باشد — از 15 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Rita فقط میتواند در عرشه (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Tristan فقط میتواند در واگن سالن (ردیف 1، ستون 7) باشد — از 56 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Lorenzo فقط میتواند در موتورخانه (ردیف 2، ستون 1) باشد — از 56 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Hugo، در آبدارخانه (ردیف 3، ستون 2). Julia از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Hugo با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا 3 کارآگاه بازش کردهاند.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · ج — جعبهٔ چوبی · چ — چراغ پایهدار · ص1 — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ص2 — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — میز تحریر · ی1 — یک اجاق · ی2 — یک ساعت · ی3 — یک مبل راحتی (خانه آزاد میماند)
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Alistair جایی در جنوب Ximena بود.
Alistair با پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 15 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 15 از 73.
Alistair جایی در شرق Hugo بود.
Alistair جایی در شمال Yolanda بود.
Alistair با فرش در یک ستون بود. اگر راست باشد، 3 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Alistair باقی میگذارد: 3 از 73.
Irene جایی در غرب Ximena بود.
Irene با چراغ پایهدار در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Irene باقی میگذارد: 8 از 73.
Yolanda با جعبهٔ چوبی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Yolanda باقی میگذارد: 7 از 73.
Yolanda جایی در شرق پزشک بود.
Wren و خوانندهٔ اپرا در دو اتاق جدا بودند.
Wren با میز تحریر در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Wren باقی میگذارد: 8 از 73.
Ruben با سرهنگ در یک اتاق بود.
Ruben روی هیچ چیز ننشسته بود. اگر راست باشد، 5 از 73 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Ruben باقی میگذارد: 5 از 73.
Lorenzo جایی در جنوب Hugo بود.
Lorenzo جایی در جنوب Wren بود.
Lorenzo با صندوق در یک ستون بود. اگر راست باشد، 7 از 73 را باقی میگذارد
Ximena کنار میز تحریر نبود. اگر راست باشد، 70 از 73 را باقی میگذارد
Ximena با پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 13 از 73 را باقی میگذارد
Hugo با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 73 را باقی میگذارد
Hugo جایی در غرب Wren بود.
Hugo جایی در غرب وارث بود.
دقیقاً 2 نفر در نشیمن بودند.
دقیقاً 2 نفر در انبار بار بودند.
خانههایی را که برای Alistair مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Alistair هنوز برایش باز است — 3 از 73.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Alistair آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Irene آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Yolanda آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Wren آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
3 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
Ruben همدست است. جاگذاری بهتنهایی اینجا 2 خوانش را سرِ پا میگذارد، پس این خودِ اتهام است که تعیین میکند کدام یکی — اما از این پس هر چه Ruben گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Ruben در واقع به تو گفته است:
Ruben با سرهنگ در یک اتاق نبود.
Ruben روی چیزی نشسته بود.
آنچه شهادتها خودبهخود روشن میکنند
هیچ دو نفری ردیف یا ستون مشترک ندارند، پس هر جاگذاری دایرهٔ بقیه را تنگتر میکند. پیش از حتی یک حدس:
Alistair فقط میتواند در عرشه (ردیف 4، ستون 5) باشد — از 3 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
Irene فقط میتواند در انبار بار (ردیف 9، ستون 1) باشد — از 8 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 63 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
Yolanda را در کابین (ردیف 5، ستون 3) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
اگر Wren در واگن غذاخوری (ردیف 2، ستون 9) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Hugo نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Ruben در نشیمن (ردیف 6، ستون 4) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Lorenzo نمیماند. پس آنجا نه.
Lorenzo را در عرشه (ردیف 2، ستون 6) بگذار و شهادتها اصلاً جور درنمیآیند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Wren روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Hugo نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
59 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Alistair میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Yolanda میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Hugo میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Ximena میتوانست ارث باشد.
انگیزهٔ Irene میتوانست باجگیری باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش بدهی نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Lorenzo، در نشیمن (ردیف 7، ستون 6). Ruben از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Lorenzo سرِ پا میماند انتقام است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Lorenzo با قرمز حلقه خورده است.
پیچش ماجرا: یکی از مظنونها همدست است — هر جملهای که میگوید دروغ است; اتهام انگیزه را هم میخواهد، نه فقط نام را.
تا حالا یک کارآگاه بازش کرده است.
این پرونده چطور باز شد — راهحل کامل این تخته، گام به گام
هر گامِ پایین از خودِ حلکننده است — همان که ثابت کرد این تخته دقیقاً یک جواب دارد. شمارشها واقعیاند: میتوانی روی شبکه راستیآزماییشان کنی.
خانههای حرفدار، اشیا هستند. بیشترشان خانه را از بازی بیرون میبرند — و به همین دلیل شمارشهای بالا شمارِ خانههای آزاد است، نه همهٔ خانهها — اما آنهایی که پایین علامت خوردهاند نه: خانهشان هنوز در بازی است. ا — اجاق · پ — پنجره (خانه آزاد میماند) · ت — تخت (خانه آزاد میماند) · چ — چراغ پایهدار · ص1 — صندلی چوبی (خانه آزاد میماند) · ص2 — صندوق · ف — فرش (خانه آزاد میماند) · ک — کاناپه (خانه آزاد میماند) · م — مبل راحتی (خانه آزاد میماند) · ی1 — یک جعبهٔ چوبی · ی2 — یک ساعت · ی3 — یک میز تحریر
شهادتها
هر کس چه گفت. یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما هنوز معلوم نیست کدامشان.
Tamara با کاناپه در یک ستون بود. اگر راست باشد، 8 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Tamara باقی میگذارد: 8 از 72.
Tamara جایی در جنوب باغبان بود.
Walter با صندوق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Walter باقی میگذارد: 8 از 72.
Zeno با اجاق در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 6 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Zeno باقی میگذارد: 6 از 72.
Nora با تخت در یک ستون بود. اگر راست باشد، 17 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Nora باقی میگذارد: 17 از 72.
Julia با چراغ پایهدار در یک ستون بود. اگر راست باشد، 6 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julia باقی میگذارد: 6 از 72.
Julia با پنجره در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 1 از 72 را باقی میگذاردروی تخته نشانش بدهخانههایی که همین یک جمله برای Julia باقی میگذارد: 1 از 72.
Olivia جایی در شمال Nora بود.
Olivia جایی در غرب Alistair بود.
Olivia جایی در شرق باغبان بود.
Olivia جایی در شمال وارث بود.
Olivia با فرش در یک ستون بود. اگر راست باشد، 9 از 72 را باقی میگذارد
Alistair با مبل راحتی در یک ستون بود. اگر راست باشد، 63 از 72 را باقی میگذارد
Alistair در موتورخانه نبود. اگر راست باشد، 7 از 72 را باقی میگذارد
Gilda با تخت در یک ردیف بود. اگر راست باشد، 8 از 72 را باقی میگذارد
Gilda جایی در شرق Walter بود.
دقیقاً 2 نفر در کابین بودند.
خانههایی را که برای Zeno مانده بود نشان بدهخانههایی که بعد از بهحسابآوردن حرفهای خودِ Zeno هنوز برایش باز است — 6 از 72.
برداشتن نقاب دروغگو
یکی از این 9 نفر همدست قاتل است و تکتک حرفهایش دروغ — اما به تو نمیگویند کدامشان. یکییکی امتحانشان کن: حرفهایش را وارونه بخوان و ببین بقیهٔ شهادتها باز هم جور درمیآیند یا نه.
اگر Tamara آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Walter آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Milo آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
اگر Zeno آن دروغگو بود، هیچ چیدمانی با بقیه جور درنمیآمد. پس او نه.
4 نفر دیگر هم به همین ترتیب از فهرست بیرون میروند.
فقط Alistair از این آزمون سربلند بیرون میآید. همدست همین است، و از این پس هر چه گفته وارونه خوانده میشود.
وارونه که بخوانی، Alistair در واقع به تو گفته است:
Alistair با مبل راحتی در یک ستون نبود.
Alistair در موتورخانه بود.
خانههایی که باید آزموده میشدند
بقیهاش خودبهخود درنمیآید. 89 حذف لازم است، همه با یک حرکت: کسی را روی یک خانه بگذار، نتیجهها را دنبال کن، و ببین تخته چطور خودش را نقض میکند.
اگر Tamara در انبار بار (ردیف 8، ستون 2) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Walter نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Walter در انبار بار (ردیف 8، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nora نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Milo در نشیمن (ردیف 2، ستون 1) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Gilda نمیماند. پس آنجا نه.
اگر Zeno در انبار بار (ردیف 7، ستون 3) ایستاده بود، دیگر جایی برای ایستادن Nora نمیماند. پس آنجا نه.
نشان بده کجا کار خراب میشودفرض کن Tamara روی خانهٔ خطچین ایستاده باشد. آنوقت جایی برای ایستادن Walter نمیماند: هر خانهای که هنوز برایش باز بود سایه میخورد.
85 خانهٔ دیگر هم به همین ترتیب کنار رفتند.
Walter فقط میتواند در عرشهٔ فرماندهی (ردیف 8، ستون 6) باشد — از 2 خانهٔ ممکن به همین یکی رسید.
انگیزه
این پرونده «چرا» را هم میخواهد، نه فقط «کی»: نامبردن از قاتل بدون اثبات انگیزه به هیچ حساب نمیآید. 8 انگیزه در میدان است و این جملهها دایرهشان را تنگ میکنند.
انگیزهٔ Zeno میتوانست جاهطلبی باشد.
انگیزهٔ Nora میتوانست حسادت باشد.
انگیزهٔ Gilda میتوانست رازهای دفنشده باشد.
انگیزهٔ Tamara میتوانست بدهی باشد.
انگیزهٔ Alistair میتوانست انتقام باشد.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش وسواس نبود.
هر کس این کار را کرده، انگیزهاش باجگیری نبود.
جواب
پس یک چیدمان میماند، و یک نفر که میتوانست این کار را کرده باشد: Olivia، در کابین (ردیف 4، ستون 4). Alistair از اول تا آخر دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
تنها انگیزهای که برای Olivia سرِ پا میماند ارث است.
تختهٔ حلشده را نشان بدهتنها چیدمانی که شهادتها اجازه میدهند. دورِ Olivia با قرمز حلقه خورده است.
مرورِ روز
The Hollow Order — همدستی در پرونده در The Steamship Aurora نشسته بود و تنها 4 کارآگاه آن را باز کردند. برای طرح اتهام نیاز به توافق 3 نفر است — دروغ هنوز همانجاست، خواندهنشده.
The Steamship Aurora امروز میزبان هر ده تحقیق بود و در کنار پنج حمله زمانی فوری، پنج پرونده استاندارد را ارائه داد. امور روزمره بدون فریب پیش رفت: مبتدیِ بدون زمان (untimed beginner) از سیزده تلاش به نه راهحل رسید که chentian با 0m 08s پیشتاز آن بود، در حالی که یک جدول آسانِ بدون زمان (untimed easy) با 6x6 اتاق، شاهد نه موفقیت در نه تلاش بود که یک کارآگاه مهمان با 0m 23s رهبری آن را بر عهده داشت. همان بازرس ناشناس بهترین زمانها را در بقیه فهرست بدون زمان ثبت کرد؛ حل تخته متوسطِ 7x7 در 0m 44s، بستن پرونده سختِ 10x8 — که انگیزه تاییدشده میطلبید — در 1m 04s، و پشت سر گذاشتن هم یک دروغگو و هم شرط انگیزه در نقشه طبقه متخصصِ 9x9 در 4m 03s.
در رقابت با ساعت، میدان به شکلی استثنایی خلوت ماند و راهروها تا حد زیادی به chentian واگذار شد که تمام رکوردهای سریعترین زمان را از آن خود کرد. دورهای زماندار اولیه سریع بودند و مبتدی (beginner) را در 0m 07s، آسان (easy) را در 0m 11s، و متوسط (medium) را در 0m 20s به پایان رساندند. پیچیدگی به زودی در ردههای بالاتر اوج گرفت، جایی که یک دروغگو در جدول سختِ 8x8 ظاهر شد و به تنهایی توسط chentian در 4m 24s حل شد. تخته متخصصِ (expert) زماندار، هم یک شاهد دروغگو و هم شرط انگیزه را در هشت اتاق گرد هم آورد، جایی که یک تلاش منفرد تنها موفقیت موجود را رقم زد: chentian، بار دیگر، با پایان در 4m 54s.
راهنمای نشانهها: حلقهٔ قرمز = قاتل · خطچین کهربایی = همدستِ دروغگو · ✕ = قربانی · حرفهای اولِ نام، جایی را نشان میدهد که ثابت شد هر مظنون آنجا ایستاده بود.
مبتدی — کشتی بخار آرورا
نام Olivia (استاد) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 9 کارآگاه بسته شد.
آسان — کشتی بخار آرورا
درِ سلول روی Fabio (باغبان) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 9 کارآگاه.
متوسط — کشتی بخار آرورا
پیش از آنکه روز به سر برسد، Nadia (استاد) به دست 7 کارآگاه روانهٔ زندان شد.
سخت — کشتی بخار آرورا
Nestor (موزهدار) در بازداشت است — پرونده را 6 کارآگاه بست. انگیزه — انتقام — همراه با نام ثابت شد.
حرفهای — کشتی بخار آرورا
Lorenzo (سرهنگ) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست 3 کارآگاه محکوم شد. انگیزه — انتقام — همراه با نام ثابت شد. Ruben برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
مبتدی · مسابقه با زمان — کشتی بخار آرورا
نام Jonas (موزهدار) برده شد و اتهام رویش نشست؛ این یکی از سوی 2 کارآگاه بسته شد.
آسان · مسابقه با زمان — کشتی بخار آرورا
درِ سلول روی Zeno (راننده) بسته شد، بر پایهٔ مدرکِ 2 کارآگاه.
متوسط · مسابقه با زمان — کشتی بخار آرورا
پیش از آنکه روز به سر برسد، Tristan (پیشخدمت) به دست یک کارآگاه روانهٔ زندان شد.
سخت · مسابقه با زمان — کشتی بخار آرورا
Hugo (شعبدهباز) در بازداشت است — پرونده را یک کارآگاه بست. Julia برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.
حرفهای · مسابقه با زمان — کشتی بخار آرورا
Olivia (پزشک) روز را پشت میلهها تمام کرد — به دست یک کارآگاه محکوم شد. انگیزه — ارث — همراه با نام ثابت شد. Alistair برایش دروغ گفت و هرگز متهم نشد.